حاج محمدحسین داوری ؛ جرعه نوش جام عشق اهل بیت (ع)

اخبار ترشیز
Typography


حمیدضیایی


حاج محمدحسین داوری ترشیزی متولد 1328 در کاشمر است. از کودکی نمک پرورده ی اهل بیت و علی الخصوص حضرت اباعبدالله بوده و اکنون که دهه ی هشتم زندگی اش را سپری می کند هنوز عاشق و پیرو مکتب آن حضرت است. از کودکی عشق به خواندن برای آن حضرت را دل داشته و از 10 سالگی مرثیه خوان مصائب حضرت می شود

و اکنون حدود 60 سال است که غلامِ خوانِ گسترده ی حیدر است و در هئیت حیدری کاشمر مداحی می کند.

بی مناسبت نبود که در ایام محرم پای سخنان مداحی بنشینم که سال هاست نمک گیر این سفره است و از همین راه و در این دستگاه کسب اعتبار کرده است. گفت و شنودمان شیرین و خواندنی بود و دریغا که مجال اندک است و در این فرصت و این صفحه فرصت نشر تمام خاطرات گفته شده نیست. البته آنچه به ذهن نگارنده رسید این بود که چرا تاکنون در مورد هئیت ها و مداحان اهل بیت این دیار مستندی تهیه نشده است؟ چرا که هرکدام بی شک خاطرات شیرین و شنیدنی بسیار دارند از گذشته و فرهنگ محرم در ترشیزمان. نگارنده امیدوارم این مهم سرلوحه ی اهل فن و مستندسازان دیارمان قرار گیرد.

آنچه در ادامه می خوانید گفت و گویی با مداح و پیر غلام اهل بیت است:

+بفرمایید از چند سالگی مداحی را شروع کردید؟

 

- من از سال 1338 یعنی 10 سالگی در هئیت کودکان حیدری برای بچه ها مداحی را شروع کردم و تا همین امروز حدود 61 سال می گذرد که هنوز به مداحی مشغول هستم.

 

 

+ نزد چه کسانی شاگردی کردید؟

 

 

- اوایل استادی نداشتم. فقط پدرم بود که مرا راهنمایی می کرد. همان زمان دو کتاب برای من گرفتند: خزائن الاشعار و گلزار هاشمی. از روی این دو کتاب نوحه می نوشتم و می خواندم. بعد از چند سال وارد هئیت جوانان حیدری شدم_ تقریباً می شود گفت بعد از 10 سال_ تا سن 15-16 سالگی را در همان هئیت کودکان بودم. آن زمان هم هئیت کودکان در منزل شخصی به نام آقای خانی برپا می شد که من مداح آنجا بودم. بعد از چند سال هئیت جوانان حیدری تأسیس شد که من به آنجا رفتم. حدود سال 1354 به طور رسمی وارد هئیت حیدری شدم و تا حالا چیزی حدود 45 سال بیش و کم است که مداح این هئیت هستم.

 

 

 

+ وقتی از 10 سالگی شروع کردید چه الگوهایی پیش روی شما بود؟

 

 

- در آن سن و سال واقعیتش را بخواهید الگوی خاصی نبود. بیشتر همان عشق و شوق بچگانه بود. خب! به هر حال یک صدایی هم داشتم و بسیار مشتاق بودم که بخوانم. پدرم هم مرد مذهبی‌ای بود و مرا با خودش به جلسات و روضه ها می برد. حتا یادم هست که در سن 12 سالگی در جلسه ذاکرین که مداحان بزرگی هم آنجا بودند، می خواندم.

 

+این بزرگان چه کسانی بودند؟

 

 

- خدا همه شان را رحمت کند! هیچ کدامشان دیگر نیستند. مرحوم حاج آقا رضا عظیمیان بود؛ مرحوم گلستانی، مرحوم حاجی تقوی، مرحوم شمس، مرحوم باستانی، مرحوم حاجی هجربر(البته ایشان مداح نبود، اما عضو جلسه بود)، حاجی عسگری، مرحوم حق پناه، مرحوم فخار. این ها اعضای اصلی بودند که در خاطرم مانده.

 

 

+ کدام یک از کسانی که نام بردید بیشتر روی شما تأثیر گذاشته اند؟

 

 

- اجازه بدهید یک خاطره بگویم! چون خیلی جالب است برای خودم. در همان جلسه ی ذاکرین که من برای اولین بار در آنجا خواندم، شعری برای حضرت زینب انتخاب کرده بودم. این در صورتی بود که در جلسه روضه ی حضرت علی اکبر را می خواندند. جلسه که تمام شد، شخصی بود به نام شیخ محمد امامی _ ایشان روحانی نبود، ولی معروف بود به شیخ محمد_ ایشان یک سکه ی 5ریالی برای تشویق به من داد و مرا تشویق کرد و گفت:_«آفرین، خیلی خوب خواندی؛ خوب صدایی داری. ولی از این به بعد که خواستی به جلسه بیایی و بخوانی، یادت باشد که هرچه بقیه خواندند، تو هم همان را بخوانی». این در واقع اولین راهنمایی بود که از ایشان گرفتم. این گفته هرچند که ساده، اما در من خیلی تأثیر گذاشت و در خاطرم ماند. اما در عین حال در همه ی این سال ها من زیاد کار کردم. در همان جلسه ی ذاکرین که پدرم مرا می برد، از همان پیشکسوت ها پیروی می کردم و می آموختم. تا اینکه سال ها بعد خودمان دور هم جمع شدیم و چندتا مداح جدیدتر هم آمد، مرحوم عاجل هم روی کار آمده بود، یک جلسه ی خصوصی راه انداختیم که شب های شنبه برگزار می شد و آن هم فقط برای رفع اشکال بود.

 

+شما اوایل خزائن الاشعار و گلزار هاشمی می خواندید. از چه زمانی با حافظ و اشعار حافظ آشنا شدید؟

 

 

- در خانه ی پدرم حافظ بود. پدرم حافظ را خیلی دوست داشت. شاهنامه هم داشتیم. یادم هست که کلیات سعدی را هم داشتیم. این کتاب ها را پدرم می خواند. مخصوصاً شاهنامه خوان بسیار خوبی بود. حتا یادم هست که مردم پدرم را دعوت می کردند و شب ها عده ای دور هم جمع می شدند تا پدرم برای شان شاهنامه بخواند. من از بچگی یک ذوقی داشتم و از همان زمان حافظ می خواندم. البته پدرم هم تأکید داشت که حافظ بخوانم چون می گفت حافظ شعرهای خیلی زیبایی دارد. این را هم بگویم که پدرم با موسیقی میانه ی خوبی نداشت. ولی نه هر موسیقی‌ای! آن زمان برنامه هایی از رادیو پخش می شد و پدرم آن ها را گوش می کرد. یک روز به پدرم گفتم: شما که از موسیقی خوشتان نمی آید پس چرا این ها را گوش می کنید؟ گفت: موسیقی هایی را گوش می کنم که در آن شعر حافظ خوانده می شود. همه ی این ها دست به دست هم داد و من با حافظ آشنا شدم. بعدها که بزرگتر شدم در جمع دوستانم می خواندم. خب به هر حال باید از حافظ می خواندم؛ چون حافظ بود که نقل مجلس بود. چند سال بعد یکی از دوستانم که هم شاعر بود و هم می توان گفت که استاد بود، مرا راهنمایی کرد که در دیوان حافظ اشعاری هست که اصلاً مخصوص حضرت اباعبدالله و حضرت اباالفضل و حضرت علی اکبر است و مناسبت دارد. در سال 1371 که تهران بودم محضر یکی از علما رفتم. ایشان گفتند برای روز عاشورا چه چیزی آماده کرده ای؟_ زمانی که تهران بودم این طور بود که اول یک غزل از حافظ می خواندم و بعد وارد نوحه و مصیبت می شدم_ من هم در دیوان حافظ گشته بودم و این غزل را پیدا کرده بودم: درِ سرای مغان رُفته بود آب زده/ نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده/.

وقتی گفتم این شعر را برای عاشورا آماده کرده ام_ ایشان خودش یک عارف به تمام معنا بود_ گفتند: این غزل حافظ مخصوص روز عاشوراست. اصلاً گویی این غزل را خواجه برای عاشورا سروده است.

 

+استقبال هم می شد از این سبک خواندن؟

 

 

-در تهران بسیار زیاد طرفدار داشت. در اینجا هم داشت. ولی در تهران خیلی بیشتر بود. وقتی شعر حافظ را می خواندم چنان به وجد می آمدند که حتا من هم دچار این وجد می شدم تا بهترین شعرها را انتخاب کنم و بخوانم. هرچند همه ی شعرهای حافظ بهترین است. ولی مناسب ترین را انتخاب می کردم که استقبال هم می شد.

 

 

 

+با موسیقی هم آشنا هستید و دستگاه های موسیقی ایرانی را می شناسید؟

 

 

- تا اندازه ای آشنا هستم. چندتا دستگاه را می شناسم؛ چون لازمه ی کار مداحی است. حالا نه به طور حرفه ای، چون کلاس نرفته ام و به قول معروف گوشی یاد گرفته ام. هرازگاهی هم با بچه ها کار می کنم. همه ی این ها را سعی کردم یاد بگیرم؛ چون مناسبت هم دارد با شعر حافظ. خب! به هرحال باید بتوانم اشعار را به طور اصولی بخوانم. اما در کل دستگاه های: شور، اصفهان، بیات ترک، ابوعطا، و افشاری برای مداحی لازم است.

 

 

 

+تفاوت مداحی های امروز و گذشته را در چه چیزی می بینید؟ بعضی از مداحی های امروزی را می شنویم که هنجارشکن هستند...

 

 

- متأسفانه بله! چه بگویم؟ این جای تأسف دارد. اولین تفاوتی که می شود گفت: آقای ضیایی! مداحی های امروز دیگر نه به خاطر امام حسین، بلکه بیشتر برای خودنمایی است. آن هم با آهنگ هایی که اصلاً مناسب نیست. حقیقت امام حسین در آهنگ های امروز وجود ندارد...

 

 

 

+ در شعرها چه طور؟

 

 

- در شعرها که صددرصد وجود ندارد. اشعاری که در قدیم خوانده می شد، اشعاری بود که از دل بر می خاست و لاجرم هم بر دل می نشست. اما امروز نه! اشعار بچگانه است. نمی دانم چه بگویم! یک حرف هایی در اشعار می آورند که حتا بچگانه هم نیست... اما یک نکته دیگر هم اینکه اکثریت مردم با این طور اشعار و آهنگ ها مخالف هستند. قدیم نام امام حسین را با احترام می آوردند. اما امروز می بینید که یک مداح، نوحه می خواند و یک نفر هم پشت سرش حسین حسین می کند. آن هم چه حسین حسینی؟ ما فقط سین سین می شنویم. تفاوت امروز و دیروز خیلی زیاد است. میان ماه من تا ماه گردون/ تفاوت از زمین تا آسمان است/.

 

+امروزه مداح از یک قطعه ی موسیقی پاپ شعر و مداحی اش را می سازد. در گذشته هم شما آهنگ را به همین شکل انتخاب می کردید و می ساختید؟

 

 

- شعرایی که شعر آیینی می گفتند خودشان چه روی زمینه و چه روی نوحه_ زمینه وقتی است که مردم نشسته بودند و زمزمه می کردند و نوحه هم وقتی است که بلند می شدند و به سینه می زدند_ آن شاعر خودش سعی می کرد یک آهنگ محزونی را که صدالبته آن را از یک قطعه ی موسیقی گرفته بود و تغییراتی در آن ایجاد کرده بود، می ساخت. مثلاً یک شعر که روز عاشورا مرحوم حاج آقا رضا عظیمیان می خواندند این بود:_ ظهر عاشورا/ شاه مظلومان/ برد و اصغر را/ جانب میدان/ الخ... این یک آهنگ بسیار سنگین و محزون داشت. ببینید چه قدر در این قطعه حزن و اندوه نهفته است چه زیبایی‌ای دارد. اما باید بگویم که امروز نمی فهمند چه می خوانند و چه می گویند.

 

 

 

+شما خودتان شاعر هم هستید! از چه زمانی شعر گفتن را آغاز کردید؟

 

 

 

- شعر را قبلاً هم می گفتم. اما تقریباً می شود گفت به طور جدی حدود 25 سال است که شعر می گویم.

 

 

 

+شما روی علی اصغر داوری تأثیر گذاشتید که شعر بگوید، یا علی اصغر روی شما تأثیر گذاشت؟

 

 

 

- علی اصغر روی من تأثیر گذاشت. چون من به فکر شعر گفتن نبودم. فکر هم نمی کردم که بتوانم شعر بگویم. اما دیدم ایشان در شعر پیش رفت کرده و بزرگان و اساتید شعر ایشان را تأیید کردند و روی شعرهایش انگشت گذاشتند. خب! من هم به این فکر افتادم که شاید بتوانم کاری بکنم؛ و شروع کردم. الحمدالله تا الآن هم یک کارهایی کرده ام و چیزهایی گفته ام.

 

+در حوزه ی موسیقی مهدی آقا و علی آقا پیش رفت هایی داشته اند. شما چه قدر در این حوزه مشوق فرزندان تان بودید؟

 

 

 

- من دوستانی داشتم که اهل موسیقی بودند و به خانه ی من آمد و رفت داشتند. می آمدند که با هم کار کنیم. آمدن این دوستان که اهل موسیقی بودند باعث شد که بچه ها به دنبال موسیقی بروند و موفق هم بودند.

 

 

 

+پیش آمده که برای شما آهنگی بسازند یا پیشنهاد کنند؟

 

 

- یکی_دوبار پیش آمده که این کار را کرده اند. مخصوصاً علی آقا خیلی در این مورد راهنمایی کرده.

 

 

 

 

+نظرتان راجع به مداحی های امروز در کاشمر چیست؟

 

 

 

 

-رضایت مند نیست جناب ضیایی. اما الآن حدود 300 مداح داریم که در کانون مداحان پرونده دارند. مداحانی داریم که خوش صدا هم هستند؛ اما بعضی هاشان گرایش به همان سبک های ناپسند تهرانی ها دارند. البته تفاوت هایی هم هست! یکی اینکه زیاد پیروی نمی کنند. می شود گفت پنجاه_پنجاه هستند که اگر کارهای سنگین تر ارایه کنند بهتر از کار در می آید. گاهی هم گفته ام که زیاد تقلید نکنید! سعی کنید خودتان یک کار جدید ارایه کنید. به دنبال تقلید از فلان مداح نروید که فلان آهنگ را خوانده. حالا اگر یک آهنگی بود که سنگین بود و مردم هم پسندیدند، اشکالی ندارد تقلید شود. ولی دنبال آهنگ های ناپسند نروید.

 

 

 

 

+ از شعرهای مرحوم امام جمعه ی کاشمری هم خوانده اید؟ نظرتان راجع به این اشعار چیست؟

 

 

 

- بسیار خوب است. شعرهای پخته و براساس روایات. شعرهایی که من در آوردی نیست. من هنوز هم از شعرهاشان حفظ هستم. چون از شعرهای ایشان می خواندم، هنوز در حافظه دارم. بد نیست چند بیتی هم که بی مناسبت با این روزها هم که متعلق به حضرت زینب(س) است، نیست، بخوانم:

سپهر عصمت و عفت، مه برج حیا زینب/ یگانه دُخت زهرا بنتِ شاه اولیا زینب

نبی سِطوَت، علی صولت، حسن خوی و حسین فطرت/ شبیه مادرش زهرا بُدی سرتابه پا زینب

 

در ادامه اشاره می شود به خطبه ی حضرت:

فغان و آه از آن ساعت که با خیل اسیران شد/ به کوفه وارد از جور و جفای اشقیا زینب/

چو دید آن قیل و قال و ازدحام مردم کوفی/ بگفتا اُســـکتو! با فرقه ی شوم دغا زینب/

نفس ها حبس شد در سینه ها، اجراس ساکت/ تکلم کرد چون بابش علی مرتضی زینب/

ببینید چه شعری! چه محتوایی!

 

 

 

 

+چه قدر از مداحان امروزی در کاشمر با این اشعار آشنا هستند؟

 

 

 

- فقط در بین مداحان هم سن و سال من این اشعار خوانده می شود...

 

 

 

+ معرفی کرده اید و استقبال نشده؟

 

 

- بله! حتا از کتاب های امام جمعه ی کاشمری هم در بین مداحان پخش شد. ولی متأسفانه زیاد استفاده نشد.

 

 

 

+ آیا عدم درک این اشعار باعث شده که استقبال نشود؟

 

 

 

- باید بگویم که درک نشده! چون اگر درک می شد، خوانده هم می شد. مردم هم این شعرها را بیشتر دوست دارند.

 

+در بین مداحان تهرانی چه کسانی را بیشتر گوش می کنید و قبول دارید؟

 

 

 

- خواهش می کنم! من کوچکتر از آنم که کسی را قبول داشته با نداشته باشم. ولی تهران مداحانی دارد که به تمام معنا استاد هستند. چند نفر را نام ببرم بد نیست: جناب آقای علی انسانی که واقعاً سنگین و متین می خوانند_ ایشان هم مداح تهرانی است_ شاعر هم هستند و چه شعرهای قشنگی. جناب آقای حاج حسن خلج که از دوستان من هستند. من پنج سال در هئیت حیدریون تهران بودم و خیلی از جلسات را با هم می رفتیم. حتا به شهرستان ها هم رفتیم. 10 روز یزد بودیم؛ اصفهان رفتیم؛ در خود تهران هم هر روز با ایشان جلسه داشتیم. ایشان هنوز طرفدارهای خودش را دارد که زیاد هم هستند. آقایان حاج محمد و حاج حسن طاهری که واقعاً استاد هستند. این ها کار اصولی می کنند. کار اصولی هم از شعرش گرفته تا آهنگش اصولی است.

 

 

 

 

+امسال چه کردید با کرونا؟

 

 

- امسال شرایط متفاوت بود. نوعی دیگر عزاداری کردیم. مثل سال قبل نبود. سنتی از قدیم داشتیم که سال هاست بر اساس همان سنت از روز پنجم محرم که هئیت حیدری میزبان بود و هئیت های دیگر به عنوان مهمان می آمدند و بسیار هم با صفا بود. متأسفانه امسال این مراسم تعطیل شد! فقط شب ها به طور محدود در فضای باز حسینیه عاشقان امام حسین با رعایت پروتکل ها آمدند. البته باید بگویم که خیلی هم خوب بود.  خوب حضور داشتند؛ و خوب هم استقبال شد. راستش را بخواهید فکر نمی کردیم به این با شکوهی برگزار شود.

+ به عنوان کلام آخر اگر سخنی مانده، بفرمایید؟

 

 

 

- خواهش می کنم! یک نصیحت برادرانه به دوستان مداح دارم! به عنوان کسی که 60 سال تجربه ی مداحی دارد: نظر من این است که در کار امام حسین اولین چیزی که لازم است، معرفت نسبت به امام حسین است_ که البته دوستان همه الحمدالله دارند و عاشقانه هم کار می کنند_ و بعد سعی کنند از سنگین بودن اشعار و محتوای آن_ چه شعر پند و اندرزی باشد و چه نوحه و چه مصیبت_ غافل نباشند. سفارش من به عزیزان مداح که همه شان سروران بنده هم هستند این است که این مسایل را رعایت کنند. امیدوارم که به زودی هم از شر این بیماری منحوس خلاص شویم تا إن شاءالله سال آینده محرم را طبق سنوات گذشته برگزار کنیم.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.