بسیار سفر باید...

اخبار ترشیز
Typography

حمید ضیایی

 سفر تنها چیزی است که هزینه کردن برای آن شما را ثروتمندتر می کند. و با ارزش ترین و بزرگترین دستاورد سفر، تجربه چیزهای جدیدی است که در هیچ کتابی نوشته نشده است.

سفر از مهمترین برنامه های زندگی هر فرد است. می توان چنین گفت که سفر است که انسان را می سازد.

به انسان جهان بینی می دهد؛ انسان با آداب و رسوم مختلف مردم آشنا می کند؛ از آنها می آموزد و در زندگی خود به کار می بندد. بیراه نیست که «بسیار سفر باید تا پخته شود خامی». اما همانطور که می دانید سفر ملزومات خود را دارد. مهمترین و شاخص ترین آنها شناخت مناطق مختلف است. بدانیم کجا می رویم، چه می خواهیم و چه باید بکنیم. همیشه در سفر حضور راهنمایانی لازم است که امروزه به آنها «لیدر» می گویند. لیدرها با شناخت منطقه شما را راهنمایی می کنند تا به مناطق تاریخی، فرهنگی، تفریحی، و... بروید. اما شناخت منطقه برای هر فرد بومی نیز لازم است. شناخت آداب و رسوم و سنن و غذاها و فرهنگ و... برای هر گردشگر از اهمیت بالایی برخوردار است. گردشگری امروزه به عنوان یک صنعت شناخته می شود که باید در راه هرچه بهتر آن کوشید و در معرفی آن به دیگران تلاش کرد.

در همین راستا گفتگویی با جناب دکتر «احمد خلیلی» درباره ی زمینه های گردشگری و فرهنگی منطقه ی ترشیز داشته ام. پیش از آن بد نیست شما را با گوشه ای از فعالیت های دکتر احمد خلیلی آشنا کنم:

دکتر احمد خلیلی متولد دهه پنجاه هستند . تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی در رشته ی ادبیات ژاپنی به پایان می برد و پس از آن در مقطع کارشناسی ارشد در رشته ی «برنامه ریزی توریسم» ادامه تحصیل می دهد. پس از آن به رشته ی  «DBA» یا همان « کسب و کار در گردشگری» گرایش پیدا می کند و در مقطع دکتری تحصیلات خود را به پایان می برد. ایشان 11 سال سابقه ی تدریس در دانشگاه های کاشمر، تربت حیدریه، و تهران را نیز در کارنامه ی خود دارد. همچنین به مدت 3 سال نماینده «دکتر وفاداری» در گردشگری ایران و ژاپن فعالیت داشته است؛ عضو هیئت مدیره ی جامعه ی راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی را نیز در کارنامه ی خود دارد. به مدت 22 سال نیز حوزه ی راهنمای گردشگری بین المللی فعالیت داشته و بیش از 30 سفر به کشورهای: ژاپن، آلمان، فرانسه، ایتالیا، اتریش، چک، هلند، مالزی، سنگاپور، تایلند، ترکیه، و قطر  و عمان و کره جنوبی را تجربه کرده است.

آنچه در ادامه می خوانید گفتگویی با محوریت گردشگری در منطقه ترشیز است

به عنوان اولین سوال کمی برای ما از ظرفیت های گردشگری در کاشمر بگویید؟

- اگر بخواهیم از گردشگری بگوییم، گردشگری منحصراً در اختیار کاشمر نیست. من همیشه با دیدِ ترشیز کهن به منطقه نگاه کرده ام. کاشمر، خلیل آباد، بردسکن، و کوهسرخ... که می توان روی گردشگری این منطقه حساب کرد. به جرأت می توان گفت که ترشیز یکی از شهرهای منحصر به فرد در حوزه ی گردشگری در خراسان است. چرا می گوییم منحصر به فرد؟ چون به طور مثال زمانی که منطقه ی کوهسرخ برف دارد شما به فاصله ی یک ساعت سفر می توانید به کویر خلیل آباد و بردسکن بروید. یعنی شما می توانید در یک روز دو آب و هوا را تجربه کنید.

+ چه برنامه هایی برای جذب گردشگر مد نظر شماست؟

- یکی از شاخصه های جذب گردشگر، منحصر به فرد بودن است. ما این انحصار را داریم. به عنوان مثال ما می توانیم در شاخه ی توریسم کشاورزی فعالیت کنیم. این را که می گویم در صورتی است که منطقه به عنوان شربتخانه ی خراسان شناخته می شود، ولی ما یک جشنواره در این مورد نداریم. ما یک محصول داریم به نام انگور. ما بیش از 30 نوع انگور در منطقه داریم. این خودش نمی تواند برای گردشگر جذاب باشد؟ یا به نظر شما چند درصد مردم دیگر شهرهای خراسان می دانند که «باغ کولی» یعنی چه؟ همین مشهد را در نظر بگیرم. چند درصد مردم مشهد می دانند که باغ کولی چیست؟ این در بحث توریسم کشاورزی است. برای همین باغ کولی نمی توانیم یک جشنواره برگزار کنیم؟ ما در بحث انگور باز «خر برگ» و «تِربُر» را داریم که جزوی از کارهای مربوط به انگور است که همین حالا نسل جدید هم از آن بی اطلاع هستند.

+ این ها که فرمودید در حوزه کشاورزی ماست. در حوزه های دیگر چه ظرفیت هایی داریم؟

 

 

 

- ما نمی توانیم از توریسم کشاورزی به راحتی بگذریم! ما حتی باید یک موزه ی کشاورزی داشته باشیم. ما در کاشمر موزه ی کشاورزی نداریم که مختص باغ های کاشمر باشد. ما هنوز یک باغ نمونه در کاشمر نداریم. این در صورتی است که ما در ایران 10 باغ ثبت شده جهانی  داریم که هر سال میزبان هزاران گردشگر خارجی و داخلی هستیم.  همانطور که فرش کاشمر جهانی شد، باغش هم می توانست جهانی بشود. ما باغ ها را خراب کردیم. باغ های خان ها را خراب کردیم. در همین روستای «نصرآباد» باغی هست به نام باغ اقبال. باغ اقبال، بسیار بزرگ بوده که هنوز برج و باروهای آن را می توانی ببینی؛ بسیار زیباست. شما وقتی یک چنین چیزی را داشته باشید چرا نباید معرفی شود؟

 

+ چه کارهایی می توان در این حوزه کرد؟

 

- ببینید! کشاورز تنها 3 ماه از باغ خود استفاده می کند. 9 ماه دیگر سال را چه می کند؟ به این فکر کرده ایم که چه طور می توانیم از طریق این باغ به درآمدزایی برسیم؟ وقتی جامعه به سمت صنعتی شدن می رود، در نهایت مردم به جایی برای استراحت احتیاج پیدا می کنند. جایی که آرامش داشته باشند؛ بنا بر این می توانند از شهرهای دیگر بیایند و در باغ های کاشمر به استراحت بپردازند. این یک بحث است! اما برگردیم به همان بحث توریسم کشاورزی! شما تا حالا به این فکر کرده اید که بیایند باغ شما را بکولند، و در نهایت از آنها پول هم بگیرید؟ به عنوان مثال به کشور فرانسه که رفته بودم این موضوع را دیدم که از کشورهای دیگر می آیند در آنجا اقامت می کنند، محصول جمع می کنند و البته پول هم می دهند. من این کار را یک بار برای مسافران ژاپنی در فصل زعفران انجام دادم. به آنها گفتم هرچه زعفران چیدید برای خودتان. ابتدا برای کسی که اطلاع ندارد که چقدر برداشت زعفران زحمت دارد با شوق وصف ناپذیری می آید و بعد از کمی برداشت کردن و چیدن به سختی کار برداشت می برد و نگاه اش به زعفران و قیمت آن تغییر می کند و همیشه از این تجربه به نیکی یاد خواهد کرد و تا آخر هرگز این تجربه بی نظیر را فراموش نخواهد کرد و یادم هست که این مسافران ژاپنی من هر سال همین موقع تماسی می گیرند و ضمن تشکر از این تجربه فوق العاده یاد خاطرات اشان را زنده می کنند.یک بخش عمده که کشاورزی ما سودمند نیست به این خاطر است که پول کارگر زیاد می دهیم.

+ یکی از راهکارهای شما برای جذب گردشگر، سهیم کردن گردشگر در کار کشاورزی است؟

-بله! شما به عنوان مثال شیوه ی چیدن انگور را به گردشگر می آموزید و او این کار را می کند. گردشگر این کار را تجربه می کند و کشاورز هم محصولش را از این طریق می فروشد.

 

 

 

 

+ در منطقه ی ما به غیر کشاورزی، جاذبه های تاریخی ای وجود دارد که مهجور مانده اند. چه راهکاری برای این مقوله دارید؟

- ببینید! واقعیت این است که ما نمی توانیم از تاریخ عقب تر یا جلوتر باشیم. به هر حال تاریخ هم جزوی از زندگی گذشته ی ماست. به عنوان مثال گفته می شود من خودم نمی دانم، شنیده ام که منار علی آباد کشمر یک مکان مقدس برای زرتشتی ها بوده. بسیاری از این مکان های مقدس در بسیار از ادیان آمده که پیروان آن مذاهب مشتاق هستند بیایند و آنجا را ببینند. یک مثال دیگر بیاورم: مزار پدر «شیخ احمد جامی» در روستای نامق در حال متروک شدن است. این در صورتی است که می تواند جذب کننده توریست ها باشد. در کاشمر آتشکده داشته ایم که می تواند برای توریست مهم و جذاب باشد. ما منار علی آباد کشمر  را داریم، منار فیروز آباد را داریم، آب انبارهای سطح شهر را داریم که هنوز وجود دارند، یخدان ها هست، این ها برای گردشگر جذاب است. در کنار همه ی این ها بحث گردشگری طبیعی هم مطرح که می توانیم روی این موضوع هم کار کنیم.

به عنوان مثال همین دریاچه نمک که معروف است که «کفه ی نمک»، از بردسکن تا خلیل آباد مشترک است. اما یک نکته مهم را باید یادآور شوم! در بحث گردشگری ما باید به نسل جدید آموزش بدهیم که شهر خودشان را بشناسند. به عنوان مثال نوع برخورد با طبیعت را باید آموزش بدهیم؛ این را باید در حوزه ی آموزش و پرورش هم مد نظر داشته باشیم. همین حالا خیلی از کاشمری ها، کاشمر را نمی شناسند.

+ پس اولین قدم برای جذب گردشگر، آموزش صحیح به مردم منطقه است؟

- البته قبل از اینکه به مردم آموزش بدهیم باید به مسئولین آموزش بدهیم. اولین مرحله باید مسئولین را جمع کنیم و به آنها کاشمرشناسی را آموزش بدهیم. اول باید کاشمر را بشناسند؛ تا زمانی که شناختی از منطقه وجود نداشته باشد نمی دانیم چه باید بکنیم.

+ محصولات کاشمر ظرفیت جذب گردشگر را دارند؟

- بله! همین که اول بحث خدمتتان عرض کردم که ما بیش از 30 نوع انگور داریم؛ خب! این انگور محصولات جانبی هم دارد. شیره ی انگور، سرکه، غوره، غوره خشک. همین غوره ی خشک را من به عنوان «سماق» کاشمر معرفی می کنم. با این تفاوت که شما سماق را فقط روی کباب می ریزید، اما این را می توانید چاشنی تمام غذاها کنید. ما این محصول را داریم. اما نمی دانیم چه طور این محصول را معرفی کنیم.

+ یکی دیگر از جاذبه های منطقه ی ما غذاهاست. کمی راجع به غذاهای منطقه توضیح بدهید...

- ما اول باید روی غذاهای منحصر به فرد منطقه کار کنیم. از غذاهای منحصر به فرد ما می توان به « کشک و بادمجان» کاشمر اشاره کرد. کشک و بادمجان در همه جای ایران یافت می شود، اما تفاوت ما در این است که ما این غذا را آبدار مصرف می کنیم و با پیاز میخوریم در حالیکه کشک بادمجان های دیگر شهر ها اینگونه نیست. تفاوت دیگر این است که ما خودمان در کاشمر کشک داریم. پس از این انوع «اشکنه» هاست که با توجه به فصل ها تغییر می کند. مثلا مادر خود من بیش از بیست نوع اشکنه میتواند بر حسب فصل سال درست کند. ما در هر فصل گیاهانی داریم که با آن غذا درست می کنیم. مثلاً « اشکنه قاقورو» که در فصل خاصی است و یا « اشکنه بنه».

 

+ از مناطق طبیعی گردشگری منطقه برایمان بگویید؟

- اگر بخواهیم مناطق طبیعی کاشمر را در نظر بگیریم، باید بگویم که مناطق بسیار زیبایی داریم. یک روز داریم که در اردیبهشت ماه هم هست، «روز ملی آبگرم». این یک مسیر بسیار جذاب و زیباست که می شود روی آن سرمایه گذاری کرد. بحث غارهای منطقه است که جذاب است؛ مثل غار «آهوبم» در بردسکن. بحث راهپیمایی در مسیر «قلعه آتشگاه» را داریم که بسیار مشتاقم روزی این اثر ثبت ملی شود. ما حتی روی بحث «آفرود» هم می توانیم کار کنیم که زمینه ی آن در منطقه «گندم بر» مهیاست. البته کوه های فسیلی همین منطقه هم خودش جذاب و قابل توجه است. طبیعت زیبای کوهسرخ قابل توجه است و حتی ما در منطقه کوهسرخ کلوت هایی داریم که شبیه یا حتی زیباتر از کدوم های شهداد کرمان هستند . چه از لحاظ پوشش گیاهی و چه از لحاظ تاریخی؛ حتی در روستای «ایور» یک حمام قدیمی هست که قابل توجه است. بحث کلاته های جاده ی کوهسرخ را داریم. در خود کوهسرخ روستاهای منحصر به فردی مثل «طرق» و «کریز» و روستای «نامق» را داریم. روی محصولات کشاورزی کوهسرخ هم می شود کار کرد

: + یکی دیگر از جاذبه های منطقه ی ما غذاهاست. کمی راجع به غذاهای منطقه توضیح بدهید...

- ما اول باید روی غذاهای منحصر به فرد منطقه کار کنیم. از غذاهای منحصر به فرد ما می توان به « کشک و بادمجان» کاشمر اشاره کرد. کشک و بادمجان در همه جای ایران یافت می شود، اما تفاوت ما در این است که ما این غذا را آبدار مصرف می کنیم و با پیاز میخوریم در حالیکه کشک بادمجان های دیگر شهر ها اینگونه نیست. تفاوت دیگر این است که ما خودمان در کاشمر کشک داریم. پس از این انوع «اشکنه» هاست که با توجه به فصل ها تغییر می کند. مثلا مادر خود من بیش از بیست نوع اشکنه میتواند بر حسب فصل سال درست کند. ما در هر فصل گیاهانی داریم که با آن غذا درست می کنیم. مثلاً « اشکنه قاقورو» که در فصل خاصی است و یا « اشکنه بنه».

+ از مناطق طبیعی گردشگری منطقه برایمان بگویید؟

- اگر بخواهیم مناطق طبیعی کاشمر را در نظر بگیریم، باید بگویم که مناطق بسیار زیبایی داریم. یک روز داریم که در اردیبهشت ماه هم هست، «روز ملی آبگرم». این یک مسیر بسیار جذاب و زیباست که می شود روی آن سرمایه گذاری کرد. بحث غارهای منطقه است که جذاب است؛ مثل غار «آهوبم» در بردسکن. بحث راهپیمایی در مسیر «قلعه آتشگاه» را داریم که بسیار مشتاقم روزی این اثر ثبت ملی شود. ما حتی روی بحث «آفرود» هم می توانیم کار کنیم که زمینه ی آن در منطقه «گندم بر» مهیاست. البته کوه های فسیلی همین منطقه هم خودش جذاب و قابل توجه است. طبیعت زیبای کوهسرخ قابل توجه است و حتی ما در منطقه کوهسرخ کلوت هایی داریم که شبیه یا حتی زیباتر از کدوم های شهداد کرمان هستند . چه از لحاظ پوشش گیاهی و چه از لحاظ تاریخی؛ حتی در روستای «ایور» یک حمام قدیمی هست که قابل توجه است. بحث کلاته های جاده ی کوهسرخ را داریم. در خود کوهسرخ روستاهای منحصر به فردی مثل «طرق» و «کریز» و روستای «نامق» را داریم. روی محصولات کشاورزی کوهسرخ هم می شود کار کرد

ما در کوهسرخ  در فصل بهار باغ های یکدست بادام را داریم که بسیار زیبا و منحصر به فرد است   جالب اینکه این درختان دیم هستند و خود شکوفه های بادام این منطقه می تواند یک جاذبه شگفت انگیز باشد همانطور که شکوفه های گیلاس در ژاپن هر ساله میزبان میلیونها گردشگر است و من خود از نزدیک شاهد دیدن این شکوفه‌های گیلاس بوده ام که چقدر میتواند در رشد اقتصادی یک شهر موثر باشد . در بحث غذایی لبنیات بسیار خوبی در منطقه هست. یک نکته هم هست! می دانید که مردم کوهسرخ بسیار باهوش هستند! دلیل این هوششان مصرف گردو است. بعد از این ما بردسکن را داریم. طبیعت زیبای بردسکن، کویر، و کفه نمک؛ روستای تاریخی «باب الحکم» هست که بسیار زیباست. یکی از محصولات مهم بردسکن روستای علی آباد کشمر   انار است که بسیار معروف است و حتی به ژاپن هم صادر می شود. رب انار داریم؛ انجیر خوبی در منطقه وجود دارد؛ میل  «فیروز آباد» را داریم. یکی از دیگر از محصولاتی که در بردسکن می تواند قابل توجه باشد بحث «حلوا مغزی» است که هم خوشمزه است و هم شیوه ی ساختش قابل توجه است. بحث کوه های بردسکن هست که معروف اند به کوه های «مریخی». کاروانسرای بسیار زیبایی در منطقه  در روستای کبودان بردسکن داریم که هرکدام به جای خود قابل توجه است.

 

 

 

 

+نظر شما راجع به اقامتگاه های بومگردی چیست؟

- ببینید! اقامتگاه هایی را که دیده ام از نظر فنی خوب است. ولی هنوز هم جای کار دارد. همین که که شخصی با هزینه ی شخصی یک کاری انجام داده خودش قابل تقدیر است. این نشان دهنده ی آن است که مردم به گذشته ی خودشان علاقه مند هستند. اما نیاز است که با اطلاعات روز گردشگری پیش بروند. البته صحبت هایی با آقای یوسفی رئیس میراث فرهنگی کاشمر داشته ایم که بتوانیم توسط یکی از موسسات گردشگری در مشهد، برای اقامتگاه های بومگردی منطقه کلاسی 50 ساعته برگزار کنیم. آموزش هایی چون مهمان نوازی و آداب مهمان پذیری و...

: +به عنوان کلام آخر اگر حرفی مانده بفرمایید؟

- چه از این کلام آخر بهتر؟ کلام آخر اینکه میراث فرهنگی این چهار شهر حداقل ماهی یک جلسه با هم داشته باشند؛ با هم تبادل داشته باشند. خیلی کم با هم در ارتباط هستند. حداقل خودشان منطقه را بشناسند؛ ببینید! یک رییس میراث باید در دل گردشگری باشد. من از بردسکن خبر ندارم. اما در کاشمر آقای یوسفی خودش در بطن گردشگری است. ما هکتارها باغ و زمین کشاورزی داریم، اما هنوز نتوانسته ایم یک «خانه باغ» را ثبت کنیم.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.