یک تیتر تکراری؛ مزار شهید مدرس حلقه مفقود پیشرفت کاشمر و ترشیز

اخبار ترشیز
Typography

رضا فدافن 

به نظر شما دعوت از آستان‏ قدس رضوی برای سرمایه‏ گذاری در کاشمر و خطه کهن ترشیز زرخیز کار سختی است؟ این سئوال در جمعی دوستانه در فضای مجازی مطرح شد. در خیابان 15 خرداد یک ساختمان مربوط به مستغلات آستان قدس رضوی در منطقه وجود دارد. در روستای تربقان یک واحد تولیدی فرش دستباف مربوط به آستان قدس رضوی فعال است.

انابد شهری است که به طور کامل موقوفه رضوی است. در بسیاری از جاهای ترشیز شاهد موقوفات رضوی هستیم و این در حالی است که تولیت مزار شهید مدرس هم بر عهده تولیت آستان قدس رضوی است. پاسخ به پرسش صدر مطلب در عین ساده بودن سخت است.

در خیال و بر روی کاغذ بارها در باره این پرسش مطالبی ارائه شده است. جالب است بدانید در گذر زمان ارتباطات تنگاتنگی میان ترشیز و آستان قدس رضوی بر قرار بوده است. در ادوار مختلف قبل از انقلاب اسلامی اهالی دینمدار و حتی حکام محلی کاشمر و ترشیز با آستان قدس رضوی ارتباطات تنگاتنگی داشتند. کاش روزگاری این ارتباطات مورد تحقیق و بررسی قرار بگیرد. به عنوان مثال می‏توان به ارتباط خاندان میش‏مست، حاکمان ترشیز در عهد قاجار و به‏خصوص دوره ناصرالدین‏شاه اشاره کرد. اینان موقوفات بسیاری در منطقه ترشیز از خود به‏ یادگار گذاشتند.

وقف مزرعه انابد که نذر اغنیا در سوم شعبان بر اساس عایدات آن در آستان قدس رضوی ادا می‏شود از جمله این موقوفات است. همین مورد به تنهایی می‏تواند عاملی برای دعوت آستان قدس رضوی برای سرمایه‏گذاری در منطقه باشد. این نهاد مذهبی بزرگ دارای یک شهر وقفی در ترشیز است. نباید برای این شهر وقفی یک راه مناسب ایجاد شود؟ همین بهانه می‏تواند به تنهایی دلیلی برای سرمایه‏گذاری آستان قدس رضوی در بحث دوبانده کردن مسیر سه راه شادمهر به کاشمر و از خلیل‏آباد تا بردسکن و بعد از آن تا درونه و حتی طبس و سه راه اسب‏کشان بیارجمند باشد.

در باره دعوت از این مجموعه معظم برای سرمایه‏گذاری در بخش‏های معدن و صنعت و اشتغالزایی و صنایع تبدیلی بخش کشاورزی و دامداری و باغداری هم می‏توان نوشت. حتی می‏توان صنعت گردشگری منطقه را با حضور این نهاد بزرگ متحول کرد. در اواخر دوران قاجار و اوایل پهلوی شاهد سر برآوردن خاندان اقبال در باغ سیاست کاشمر و ترشیز و استان و ایران هستیم. مقبل‏السلطنه بزرگ این خاندان دارای ارتباطات گسترده‏ای با آستان قدس رضوی بود. منوچهر فرزند بزرگ وی در دوره پهلوی دوم به‏ مقام نخست‏وزیری، وزارت بهداری، وزارت دربار، ریاست دانشگاه تهران و مشاغل متعدد دیگر رسید، آیا از این همه برای توسعه ترشیز بهره برد؟

نقل است که این سوال از وی پرسیده شد، پاسخ داده بود در این خطه بسیاری به دنبال عزل و نصب هستند! جمله آشنایی است. نقل است که گفته یک بار یک کاشمری به دفترم مراجعه کرده بود، پنداشتم که او نیز برای درخواست عزل و نصبی آمده است. گویا آن بنده خدا یک سپاهی دانش بوده که به دنبال تاسیس یک مرکز فنی و حرفه‏ای یا به تعبیر امروز هنرستان بوده است. آن جوان هم گویا اصالت ترشیزی نداشته است. و گویا همزمان با هنرستان فعلی شهید بهشتی در حاشیه میدان تقی‏آباد مشهد، هنرستانی هم برای کاشمر اختصاص یافت که شد هنرستان شهید مدرس در خیابان امام موسی صدر کاشمر.

غرض در آن دوران هم این قبیل متنفذان از ارتباطاتشان برای پیشرفت کاشمر و ترشیز بهره نبردند. از تعاملاتشان با آستان قدس رضوی وقت هم بهره‏ای برای عمران و آبادانی کاشمر و ترشیز نبردند. بعد از انقلاب اسلامی نیز شاهد حضور کاشمری‏ها و ترشیزی‏های فراوانی در مجموعه آستان قدس رضوی بودیم. از همه بیشتر نیروهایی با اصالت کوهسرخی در این مجموعه فعال بودند. افراد متنفذی از کاشمر و ترشیز در آستان قدس رضوی و حتی دفتر شادروان آیه‏الله واعظ طبسی فعالیت داشتند. ولی امان از حُب و بُغض‏های سیاسی شهرمان که باعث شد نشود به طور شایسته از بضاعت آن نهاد برای بالندگی و پویایی کاشمر و ترشیز بهره گرفت.

با توجه به مطالب مطروحه در پاراگراف‏های فوق متوجه می‏شویم که سرمایه‏گذاری آستان قدس رضوی در کاشمر در عین سادگی سخت و در عین سختی ساده است اگر در میان مدیران و مسئولان دیارمان وحدت رویه‏ای برای این مهم در گذر زمان می‏بود. همه می‏دانیم روز دهم آذر از  سه منظر بزرگداشت شهید مدرس، بزرگداشت روز مجلس و مدیریت آستان قدس رضوی در مزار شهید مدرس، در خور توجه است. این روز می‏تواند بهانه مطلوبی برای جلب سرمایه‏گذاری آستان قدس رضوی و حتی مجلس برای توسعه کاشمر و ترشیز باشد. همه بر این بهانه مطلوب واقف هستند ولی امان از همت عالی.

بیش از این بارها بر ضرورت دعوت از تولیت عظمای آشتانقدس رضوی به کاشمر و خطه ترشیز نوشته‏ایم. به نظر شما خواننده گرامی در چهل سال گذشته چند نوبت شاهد حضور تولیت‏های ادوار مختلف در کاشمر بودیم؟ از این سئوال تعجب نفرمایید. حضور یک شخصیت طراز اول آن هم در رده آستانقدس رضوی برای سرزمین ترشیز یقیناً منشاء خیر و برکات فراوانی است. نگارنده حضور مرحوم آیه الله واعظ طبسی در نیمه اول دهه هفتاد در کاشمر را به یاد دارد. به یاد دارد که یک نوبت هم آیه الله سید ابراهیم رئیسی به کاشمر آمد. حجت‏الاسلام مروی هم سال قبل در منطقه حاضر شدند.

کاشمر تربت شهید مدرس است. وجود مزار هر شخصیت، به تنهایی می‏تواند عامل توسعه و پیشرفت یک منطقه باشد. از همین منظر است که شهر تربت جام یا تربت حیدریه هویتی تاریخی به خود می‏گیرد و در عرصه تقسیمات کشوری نامی معتبر می‏شوند. شهرهای چون آستانه اشرفیه، شهر مجلسی و شوش دانیال و نظایر از همین منظر قابل طرح هستند. متاسفانه نه مدیران بومی و نه مدیران غیر بومی به این مهم التفاتی ویزه نداشتند. مزار شهید مدرس همیشه مکانی برای حضور مسئولان استانی و مهمانان پایتخت نشین در دهم آذر و در هنگام حضور در کاشمر و جاهای دیگر ترشیز بوده است. کاری که امسال به خاطر کرونا محقق نشد.

کاش در سند توسعه شهرستان کاشمر به طور ویژه و در سند توسعه سه شهرستان دیگر خطه ترشیز به طور عام بحث توجه آستانقدس رضوی به کاشمر و ترشیز منظور شود. کاش مسئولان و مدیران دیارمان و سرزمین ترشیز به دور از حُب و بُغض‏های جناحی و سیاسی و هر دلیل دیگری، در راه دعوت آستانقدس رضوی برای سرمایه‏گذاری در این خطه اهورایی گام‏های موثرتری بر می‏داشتند. باید بپذیریم که در این حوزه غفلت‏های شده است. کاش حد و قدر آستانقدس رضوی در حد مزار شهید مدرس و اطراف آن معنا نشود. مگر نه آن که برخی از مسئولان سخت مدعی هستند که کاشمر سالانه سه تا سه و نیم میلیون زائر دارد!

مگر نه آن که برخی به هر دلیل مدعی هستند کاشمر دومین شهر زیارتی استان خراسان رضوی است! مگر نه آن که برخی از مدیران اصرار دارند کاشمر چهارمین شهر زیارتی کشور است! خوب همین بزرگواران این اعداد و عناوین و ادعاها را تنظیم کنند و با تکیه بر وجود مزار شهید مدرس و املاک و مستغلات آستانقدس رضوی در کاشمر و ترشیز از حجت الاسلام مروی تولیت عظمای آستانقدس رضوی بخواهند پروژه دوبانده کردن محور سه راه شادمهر به کاشمر و ادامه آن از خلیل‏آباد تا آن سوی درونه را بررسی کند و با این شرط که عوارض حاصله از تردد در این محور سهم آستانقدس رضوی باشد، به آن ورود کنند.

از این پیشنهاد تعجب نکنید. بعض مسئولان شعارهای قشنگی برای توسعه و پیشرفت کاشمر و ترشیز سر می‏دهند. بعضی قشنگ شعار می‏دهند. دعوت از آستانقدس رضوی برای سرمایه‏گذاری در کاشمر و ترشیز نباید محدود به فعالیت‏های فعلی این نهاد معتبر در مدیریت مزار شهید مدرس و مجتمع قالی‏بافی تربقان و مزرعه انابد و امور اداری اینان و سایر فعالیت‏ها در حوزه عمل به نیات واقفان باشد. بحث رسیدگی به امامزاده حسین (ع) طبس توسط آستانقدس رضوی در دوران تولیت مرحوم آیه‏الله واعظ طبسی مطرح و مورد پذیرش قرار گرفت. همه شاهدیم بعد از آن طبس گام‏های مهمی در مسیر توسعه و پیشرفت برداشت.

شاید بتوان این ایده را مطرح کرد که تولیت همه و یا برخی از بقاع متبرک کاشمر و ترشیز در اختیار آستانقدس رضوی قرار بگیرد. برای این مهم اذن ولی فقیه مورد نیاز است. همه هم می‏دانیم مقام معظم رهبری از دیار ما با تعبیر «ترشیز خودمان» یاد می‏کند. امید ائمه جمعه خطه ترشیز این مهم را بررسی بفرمایید و از ارکان مدیریتی شهرستان بخواهند که مطالعه‏ای در این حوزه داشته باشند. الان در شهر انابد نبود کمربندی یک معضل است. چرا در حل این معضل و مسایل دیگر این شهر رضوی نباید از آستانقدس رضوی کمک گرفت؟ چرا نمی‏توانیم در جذب این نهاد در امر سرمایه‏گذاری در حوزه‏های مورد علاقه‏اش در کاشمر و ترشیز کاری کارستان بکنیم؟

در بعض فروشگاه‏های آستانقدس رضوی شاهد عرضه کشمش کاشمر همراه نخود (آجیل مشکل‏گشا) هستیم. چرا نباید بسته‏بندی همین محصول ساده در کاشمر با سرمایه‏گذاری آستانقدس رضوی انجام شود؟ مواردی که در بحث سوغات زیارت مطرح است در بسیاری از حوزه‏ها با کاشمر مشترک هستند که می‏توان این همه را در قالب یک طرح مشترک در کاشمر با سرمایه آستانقدس رضوی مورد توجه قرار داد و بِرند سازی کرد و به زوار کاشمر و ترشیز و مشهد مقدس عرضه کرد. تعلق خاطر کاشمر و ترشیزیان به حرم رضوی شهره آفاق است. مزار شهيد مدرس نماد کاشمر و ترشیز است. قدردان وجود مزار آقای شهید در کاشمر و ترشیز باشیم.

به نماینده خطه زرخیز ترشیز در مجلس پیشنهاد می‏شود برای تهیه پاسخ مطلوبی به پرسش صدر این واگویه، کارگروهی را با کمک محققان بومی و پژوهشگران مراکز آموزش عالی تشکیل دهند. پاسخ می‏تواند چراغ راه آینده باشد. آیندگان امروز ما را به قضاوت می‏نشیند. برای آنها بسیاری از رفتارهای گذشتگان و اسلاف خنده‏دار است. به واقع چرا نتوانیم از این بضاعت مقدس و با ارزش نهایت بهره را ببریم. بار دیگر آرزومندیم کاش حُب و بُغض‏های سیاسی از دیارمان رخت بر بندد. کاش هر طیف سیاسی دیارمان بفهمد چه قصورهای در حوزه عدم توسعه‏یافتگی داشته است. کاش از این یادداشت‏ها دیگر نوشته نشود و شاهد پیشرفت منطقه باشیم. آمین.

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.