آثار تاریخی نمادی برای جذب گردشگر

اخبار ترشیز
Typography

حمید ضیایی
بارها از اهمیت تاریخی منطقه ی ترشیز سخن رفته است. این مهم بر کسی پوشیده نیست. در گوشه و کنار این منطقه می توان آثاری را دید که از دل فراز و فرود تاریخ عبور کرده اند و امروزه در دسترس همگان قرار گرفته اند. سوای دور و نزدیکِ تاریخِ آثار، این منطقه بناهایی دارد که دارای اهمیت و قابل توجه است.

قبلاً به بعضی از بناهای شاخص در همین نشریه اشاره شده است. تکرار بعضی به دلیل اهمیت خالی از لطف نیست.

در این منطقه بناهایی وجود دارد که در خور توجه است: روستای تاریخی «باب الحکم»، یخدان ها، آب انبارها، حمام ها و.... مکان هایی هستند که می توان روی آنها سرمایه گذاری کرد. هر کدام از این بناها بار فرهنگی منطقه را به دوش می کشند و نمایانگر فرهنگ کهن منطقه اند.

در کنار این آثار که جزئاً به آنها اشاره شد، سه اثر گران بها وجود دارد که از عمرشان قرن ها می گذرد. اولین و مهمترینِ آنها «برج علی آباد کشمر» و پس از آن میل و محوطه ی تاریخی فیروزآباد و دیگر «گنبد رحمانیه» در حدفاصل روستای عبدل آباد است. این سه اثر تاریخی که هرکدام به ترتیب از قرن ششم، هفتم، و هشتم به دست ما رسیده از اهمیت بالایی برخوردارند. اما متأسفانه نسبت به آنها بسیار بی مهری روا داشته شده است.

قبلاً نیز ذکر کرده ام که دغدغه ی گردشگری چندسالی است در منطقه ی ترشیز به وجود آمده است. کمّ و کیفِ گردشگری را هم طی گفت و گوها و یادداشت هایی بررسی کرده ام؛ اما تکرار بعضی سخن ها لازم می نماید.

در باب گردشگری آنچه مهم می نماید شناخت دقیق منطقه و بن مایه های آن است و پس از آن نحوه ی معرفی و شناساندن منطقه به گردشگران و علاقه مندان. همان طور که می دانید گردشگر به دلایل متعددی به یک منطقه سفر می کند. بعضی برای طبیعت و بعضی برای آثار تاریخی_فرهنگی و بعضی برای فرهنگ متفاوت مردم یک منطقه.

خوشبختانه منطقه ی ترشیز دارای هرکدام از این شاخص هاست که ذکر شد. طبیعت زیبای کوهسرخ و بردسکن، تفاوت فرهنگی و اقلیمی منطقه، و از همه مهمتر آثار تاریخی_فرهنگی موجود در این منطقه هرکدام جاذب گردشگر است؛ اما چگونگی جذب گردشگر منوط بر نحوه ی ارایه و معرفی ما از منطقه است.

چنانکه ذکر شد طبیعت زیبای کوهسرخ و بردسکن می تواند برای طبیعت گردان قابل توجه باشد: بافت روستایی کوهسرخ، بادامستان های دیم، و باغ های آلبالو و گیلاس؛ دره ی ارغوان در بردسکن و جنگل «هُدک»  از زیبایی منحصر به فردی برخوردار است. جاذبه ی طبیعی دیگر منطقه ی ترشیز اقلیم و هوای آن است. به عنوان مثال در زمانی که کوه های کوهسرخ پوشیده از برف است، می توان با طی کردن مسافتی حدود چهل تا پنجاه کیلومتر به منطقه ی کویری خلیل آباد، بردسکن، و تل آباد رسید. شاید این مسأله چندان مورد توجه مردم منطقه نباشد؛ چرا که اصطلاحاً چشم  به آن عادت کرده است. اما برای طبیعت گردان نقطه ی قوت و حایزاهمیت است.

در باب تبلیغات در حوزه ی گردشگری قبلاً هم گفته ام و مکرر نمی کنم. اما از یک حقیقت نمی توان گریخت! و آن ضعف تبلیغاتی ما در نحوه ی چگونگی معرفی منطقه است که البته می توان آن را مرتفع کرد.

از لحاظ فرهنگی: لهجه، غذاها، نوع پوشش، مشاغل: قالی بافی، فرت بافی، کشاورزی، دامداری، و... هر کدام دارای اهمیت است. به عنوان مثال بد نیست چند مثال در حوزه ی غذاها را یادآور شوم:

«بنه» گیاهی است که در این منطقه می روید و از کنار همین گیاه ما غذاهایی مانند: «اشکنه بنه» تهیه می کنیم که با توجه به شیوه ی طبخ آن با روغن محلی (زرد یا حیوانی) برای گردشگر جذاب و لذیذ است. همچنین به غذاهای دیگری که از گیاهان کوهی مانند: قاقورو، ریواس، پیاز کوهی،و... تهیه می شود، می توان اشاره کرد.

 

در حوزه ی قالی بافی و فِرَت بافی نیز می توان به صورت گسترده تری ورود کرد تا به دیگر فرهنگ ها معرفی و ارایه شود.

از بحث اصلی که بناهای تاریخی است، دور افتادم. مهمترین شاخص جذب گردشگر برای یک منطقه آثار تاریخی و باستانی آن منطقه است. در این حوزه منطقه ی ترشیز بن مایه های قابل توجهی دارد که شوربختانه به آن ها چندان توجهی نشده است.

یکی از آثار مهم تاریخی منطقه «قلعه ی آتشگاه» است که متأسفانه به آن چندان التفاتی نشده. اثری که می تواند لایه های پنهان تاریخ این منطقه را هویدا کند؛ البته این مهم مستلزم کاوش در منطقه ی مذکور است.

دیگر آثار تاریخی منطقه که در ابتدای این یادداشت به آنها اشاره شد «برج علی آباد کشمر»، «میل و محوطه ی تاریخی فیروزآباد» و «گنبد رحمانیه» است. توجه به این سه شاخص نه تنها می تواند جاذب گردشگر باشد بلکه دارای صرفه ی اقتصادی برای منطقه است.

این مهم زمانی محقق می شود که ما به آثار موجود توجه ویژه ای داشته باشیم. سوای اهمیت بناها برای گردشگر، ما می باید به نوع فضاسازی، نورپردازی، محوطه سازی و... نیز توجه داشته باشیم. به عنوان مثال مکانی مانند برج علی آباد کشمر نیازمند بِه سازی، مرّمت بعضی نقاط داخلی و بیرونی برج، فضای داخلی: رنگ و گچ بری و... است که باید سر و سامانی پیدا کند؛ و این مهم را میراث فرهنگی باید به آن توجه ویژه داشته باشد. نحوه ی نگهداری و مراقبت اینگونه بناها قاعده ای دارد که می باید با متخصصان این حوزه مشورت به عمل آید. تمثیلاً اشاره کنم: نورپردازی محوطه ای مانند برج علی آباد از اهمیت بالایی برخوردار است که زیاد به آن توجه نشده است. یکی دیگر از مسایل مهم و کاربردی برای اینگونه بناها تولید محتواست. مثلاً در فصلی که در آن حضور داریم_فصل انار_ که یکی از محصولات منطقه ی علی آباد نیز هست می توان با برگزاری جشنواره ای با محوریت انار در آن مکان، هم گردشگر را به آن منطقه فراخواند؛ هم محصول را ارایه کرد؛ و هم بنا را به نمایش گذاشت.

بستر چنین برنامه هایی مهیاست. چرا نباید از این بستر نهایت استفاده را برد؟ در جنب بناهای تاریخی، می توان محصولات کشاورزی، صنایع دستی، و فرهنگ منطقه را نیز ارایه کرد. می توان چنین گفت که «پیوست های فرهنگی، حلقه ی گمشده ی میراث فرهنگی» منطقه است.

نکاتی که برای علی آباد شمرده شد، می توان برای منطقه ی فیروزآباد و عبدل آباد نیز اعمال گردد.

گردشگری و جذب گردشگر، زمانی اهمیت پیدا می کند که ما بتوانیم برای گردشگر برنامه های متنوع تدارک ببینیم. به صِرف ساختن اقامتگاه_که البته خود گام مؤثری بوده_ نمی توان گردشگر جذب کرد. می باید نقاط قوّت گردشگری منطقه را رشد و نمو داد. اگر بخواهم صریحاً سخنم را به پایان ببرم باید بگویم: تا زمانی که به آثار طبیعی، تاریخی، و فرهنگی منطقه توجه نشود، جذب گردشگر در حد یک شعار باقی خواهد ماند.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.