مزده و سرمزده در سایه مزدک

اخبار ترشیز
Typography

حمیدرضا بی تقصیر 

در خلیل‏ آباد با چند دوست در باره وجه تسمیه دو روستای «مزده» و «سرمزده» صحبت می‏کردیم. شاه‏بیت سخن آن بود که در ادوار کهن پیامبری به نام «مزدک» در این خطه حضور داشته است. وی به دست دشمنانش کشته می ‏شود. بنا به افواه تن وی در مزده و سر او در سرمزده دفن است.

برخی معتقدند که مزاری از او در مزده وجود دارد. مزاری که فاقد هر گونه نام و نشانه‏ای از شخصی به نام مزدک است. با اجازه شما در این یادداشت در باره شخصیتی به نام مزدک و این دو روستا چند پاراگراف‏ تقدیم شما خوانندگان محترم نشریه می‏شود.

برای آشنایی با مزدک به موتور جستجوگر گوگل سری می‏زنم. همین ابتداء تاکید می‏کنم این یادداشت یک کار روزنامه‏نگاری است. تحقیق علمی در باره مزدک و جایگاه تاریخی وی در وهله اول و ارتباط احتمالی وی با دو روستای مزده و سرمزده نیازمند یک کارگروه متشکل از پژوهشگران متخصص است. با راهنمایی گوگل به «دانشنامه آزاد ویکی‏پدیا»، مراجعه می‏کنم. در بخش اطلاعات کلی، نام کامل شخصیت موردنظرمان، «مزدک بامدادن» ذکر شده است.

نام‏های دیگری همچون مَزدَکو، مَزدَکا، مژدَک و مَزدَق هم برای وی بیان شده است. در نیمهی دوم قرن پنجم، یعنی در دوران پادشاهی قباد، می‌زیست. مرگ وی در خلال سالیان 529 تا 531 میلادی یعنی دوره ساسانیان، ذکر شده است. آیین وی را مزدکیه می‏گویند. طبری معتقد است وی متولد منطقه‏ای به نام «مازاریا» در سمت چپ دجله در کوت العماره امروزی است. ابوریحان بیرونی وی را اهل شهر «نسا» بین سرخس و مرو می‏داند. برخی وی را از اهالی  «اصطخر»  و یا شهر «پسا» پارس می‏دانند.

برخی منابع حتی وی را هندی، تبریزی، نیشابوری و خوارزمی ذکر کرده‏اند. از وی  به عنوان «اصلاح‌گر اجتماعی و کنشگر مذهبیِ ایرانی عصر ساسانی یاد کردند. وی تحت تاثیر باورهای «مانی» در دوره پادشاهی قباد یکم ساسانی، در شهر مدائن فرقه‌ای مذهبی بنیان نهاد و به تبلیغ آن پرداخت. «مزدک شخصیتی است که با اصلاحات مذهبی و اجتماعی خود، چالش بزرگی در آیین زرتشت و دستگاه حکومتی و اوضاع  اجتماعی ایران عصر ساسانی ایجاد نمود. ظهور این شخصیت، از حوادث مهم سلسلة ساسانی است.

 آن چنان­که اغلب منابع تاریخی قید کرده­اند، مزدک در مدّت اندک، پیروان بسیاری پیدا کرد، چنان­که خود قباد هم تابع کیش او گردید. امّا این مذهب و بانی آن، همان­طور که به سرعت مراتب ترقّی و نفوذ را در جامعه و پادشاهی ساسانی طی کرده بود، با همان سرعت دچار اضمحلال و نابودی شد؛ چرا که منافع طبقات حاکمه همچون موبدان و اسپهبدان با آن در تضاد کامل بود. این تضاد منافع، منجر به خلع قباد از قدرت گردید و برادر وی جاماسب به جای او به پادشاهی انتخاب شد.

البته قباد چندی بعد با کمک هیتالیان و با اقدامات زرمهر (سرخو) از بزرگان ذی­نفوذ آن عهد دوباره بر سریر ملک نشست؛ امّا ظاهراً برای جلب حمایت موبدان و اسپهبدان مخالف مزدک، سیاست حمایت از مزدک و مزدکیان را کنار گذاشت. همین امر موجب قتل‌عام مزدک و مزدکیان به‌دست خسرو یکم  در شهر مدائن شد.  خسرو یکم در پی قتل مزدک و قتل عام مزدکیان، ملقب به «انوشک‏روان» به معنای «روان نامُردنی» شد. این لقب در گذر زمان «انوشیروان» شد. دقت فرمودید، خبری از قتل مزدک و یارانش در منطقه فعلی مزده و سرمزده نیست.

در منابع مختلف از شخصیت مزدک برداشت‌های متفاوتی شده‌است، به عنوان مثال «گیبون»  از مزدک با نفرت یاد کرده‌است؛ «فردوسی»  او را انسان خیراندیش معرفی کرده و در منابع پهلوی از او با عنوان ملحد بزرگ  یاد شده‌است. برخی از مورخین مزدک را نخستین کمونیست  نامیده‌اند. به چند منبع دیگر هم مراجعه شد. مشخص شد بعد از قتل‏عام مزدک و یارانش، تنی چند از مزدکیان به نقاط مختلف ایران پناه بردند. همسر وی در منطقه فعلی شهر ری ساکن شد. یاران وی حتی در صدد ترور انوشیروان برآمدند.

در گذر زمان شاهد مطرح بودن آراء مزدک در نقاط مختلف ایران نظیر خراسان و آذربایجان بودیم. بعضی از مورّخان؛ ازجمله مؤلّف «مجمل التواریخ و القصص»، بابک خرمدین را از پیروان او بر می‏شمارد و عنوان خرمدین را منسوب به «خرمه» همسر مزدک می‏داند. به روایت بعض منابع تاریخی حرکت «ابومسلم» در خراسان مربوط به بقایای جنبش مزدک است. با نگاهی گذرا مشخص می‏شود بنا به بعض اقوال مزدک اصالتی مربوط به نواحی پیرامون منطقه فعلی ما دارد.

تا اینجا را داشته باشیم. بیاید گشتی در نام آبادی‏های ایران داشته باشیم. در دهستان طرقرود از توابع بخش مرکزی نطنز، در زمان قدیم پایگاه زرتشتیان و پیروان آیین مهر بوده است. به باور اهالی نام این روستا برگرفته از نام اهورا مزدا، می‏باشد.» در دهستان گرماب از توابع بخش چهار دانگه شهرستان ساری هم یک روستا به نام مزده وجود دارد. باور ایشان این است که مزده متشکل از «مز» به معنای بزرگ است که با پسوند «ده» معنای دانای بزرگ می‏دهد. حتی معتقدند این نام بسان روستای قبلی در نطنز اشاره به اهورا مزدا دارد.

 البته اهالی مزده شهرستان ساری هم نام روستا را اشاره به آبادی پیروان مزدک و یا آبادی مزدکیان می‏دانند. حال بیایید به باور اهالی دو روستای مزده و سرمزده خلیل‏آباد اشاره کنیم. به باور ایشان بدن مزدک و سر وی به ترتیب در دو روستای اشاره شده دفن است. می‏دانید که زرتشتیان اعتقادی به تدفین نداشتند. به باور دینی آنان که در حرکت مانی و مزدک هم محترم شمرده شده بود، نباید خاک بستری برای جسد انسان باشد. جسد باید در نقطه‏ای بلند در جایی موسوم به استودان قرار بگیرد تا خوراک پرندگان باشد و استخوان‏ها به مرور زمان پوسیده بشوند.

جزئیات آیین تدفین مردگان در دین زرتشت و باور مزدکیان را مطالعه بفرمایید. البته در نقاط مختلف قبرستان‏های موسوم به قبرستان گورها یا گبرها وجود دارد که مربوط به غیر مسلمانان است. و یادمان نرود بعد از  اسلام و بحث جزیه دادن زرتشتیان، آیین تدفین ایشان بسان ادوار قبل برگزار نمی‏شد و چه بسا دفن می‏شدند. با این فرض هم باید اشاره به زمان قتل مزدک و ورود اسلام به ایران کرد. یادآور می‏شوم که مزدک در عراق فعلی به قتل رسیده است. پس انتساب این دو روستا به مزدک با استناد به جسد وی اشتباه است.

 از زمان قتل مزدک تاکنون بالغ بر پانزده قرن می‏گذرد. نوشتیم که طرفداران وی به سایر نقاط هجرت کردند. چه بسا بخشی از ایشان به  اطراف به این منطقه از سرزمین پارت و خطه ترشیز و سرزمین خارزنج و خلیل‏آباد فعلی و دو روستای مزده و سرمزده هجرت کردند و در این منطقه خوش آب و هوا و در عین حال امن و دور از حکومت مرکزی پناه آوردند و نام دو روستا اشاره به دو آبادی مربوط به مزدکیان دارد. آن که ابتداء محل استقرار مزدکیان بوده شده سرمزده و محل استقرار گروه بعدی مزده نام گرفته است.

در وجه تسمیه روستای مزده در شهرستان ساری به این موضوع اشاره شده است که شاید برای این دو روستای خلیل‏آباد هم صدق کند. مزید بر آن که شاید این دو روستا زرتشتی‏نشین بوده‏اند و این دو نام اشارت به واژه اهورامزدا دارد. یادمان باشد هر دو روستای مزده در شهرستان‏های نطنز و ساری به ارتباط نام روستا با اهورامزدا اشارت دارند. اطلاق تعبیر دانای بزرگ با تاکید به معنای «مز» و ترکیب آن با «ده» هم قابل طرح برای دو روستای مورد اشاره این یادداشت دارد.

بعید هم نیست شخصیتی موسوم به مزدک یا مشهور به مزدک که بی‏ارتباط با مزدک پانزده قرن قبل است، در دوره‏ای در این منطقه مقام و جایگاهی داشته و به هر دلیل به قتل رسیده و سر در جایی و پیکر در جایی دیگر دفن شده و هسته دو آبادی شده‏اند. در هر حالت این یادداشت ژورنالیستی و نه پژوهشی اشارت به این مهم دارد که مزدک عهد ساسانی در این دو ناحیه جلوس و حضور و زیستی نداشته است. با این همه پیشنهاد می‏شود دانشنامه نام‏ها و نشان‏های ترشیز توسط کارگروهی حاذق و عالم تهیه گردد.

لابد می‏دانید کاشمر و ترشیز از جمله پانزده نقطه تاریخی خراسان بزرگ هستند. هر گوشه و کنار این خطه نام و نشانی کهن و سازه و بنا و جاذبه و آیین و شاخصی معتبر در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری دارد. وجود دانشنامه مورد اشاره کمک شایان توجهی به شناخت واقعی این خطه کهن دارد. این اثر تحقیقاتی کمک بزرگی به آمایش سرزمین ترشیز از منظر گردشگری است. گامی موثر برای تهیه نقشه راه گردشگری چهار شهرستان ترشیز باستانی محسوب می‏شود.

به بهانه تهیه این دانشنامه می‏توان برای هر روستا یک تک‏نگاری تهیه کرد. می‏توان روستاهای گردشگری را به طور ویژه معرفی نمود. می‏توان برای هر روستا و نقطه ترشیز یک بانک اطلاعاتی تهیه کرد. برای تهیه این دانشنامه نباید فقط به نام و نشان آبادی‏های فعلی اعم از شهر و روستا اکتفا کرد. بایسته است نام‏های ثبت شده در تمام جغرافیای ترشیز ثبت و ضبط شود و مفاخر و مشاهیر هر منطقه شناسایی شود. در احوالات علمای نظامیه نیشابور نام‏های دارای پسوند خارزنجی فراوان دیده می‏شود. درود بر مزده و سرمزده و جای جای ترشیز عزیز.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.