نمایی دور، اما نزدیک

اخبار ترشیز
Typography

حمیدضیایی

روزگار غریبی است نازنین:

 از زمان شیوع ویروس کرونا، بسیاری از برنامه ها مختل و یا ملغی شده اند. از جمله برنامه های فرهنگی_هنری که تحت الشعاع این ویروس قرار گرفته اند. چند ماهی است که شاهد اجرای کنسرت و تئاتر و ... نیستیم. نشست های ادبی هم بسیار محدود و جسته گریخته برگزار می شد که با اوج گیری دوباره ی کرونا به کل لغو شد.

وضع نمایشگاه ها نیز به همین منوال است.

یکی از لذت هایی که از برگزاری چنین برنامه هایی عاید مخاطب می شود، دور هم بودن است. حال اینکه دور هم بودن ها می تواند یک نمایشگاه خوشنویسی باشد یا یک تئاتر و یا یک کنسرت. در این دور هم بودن هاست که درباره ی کمّ و کیف آثار ارایه شده صحبت می شود و اگر هم نهایتاً صحبتی به میان نیاید دیدن هنرمندان و هنردوستان که برای هدفی مشخص گرد هم آمده اند، خودش لطف دیگری دارد.

البته در دوران قرنطینه و کرونا هنرمندان بسیاری فعالیت های خود را ادامه داده اند. اجراهای مجازی و گفت و گوهای مجازی از این قبیل فعالیت هایی است که در این دوران شاهد آن بوده و هستیم. این خود نشان دهنده ی آن است که هنرمند در هر شرایطی به فعالیت خود ادامه می دهد و برای مخاطب محتوا تولید می کند. حال این محتوا می تواند اجرای انفرادی یک ساز باشد یا اجرای گروهی. یا حتا می تواند یک یادداشت فرهنگی_اجتماعی باشد و یا به نمایش گذاشتن یک عکس. هنرمندان کاشمر هم از این قاعده مستثنا نبوده اند و فعالیت های خود را انجام داده اند.

علی القاعده هر هنرمندی از ارایه ی آثارش هدفی را پی می گیرد. اما از ذکر این نکته ناگزیزم که کمتر هنرمندی را می توان یافت که دغدغه ای اجتماعی داشته باشد و با اثرش آن را به نمایش بگذارد.

در شماره ی پیشین یادداشتی منتشر شد که در آن از تعهد هنرمند سخن رفته بود. یعنی تعهدی اجتماعی که هنرمند همواره باید احساس کند. این تعهد کاری شاق نیست که کسی با خود بگوید:_از توان من خارج است_ بلکه به اعتقاد نگارنده هر اثر هنری، هرچند کوچک هم می تواند حامل پیامی اجتماعی باشد؛ ما از یک اثر هنری توقع تغییر یک شبه را نداریم؛ این تغییر می تواند حتا در یک نفر رخ بدهد؛ یعنی یک نفر را به فکر وادارد. چنانچه یک نفر از یک اثر هنری تأثیر بپذیرد، معتقدم که هنرمند رسالت انسانی خود را انجام داده است. این را گفتم که هنرمندان گمان نکنند برای تغییر، ما توقعی شگرف از آنان داریم.

از نظر نگارنده، هنر متعهد والاترین نوع هنر است. هنری که جایگاه خود را نه تنها در اجتماع که در تاریخ فرهنگ و هنر نیز پیدا می کند. و هنرمندی که در پی دغدغه ای باشد همواره به دنبال تعالی است. سخن دراز می شود اما از گفتن این مهم ناگزیرم! بعضی گمان می کنند که با تظاهر به دغدغه مندی می توانند برای خود جایگاهی قایل شوند و مخاطب را بفریبند. که البته خیالی است خام! چرا که مخاطب و مردم همواره آگاهند؛ اگر چند صباحی هم به بعضی آثار روی خوش نشان بدهند، آن روی خوش، ملاک ارزش هنری و اجتماعی آن اثر نیست. نباید کنجکاوی مردم را به مثابه ی اقبال اثر تلقی کرد. مردم برای تماشای یک نزاع هم می ایستند و می بینند! این به معنای تأیید آن نزاع نیست. توجه زودگذر و از سر کنجکاوی مردم را نباید عیار اثر هنری خود بدانیم. این نکته را گفتم تا بدانند که مخاطبِ اثر هنری از آگاهی خوبی برخوردار است. اثر هنری می باید از ارزش هایی چون: زیبایی؛ اندیشه؛ اخلاق؛ کرامت انسانی؛ و ارزش زندگی برخوردار باشد تا بتواند جایگاهی برای خود بیابد.

اثری می تواند ارزش پیدا کند که در آن از کرامت انسانی و اخلاقی آن سخن بگوید. انسان را محور کار خود قرار دهد. جایگاه انسانی را ارج نهد. و همواره سایق انسان به سمت زندگی بهتر باشد، نه پست تر. انسان را به اندیشه وادارد تا به او نشان دهد که چه جایگاهی می تواند در این زیست‌گاه بیابد. اما شوربختانه امروزه با کمتر آثاری چنین مواجهیم. اما این بدان معنا نیست که بگوییم هرگز چنین اثری خلق نمی شود. اما آثار سطحی چون غباری هستند که روی آثار مرغوب را می پوشانند و وظیفه ی اهل فرهنگ این است که همواره این آثار گران بها را غبارروبی کنند. هنوز آثاری وجود دارد که مرّوج عشق و صلح و دوستی اند. هنوز هنرمندانی هستند که به تعالی روح انسان می اندیشند و لحظه ای از این همت فروگذار نمی کنند.

 

 

جایگاه اثر متعهد:

هنر متعهد همواره در میان مردم رواج دارد و زنده است. در ذهن و ضمیر مخاطب می نشیند و دیگر نمی توان آن را زدود. بسیاری آثار هستند که سال هاست ورد زبان و آشنای دیدگان مردمند و همواره جاری اند. اثر «ظهر عاشورا» از استاد «فرشچیان» سال هاست که در حافظه ی دیداری مردم خانه کرده است و ماندگار است. اثری که بارقه ای از هنر و اعتقاد و اصالت و تعهد است. همچنین سرود «ای ایران» که ورد زبان مردم است و هنوز با شنیدن آن به وجد می آیند و به این آب و خاک می بالند و احساسی از غرور و شور سراپای آنان را فرا می گیرد. آیا می توان منکر تأثیر این آثار بود؟ آیا هنر متعهد چیزی جز این است؟ اثر والای هنری و متعهد اینگونه جایگاه خود را پیدا می کند.

 

در تمام مدتی که برای این نشریه قلم فرسوده ام، سعیَم این بوده تا درباره ی هنر و هنرمندانی بنویسم که دغدغه ی اجتماع و انسان را داشته اند. هنرمندانی که زندگی را ارج نهاده اند و برای انسان ارزش قایل بوده اند. حال چه قدر در این راه توفیق یافته ام، قضاوتش با مخاطب است.

از همین رو با چنین مقدمه ای نسبتاً طولانی قصد آن را داشتم تا از هنرمندی سخن بگویم که همواره پیام آور «صلح و دوستی و انسانیت» است. هنرمندی که می توان سه وجه ممتاز برای او قایل بود: عشق به زندگی و طبیعت، عشق به موسیقی و زیبایی، و عشق به انسان و زندگی اجتماعی.

از کودکی به خوشنویسی علاقه مند شد و نزد برادرش «علی آقا» خوشنویسی را آغاز کرد و در ادامه شاگرد مرحوم «پورحسن» شد. این راه را ادامه داد تا به شاگردی نزد «استاد رسول مرادی» مفتخر شد و پس از آن مرحله ی استادی خود را نزد ستون خیمه ی خوشنویسی ایران « استاد امیرخانی» گذارند.

نمود آن علایق که پیش از این ذکر کردم را می توان در آثار گران بهایی که ارایه کرده اند، دید. عشق به طبیعت را در دهه ی هشتاد با انتشار کتاب «چکامه های بهاری» نشان داده و عشق به موسیقی را در انتشار آلبوم «کرشمه ی شوق» با همراهی استاد « حسام الدین سراج» به نمایش گذاشت. عشقی وصف ناشدنی به انسان و صلح را در دو ساحت به مخاطب ارایه کرد. اولین بار آن را با برگزاری نمایشگاهی به نام «صلح و سلام» در کاخ نیاوران به جا آورد و پس از آن، همان آثار را در کتابی با همین نام منتشر کرد. آثاری که از ارزش های انسانی سخن می گوید؛ نه انسانی محدود در مرزها و محدوده ها، بلکه انسانی جهانی.

در این روزهای کرونایی و دوری «دست ها و آغوش ها» این هنرمند از کار ننشست و مجموعه ای گرد آورد که تحسین بسیاری از اهل قلم و اهل هنر و مردم هنردوست را برانگیخت. در این روزهایی که از نمایشگاه و دورهمی های هنری به دور افتاده ایم این هنرمند آثار خود را به صورت مجازی به نمایش گذاشت.

استاد هادی دربان حسینی چهره ای شناخته شده در حوزه ی خوشنویسی کاشمر و کشور است. هنرمندی که اخلاق، سرلوحه ی ایشان است. همواره در طلب فراگیری است و هیچ گاه از این امر خطیر فروگذار نمی کند. همواره در صحبت های مکرری که با ایشان داشته ام از استادان خود به نیکی و بزرگی یاد می کنند و برای استادان خود حرمتی مثال زدنی قایل هستند. استادانی که هرکدام در به ثمر رسیدن این درخت تناور خوشنویسی نقش به سزایی داشته اند.

اخیراً و برای اولین بار استاد دربان حسینی آثار خود را با عنوان «اخلاق شهروندی» به صورت مجازی به نمایش گذاشتند. این نمایشگاه که با همّت و حمایت معنویِ شهرداری کاشمر و با تعامل مهندس سلیمانی با معاونت فرهنگی_اجتماعی و هنری سازمان منطقه آزاد کیش برگزار شده، در خور توجه و دارای اهمیّت است. نمایشگاهی که با شعار «بیا تا قدر یکدیگر بدانیم/ که تا ناگه زیکدیگر نمانیم»برگزار شد.  اهمیت دیگر آن، طراحی عکس های این آثار است که با خلاقیّت هنرمند گرامی «صادق داوری ترشیزی» انجام گرفته است. آثار منتشر شده با توجه به اهمیت انسانی خود و با هدف فراتر رفتن از مرزهای زبانی، با دو زبان منتشر شده اند که سوای زیبایی صُوَری آن، غیر فارسی زبانان نیز می توانند از مفاهیم آن بهره مند شوند. این آثار را خانم ها: مرضیه داوری ترشیزی و الهام رضایی و آقای مهدی داوری ترشیزی ترجمه کرده اند، که خود دارای اهمیت است. این وجهی دیگر از هدف هنرمند است که آثار خود را جهان شمول ارایه می کند. و این نشان دهنده جایگاه انسان در آثار استاد دربان حسینی است.

در برگزاری این نمایشگاه هنرمندان و هنردوستان دیگری چون مهندس مهدی هاشمی نیز همت گمارده اند که می باید قدردان تلاش ایشان بود. چرا که برگزاری هر نمایشگاه و اجرایی مرهون تلاش و زحمت کسانی است که در پشت صحنه همت می کنند و کمتر دیده می شوند.

علاقه مندان می توانند با مراجعه به آدرس سایت cultural.kish.ir  از این آثار دیدن کنند

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.