نگاهی به کبوتربازی در فرهنگ عامیانه کاشمر

اخبار ترشیز
Typography

حمیدضیایی

 کبوتربازی یا به اصطلاح عامیانه همان کفتربازی در تاریخ و فرهنگ ایران سابقه ای طولانی دارد. حتا نگارنده به خاطرم دارم که در شب های بخارا که توسط آقای علی دهباشی برگزار می شود یک شب را به این خرده فرهنگ در میان مردم و تاریخچه ی آن پرداختند. کبوتربازی که به آن عشقبازی هم اطلاق می شود یکی از بازی های سنتی ایرانیان به شمار می رود.

این بازی هنوز در بسیاری از شهرهای ایران از جمله خراسان و کاشمر رواج دارد. به طوری که هنوز می توانیم در گوشه و کنار کاشمر در آسمان بی کران شاهد کبوترهایی باشیم که گرد بر و بامی می چرخند.

کبوتربازی مانند دیگر بازی های عامیانه ی رایج، اصطلاحات و واژه های خود را دارد که در این یادداشت به گوشه ای از آن می پردازیم. این کار از جهت توجه به فرهنگ عامیانه حائزاهمیت است. یک نکته لازم به ذکر است و آن اینکه نگارنده از تمام آنچه در میان کبوتربازان رواج دارد بی اطلاعم و آنچه را که تاکنون جمع آوری کرده ام بسیار اندک است و هنوز جای جستجوی بسیار دارد.

تا آنجا که جستجو کرده ام در میان کبوتربازان ابزار و آلاتی کاربرد دارد که هرکدام در هر شهری به نامی خوانده می شود. اما من آنچه را که می آورم مربوط به کاشمر است و اصطلاحاتی که در میان کبوتربازان کاشمری رواج دارد، ذکر خواهم کرد.

در ابتدا به مسأله ی کبوتر می پردازم که از نظر کبوتربازان بسیار مهم است. کبوتربازان برای کبوتر اصل و نسب قایل هستند و از روی همین اصل و نسب برای کبوتر ارزش مادی و معنوی قایل می شوند. نام های کبوتران نیز بی ارتباط با شکل ظاهری شان نیست؛ به طوری که بعضی از این اصطلاحات در افواه مردم نیز رایج است: طوقی؛ طوقی کبوتری است که دور گردنش یک خط مدوّر وجود دارد و به رنگ های مختلف است. و یا کبوتر «سینه سرخ» که همان طور که از نامش پیداشت سر و سینه و بال هایش به رنگ سرخ است؛ از همین رو به آن سینه سرخ می گویند. البته این امر همیشه صادق نیست و کبوترانی مانند «امری» از این قاعده مستثنا هستند. اما در بیشتر موارد می توان از شکل ظاهری آن کبوتر به معنای نامش پی برد.

نکته ی جالب توجه در میان کبوتربازان نگاه دقیق و بی خطای آن هاست. کبوتربازان می توانند از فاصله ی بسیار زیاد، کبوترانی که در حال پرواز هستند را تشخیص دهند و طعمه ی خود را برای شکار رصد کنند. شکار کردن یا همان «تور کردن» در میان کبوتربازان یک امر رایج است. حتا بعضی کبوتربازان آن قدر به کبوتران خود اعتماد دارند که می توانند آن را در شهری دیگر رها کنند تا به بام خود برگردد. البته گاهی همین کبوتران شکار بام های دیگری می شوند و خودش بحثی مجزا را می طلبد.

 تور کردن:

همان طور که پیش از این آمد تور کردن یکی از کارهای کبوتربازان است. البته تور کردن قاعده ی خود را دارد و به شیوه های مختلفی این کار صورت می پذیرد. این عمل گاهی با «چینه» (دانه) ریختن انجام می شود و گاهی با «پِرپِری» دادن.

 چینه ریختن(پاشیدن):

چینه ریختن که حتا در میان مردم تبدیل به یک مَثَل شده است امری رایج در میان کبوتربازان است. همان طور که از نامش پیداست برای کبوتر چینه می ریزند تا به سمت بام شکارچی بیاید و بعد «تور» شود. در میان مردم این مثل استعمال می شود. این مثل را زمانی استفاده می کنند که فردی برای جذب کردن دیگری به سمت خود از کمک ها و هدایای مادی و معنوی بسیاری استفاده می کند تا محبت طرف مقابل را به خود جلب کند. در اینجا می گویند:« طرف دارد چینه می پاشد.».

کبوترباز برای کبوتری که نظرش را جلب کرده است ابتدا یک مشت گندم به آسمان می پاشد تا کبوتر از بالا، برقِ گندم ها را ببینید و به سمت بام شکارچی بیاید. به این عمل «برقِ دانه» می گویند. این هم نکته ی جالب توجهی است. چرا که برای فریب دادن همیشه از زرق و برق هایی استفاده می شود که حقیقت نیست. ما هم گاهی در زندگی دچار برقِ دانه هایی می شویم. به هرحال زندگی است و فریب هایش. وقتی کبوتر برقِ دانه ها را دید و پیش چشمش را گرفت، به سمت بام شکارچی می آید؛ و در قسمتی که توسط کبوتربازان ساخته شده است و به آن «ریزگاه» می گویند می نشیند و به وسیله ی «تور دستی» شکار می شود.

ریزگاه:

ریزگاه قسمتی از «تیغه کبوتر» است که در لبه ی دیوار فضای مسطحی تعبیه می شود. این قسمت که به عمق نیم تا یک متر می باشد برای پاشیدن گندم استفاده می شود و کبوتر برای دانه خوردن در آنجا می نشیند. وقتی کبوتر برای دانه خوردن در آنجا نشست به وسیله ی تور دستی شکار می شود.

 تور دستی:

 تور دستی ابزاری است که با نخ های محکم بافته می شود و به شکل استوانه ای است. استوانه بودن تور دستی به این خاطر است که کبوتر به انتهای تور بیفتد تا دیگر نتواند از آن خارج شود.

  برقِ دانه:

وقتی کبوتر از بالا برقِ دانه را ببیند به سمت ریزگاه می آید و سپس تور می شود. وقتی که کبوتر تور شد بالهایش را یا قیچی می کنند یا با سنجاق می بندند تا نتواند پرواز کند. این عمل به این خاطر است که کبوتر را اصطلاحاً «سخت» کنند.

 سخت (جَلد) کردن:

کبوترها پس از آنکه در تور شکارچی افتادند برای اینکه به فضای جدید عادت کنند برای مدتی مشخص بالهایشان بسته می شود تا سخت شوند. سخت شدن یا جلد شدن برای این است که کبوتر به خانه و کاشانه ی جدید خود عادت کند و پس از مدتی گرد بر و بام جدید بچرخد و با گروه جدیدش آموخته شود.

خَدَه کِشی:

خده کشی یکی دیگر از ابزارهای کبوتر بازی است. البته تا اینجا ما از تور کردن گفتیم و نشاندن کبوتر، اما خده کشی برای پراندن است.

خده یک چوب بلند است که بر سر آن تکه ای پارچه می بندند تا از آن برای پراندن کبوتر استفاده کنند. کبوترهایی که روی لبه بام می نشینند را به این وسیله به پرواز در می آورند تا مشغول بازی شوند. این یکی دیگر از ابزارهای کبوتر بازی است و به این عمل «خَدَه کِشی» می گویند.

 

البته نگارنده قصد ندارم که در این یادداشت آموزش کبوتر بازی بدهم. چنانکه قبل از این هم ذکر شد اهمیت این موضوع از جهت توجه به فرهنگ های رایج میان مردم است؛ و فرهنگ عامیانه برای بررسی نوع نگرش انسان ها به زندگی، آداب معاشرت و رفتارهای اجتماعی بسیار مهم است.

 

پِرپِری:

 

پِرپِری یکی دیگر از حیله های کبوتربازان برای شکار است و یکی از رایج ترین حیله های شکار همین امر است.

پرپری دادن یا پرپری کردن توسط یک کبوتر ارزان قیمت صورت می پذیرد. پاهای کبوتری که بالهایش را قیچی کرده اند در دست می گیرند و به سمت آسمان به حالت تعلیق نگه می دارند تا بال بال بزند. این بال زدن ها موجب جلب توجه کبوتران در حال پرواز می شود. دلیلی که کبوتر ارزان قیمت را برای این عمل انتخاب می کنند این است که ممکن است کبوتر آسیب ببیند.

جاودانیاد اخوان ثالث به این امر توجه کرده است و از آن در شعر «طلوع» در مجموعه ی آخر شاهنامه سود جسته است. در این شعر، شاعر آنچه را که در طلوع صبح از پشت پنجره ی خانه اش به نظاره ایستاده است را توصیف می کند.

آنچه شاعر در مقابل دیدگان خود دیده است را تصویر می کند. از پشت پنجره نگاهش مثل نوپرواز گنجشک سحرخیزی / پله پله بالا می رود و در دورتر، لذتی چون مرد کبوترباز در خود احساس می کند. آسمان را و ابرها را توصیف می کند تا می رسد:

مرد را بینم که پای پرپری در دست

با صفیر آشنای سوت

سوی بام خویش خواند، تا نشاندشان و الخ...

به جرأت می توان گفت که توصیفی است بی نقص و هنرمندانه از آنچه می دیده است.

 

کبوتربازی و ادبیات:

 

کبوتربازی از دیرباز در میان مردم رواج داشته و جزوی از زندگی مردم کوچه و بازار بوده است. در میان شاعران هم بوده اند کسانی که خود کبوترباز بوده و یا شاعر یاری داشته که با کبوتر سر و سرّی داشته است. یکی از این شاعران که یارش دلبستگی به کبوتر داشته «مسعود سعد سلمان» شاعر نیمه ی دوم قرن پنجم است. شاعر در خطابه و گلایه ای به یار خود می گوید:

انس تو با کبوتر است همه

ننگری از هوس به چاکر خویش

هم به ساعت بَرِ تو باز آید

هر کبوتر که رانی از بَرِ خویش

رفتن و آمدن به نزد رهی

چون نیاموزی از کبوتر خویش؟

 

با توجه به ابیات آمده، آیا نمی توان چنین برداشت کرد که کبوتربازی امری بوده که در میان زنان هم رواج داشته و به مرور منسوخ شده است؟

به هر ترتیب آنچه تا اینجا بیان شد گوشه ای از خرده فرهنگ های مردم بوده است. چنانچه قبلاً هم ذکر شد فرهنگ عامیانه ی هر دیار شیرینی خود را دارد و پرداختن به آن بسیار مهم و بسیار جذاب است. چرا که از این راه می توان به بسیاری از گوشه های تاریخ که ناگفته مانده است پی برد. از همین جهت است که پرداختن به این موضوع باید بیش از پیش مد نظر پژوهشگران باشد تا به نوع زیستن و آداب و... دست یافت.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.