کشور نیازمند تغییرات اساسی بدون حاشیه سازی است

اخبار ترشیز
Typography

سید علیرضا نبوی ثالث 
خواجه زسروری گذشت
بنده ز چاکری گذشت
زاری و قیصری گذشت
دور سکندری گذشت
شیوه بت گری گذشت
می‌نگریم و می‌رویم
اقبال لاهوری

نیم نگاهی به سرنوشت سه رئیس جمهور اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، محمود احمدی نژاد پس از اتمام دوران ریاست جمهوری نشان می دهد که نظام سیاسی کشور نتوانسته آن چنان که شایسته نظام جمهوری اسلامی است از توان و تجربیات این عزیزان به عنوان ارزنده ترین سرمایه های اجتماعی پس از پایان عمر ریاست جمهوری بهره لازم را ببرد

. هر سه نفر هر کدام 8 سال رئیس جمهور کشور بودند و هر یک در سال هشتم دردسرهای خاص خودشان را داشتند. البته مشکلات اقتصادی در سال آخر بیش از دیگرمشکلات اجتماعی و فرهنگی نقاب از چهره انداخته و ضعف‌های تیم اقتصادی هر یک را در جامعه آشکار ساخته است.
در حال حاضر تا پایان عمر حضور حسن روحانی در ساختمان پاستور۱۰ ماه بیشتر باقی نمانده است، دردسرهایی که روحانی فعلاً با آن ها دست و پنجه نرم می کند به مراتب بیشتر از دردسرهایی است که دامن گیر سه رئیس جمهور قبلی در سال آخر شده بود. ستاره بخت روحانی به شدت رو به افول نهاده است و به تعبیر ابوالفضل بیهقی «آفتاب این دولت به وقت غروب رسیده است.» دوستان و هم‌پیمانان قدیمی وی که با رعایت عقلانیت سیاسی روزگاری از او بی دریغ حمایت می‌کردند این روزها اگر به صورت تند و تیز به وی حمله نکنند با دفاع بد از او، در حقیقت خودشان را بیگناه معرفی می‌کنند. مخالفانش به ویژه چهره‌های تندروی شناخته شده با اظهار نظرهای جنجالی، رئیس جمهور را تا حد یک ابزار برای ایجاد جنگ روانی تنزل بخشیده اند و به کمتر از عزل و استیضاح و مجازات او راضی نیستند.
یادمان باشد هیچ چیز در خارج از زمان خود اتفاق نمی‌افتد. اسلام دینی الهی است که به انسان فکر صحیح و عمل صالح را می آموزد و دنیا و آخرت یک مسلمان را تامین می‌کند باید یاد بگیریم که هر کار شایسته ای را در زمان خودش انجام دهیم باید تلاش کنیم تا دو جناح عمده موجود در کشور شرایطی را فراهم کنند تا رقابت های سیاسی همواره در شرایطی برابر رخ دهد و هر جناح به اتفاق تشکل‌های هم سویش با ارائه برنامه‌هایی سنجیده و حساب شده و قابل اجرا به وسیله هوادارانشان به صحنه بیایند و پس از کسب پیروزی با وفاداری به وعده‌هایی که داده‌اند خاکستر آمال و آرزوهای مردمی را که به امید التیام زخم هایشان به آنان اعتماد نموده اند بر باد ندهند. اگر دو جناح عمده در کشور قادر باشند برابر اصولی که وفق اساسنامه جناحی و حزبی شان قید شده انجام وظیفه کنند می‌توانند پس از کسب موفقیت و پیروزی در انتخابات در چارچوب قانون اساسی با پرهیز از تعصبات وتنگ نظری های حزبی و جناحی پاسدار حقیقت و پاسخگوی افکار عمومی باشند. شایسته نیست پس از ۷ سال که از زمان دولت روحانی گذشته است شخصیتی چون احمد شیرزاد ۲۸ مهرماه ۹۹ در روزنامه اعتماد در سرمقاله بنویسد:« روحانی از ما نیست! دولت آقای روحانی دولت اعتدال گرایان است. جریان اعتدال پدیده ای است که با روی کار آمدن دولت یازدهم بیشتر مطرح شد نگاهی اجمالی به کابینه آقای روحانی نشان می‌دهد که بیشتر وزرای دولت را یک طیفی از اعتدالیون که متمایل به رییس جمهور و حزب اعتدال و توسعه منصوب هستند تشکیل می دهند.» در حالی که اکثر مدیران در سطح میانی اصلاح طلبان شناخته شده ای هستند که سابقه ی روشنی دارند.
این اتفاق در دوره دوم ریاست سید محمد خاتمی هم نیز افتاد با این تفاوت که در آن زمان تغییرات کابینه به نفع مشارکتی ها جناحی شد به طوری که کارگزاران که در دولت قبلی سهمی ۵۰ درصدی داشتند در دولت جدید سهمشان به سیزده درصد کاهش یافت و تنها اسحاق جهانگیری وزیر صنایع و معادن با یکی دو چهره دیگر متمایل به کارگزاران در کابینه ماندند، محمد هاشمی رفسنجانی معاون اجرایی حذف شد، حسن حبیبی معاون اول مجبور به استعفا شد و نشریه امید جوان همان زمان نوشت 2/6/80 :«کابینه جدید خاتمی انتظارات مردم را برآورده نمی‌کند امروز شاهد کابینه ای هستیم که حتی اگر در مجلس رای اعتماد بیاورد در پیشگاه ملت رای نمی‌آورد.» همان زمان نویسنده نشریه هلال خطاب به خاتمی نوشت:« شما به مردان و زنان انگیزه مندی در دولت محتاجید که اصلاحات را عمیقاً درک کرده باشند و دریافتی روشن از سنگینی انتظارات مردم داشته باشد.» به زعم نگارنده بخشی از ناکارآمدی دولت خاتمی و روحانی در دور دوم ریاست جمهوریشان ارتباطی مستقیم با اختلافات جزیی و کلی دارد که بین تندروهای چپ گرا و اعتدال گرایان به وقوع پیوسته است.

روسای جمهور در ایران چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا در نهایت سرنوشتی مشابه هم دارند و هیچ کدام قادر نیستند بر اساس وعده هایی که می دهند با رانت خواری و فساد و تبعیض به درستی مبارزه کنند و یا ادعا کنند که در دوران آنها ثبات مدیریت با حفظ شایسته سالاری به دور از تعصبات جناحی و تنگ‌نظری نهادینه شده است درک این نکته سخت نیست که وضعیت موجود حاصل کل رفتار گذشته همه مسئولان و احزاب و گروه هایی است که حاضر نشدند با یک بازنگری جدی در نوع رفتار سیاسی و تغییرات بنیادی و ساختاری برای رفع مشکلات مردم، گام ارزنده ای بردارند.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.