کاشمر؛ شهر شعر و شعور

اخبار ترشیز
Typography

رضا فدافن

روز شعر و ادب پارسی بهانه‏ای بود تا به چند دوست شاعر و نویسنده، زنگی بزنم و تبریکی عرض کنم. یکی از این عزیزان بی‏مقدمه پرسید:«چرا در باره انجمن‏های ادبی و جلسات شب شعر چیزی نمی‏نویسم؟» همیشه از پاسخ به اینگونه سئوالات طفره رفتم. البته چند باری در باره حوزه فرهنگ دیارمان نوشته‏ام. همین شماره قبلی یادداشتی در باره پیوست فرهنگی و مهندسی فرهنگی خطاب به نماینده نوشته بودم

. شاید تعجب کنید اگر بنویسم که نوشتن در باره مسایل فرهنگی دیارمان کاری سخت و صعب است!!

چند شماره قبل در باره تئاتر نوشته بودم، چند نفری مودبانه و یک نفر بی‏ادبانه به آن نوشته ایراداتی گرفتند. واضح و مبرهن است که نقد چیز خوب و بایسته و شایسته‏ای است. نگارنده این سطور با نقد ادبی آشناست و حرمتی خاص برای منتقدان ادبی قائل است. ولی بعضی اهالی فرهنگ، و دوباره تاکید می‏کنم بعضی، هیچگونه نقدی را برنمی‏تابند. این حضرات خود را بزرگ حوزه فعالیتشان می‏دانند و معتقدند از آنان برتر و بهتر، خودشان هستند و بس!

چند سال قبل سونامی تغییرات یک طیف سیاسی به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی رسید. البته این تغییرات مربوط به جابجایی سه عنصر اصلاح‏طلب در بازه زمانی اندکی بود. وقتی سومین رئیس بر صندلی ریاست تکیه داد، یادداشتی نوشتم و قیاسی میان سه رئیس داشتم. یکی از این سه رئیس تا مدت‏ها به نگارنده خرده می‏گرفت که فلان سطر و بهمان فراز مطلبت باب دلش نبوده است. یا در یک جلسه تمرین گروهی از هنرمندان هنرهای نمایشی، از چند هنرمند دردمند و با ذوق با عنوان غول‏های دوست داشتنی تئاتر کاشمر یاد کردم.

نمی‏دانید این تعبیر چقدر به برخی برخورد. هنوز که هنوز است سئوال می‏کنند که چرا آنان را غول دوست داشتنی خطاب کردم؟! یا چند سال قبل در وصف یک نمایش از تعبیر تئاتر فاخر استفاده کردم. برخی از اهالی هنرهای نمایشی دیارمان ایراد می‏گرفتند که چرا از نمایش آنان به عنوان تئاتر فاخر یاد نکردم؟! و اصلاً مگر غیر از آنان کسی توان بر روی صحنه بردن تئاتر فاخر را دارد؟ تاکید می‏شود که این واگویه‏ها در میان همه اهالی هنر و ادب و فرهنگ کاشمر موجود نیست. عده اندکی هستند که خود را ناب‏تر از همه می‏ببیند.

الغرض قصد داشتم از پاسخ به آن عزیز در باب سئوالش طفره بروم. نتوانستم. توضیح دادم که نوشته‏هایی در این باره داشته‏ام. واقعیت آن است که حال انجمن‏های ادبی و جلسات شب شعر دیارمان روی کاغذ خوبِ خوب است. شنیدم که بیشتر از انگشتان یک دست بر روی کاغذ انجمن ادبی داریم. نقل است که برای شعر آیینی و شعرهای مختلف انجمن ادبی زنانه و مردانه داریم. خدا را از این بابت شکر. معمولاً در سیستم‏های اداری ملاک همین روی کاغذهاست. در بیلان کاری اشارت زیادی به این قبیل روی کاغذها می‏شود.

یادم هست در یک نشست فرهنگی، مهمان جلسه در باره آمار یک موضوع خاص سئوالی کرد. پرسید «در این برنامه هر نوبت چند نفر شرکت می‏کنند؟» مسئول مربوطه به عدد سیصد اشاره کرد. بنده خدا متعجب بود. یکی اشارت به گزارش عملکردهای ادوار آن مجموعه کرد. مشخص شد روی کاغذ همان سیصد نفر قید شده است. یکی اشاره کرد که «آیا در عمل هم همین عدد درست است؟» مسئول مربوط توجیه کردن را خوب بلد بود. توضیح داد که از ساعت هفت صبح تا هفت عصر سیصد نفری در فضای برگزاری آن برنامه حاضر می‏شوند!

آری روی کاغذ خیلی چیزها خوب است. فرادستان هم این خوب بودن را باور دارند. و لابد آنان نیز به فرادستانشان گزارش‏های خوب می‏دهند. ایام کرونا یقیناً مانع تشکیل جلسات آن انجمن‏های ادبی ذکر شده بر روی کاغذ بوده است. قبل از کرونا چی؟ ببخشید این سئوال یحتمل بی‏پاسخ است. چون نقل است که همه چیز روی کاغذ بوده است. جسارتاً ممکن است روی کاغذ جلسات برگزار شده باشد؟ یقیناً اینگونه نیست. اگر واقعاً مجوز داشته باشند این انجمن‏های ادبی زنده بر روی کاغذ، چرا برنامه‏ای ارائه نکرده‏اند؟

شاید کلی برنامه روی کاغذ ارائه شده است. یادم هست در دهه هشتاد مهمان یک نشست فرهنگی بودم در مجتمع سرو کاشمر، کمتر از پنجاه نفر مستمع داشتم. ماه‏ها بعد دوستی گفت که در جایی شنیده که عدد حضار آن جلسه بر روی کاغذی سیصد و چند نفر ذکر شده بود! در دهه هفتاد در محضر فرمانداری شاهد گزارش رونمایی یک کتاب بودم. با کنجکاوی دیدم دویست نفری گردهم جمع شدند و کتاب دوستم را رونمایی کرده‏اند! همانجا به دوستم زنگ زدم. بیچاره بی‏خبرِ بی‏خبر بود. این روی کاغذ کار فرهنگی کردن بسیار سخت است.

بگذریم. انجمن ادبی داریم، خوبش را هم داریم. فقط روی کاغذ داریم. یقین متولیان فرهنگ و ادب و هنر شهرمان حواسشان به بزرگداشت روز شعر و ادب پارسی بوده و در بیست و هفتم شهریور برای پاسداشت این روز کاری کارستان کرده‏اند. به این عزیزان خدوم و بزرگوار خسته نباشید عرض می‏کنیم. در این ایام کرونا می‏توان از ظرفیت اینترنت و شبکه‏های مجازی برای بزرگداشت این روز بهره برد. می‏توان در این فضا با چند شاعر پیشکسوت و نوقلم مصاحبه کرد. می‏توان تاریخچه هر انجمن ادبی را در قاب یک سایت و یا وبلاگ بیان کرد.

جلسات قرائت و خوانش شعر و یا شب شعر را می‏توان به فضای مجازی منتقل کرد. البته شاید این همه انجام شده باشد و نگارنده این سطور از آن بی‏خبر باشد. اگر اینطور است صمیمانه به عوامل این جلسات خسته نباشید عرض می‏شود و اگر غیر از این است امید که آن کارِ کارستان محقق شود. یکی از دوستان شاعر از شاعری کهنسال در یکی از روستاهای اطراف خبر داد که طبع روانی دارد و کارهای نابی در حوزه شعر دارد. نمونه اشعار آن پیر شاعر را برایم خواند. مدایح جالبی داشت و مراثی‏اش در حوزه شعر آیینی قابل تامل بود.

آیا این پیر و امثال او جایی در آن انجمن‏های ادبی فعال بر روی کاغذ دارند؟ آیا در جلسات قرائت شعر دعوت می‏شوند؟ اصلاً آیا بانک اطلاعاتی در باره شاعران دیارمان تهیه شده است؟ روزگاری یکی از روسای اسبق اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دیارمان عزم آن داشت که کتاب‏های نویسندگان منطقه را در قفسه‏ای در ورودی مجتمع سرو کاشمر به نمایش بگذارد. مدتی آن قفسه وجود خارجی داشت. چند کتابی هم داشت. حالا نه از تاک نشان است و نه از تاک نشان.

لابد همه کتابخانه‏های عمومی شهرستان دارای کتاب‏های شاعران کاشمر از متأخر تا متقدم هستند. لابد کمیسیون نامگذاری شورای اسلامی شهرمان توجه ویژه‏ای به نامگذاری معابر و کوی و برزن بر اساس نام مفاخر و مشاهیر ادبی دارد. این از نامگذاری چند جا به نام شهاب و ظهوری ترشیزی شخص است. ولی آیا تعداد نام‏های مفاخر ادبی ما همین قدر است؟ لابد این مهم در دستور کار  شورای اسلامی روستاها هم هست. آیا حواس مسئولان مراکز آموزش عالی و اموزش و پرورش دیارمان به بزرگداشت مشاهیر و مفاخر ادبی دیارمان هست؟

پیشنهاد می‏شود با یک حرکت جهادی بحث توجه به شعر و ادب و هنر و فرهنگ کاشمر در کارگروهی متشکل از متولیان فرهنگ و هنر و ادب، مسئولان آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی و نهاد کتابخانه‏های عمومی و جمعی از شاعران و ادیبان و هر صاحب‏نظر و نهاد ذیربط مطرح و راهکارهای توجه عمیق به این حوزه بررسی و به جای نگارش روی کاغذ، در عمل اجرا شود. وقت آن است که به جای قشنگ حرف زدن و حرف‏های قشنگ زدن، کمی تا قسمتی عملیاتی رفتار شود.

گاهی زود دیر می‏شود. میزها در گذر است. آنانی که خود را نقطه پرگار یک تشکل ادبی و مجموعه هنری می‏دانند، یقین می‏دانند پست و منصب‏ها در گردش هستند. که اگر نبودند به آنها جاه و مقامی نمی‏رسید. بایسته است حواسمان باشد که آیندگان امروز و دیروز ما را به قضاوت خواهند نشست. کافی است شعارهایمان را بدون زیرآب زدن، بدون محفلی عمل کردن، بدون توجه به منافع جناحی و محفلی عملیاتی کنیم. کاشمر شهر شعر و شعور است. به این مهم احترام بگذاریم و برون از کاغذ چونان درون کاغذ عمل کنیم.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.