کاشمر ترسان از کرونا، حیران از عادی گرفتن آن

اخبار ترشیز
Typography

رضا فدافن 

گسترش کرونا با نام‏ های مختلف نگران کننده است. رنگ‏های اعلام وضعیت در تغییر است. موج چهارم کرونا در حال ترکتازی است. اخبار مربوط به این موضوع را در رسانه‏ های دیداری و شنیداری و مطبوعات و شبکه ‏های اجتماعی و فضای مجازی دیده و شنیده و خوانده ‏ایم. با عِلم به این اخبار و حقایق کمی به اطراف خود بنگریم.

نسبت ما با کرونا چگونه است؟ آیا از آن می‏ترسیم؟ آیا برای مقابله با آن چونان مراحل قبلی گسترش این بیماری، آماده ‏ایم؟ آیا حواسمان به حال و احوال اطرافیانمان از منظر نحوه مقابله با کرونا هست؟

از این قبیل سئوالات موارد متعدد دیگری را می‏توان بر شمرد. باور بفرمایید نوع رفتار ما در سال دوم زیستن در جوار کرونا، عجیب است. انگار کرونا چیز مهمی نیست. انگار همه چیز برایمان عادی شده است. دیگر کسی در خیابان ماشین ما را ضد عفونی نمی‏کند. گاهی یادمان می‏رود ماسک بزنیم. یادمان می‏رود در دورهمی‏ها شرکت نکنیم. رنگ کاشمر قرمز شد و نارنجی و زرد و آبی شد و باز دوباره زرد شد و اینک قرمز! و شاید سیاه هم بشود! حضور کرونا برای ما عادی شده است.

گشتی در خیابان‏های شهرمان بزنید، ترافیک بعض ساعات شبانه‏روز در نوع خود عجیب است. بسیاری به دنبال رزق و روزی، روزگار می‏گذرانند. انگار یادشان رفته است کرونایی هم وجود دارد!  انگار در موج چهارم خبری از قرنطینه نیست. در سطح شهر اطلاع‏رسانی و تبلیغات رایج در موج‏های قبلی مشاهده نمی‏شود. شُکر خدا ستاد مبارزه با کرونا با دقت برگزار می‏شود. شکر خدا کادر درمان با دقت در حال فعالیت هستند. خدا همه فعالان عرصه مبارزه با کرونا را خیر جزیل عنایت بفرماید.

در کنار این شُکرها یادمان باشد که در سطح شهر خیلی‏ها یادشان نیست که کرونا چه بی‏رحم و در فرم انگلیسی و سایر فرم‏های برزیلی و چه بسا آمریکایی و آفریقایی، چه سریع منتقل می‏شود و با چه سرعتی بعض مبتلایان را به دیار باقی می‏فرستد. قوانین مبارزه با کرونا مشخص است. همه پذیرفتن که کرونا هست. عرض شد که رسانه‏های صوتی و تصویری و نوشتاری در کنار شبکه‏های اجتماعی و فضای مجازی بارها و بارها مکرر در مکرر در باره کرونا اطلاع‏رسانی می‏کنند. ولی در سطح شهر این اطلاع رسانی چندان وجود ندارد.

مگر ستاد مبارزه با کرونا بر ضرورت اطلاع‏رسانی بین شهروندان تاکید ندارد؟ تاکید می‏شود که قوانین بر اساس وضعیت شهر در برابر کرونا به طور مرتب به مردم بیان شود. در ورودی یک ساختمان کاغذی نصب شده است که بدون ماسک وارد نشوید، ولی افرادی بدون ماسک وارد می‏شوند. افراد داخل آن ساختمان بعضاً فاقد ماسک هستند. اشاره این یادداشت در باره همان بی‏تفاوتی به آن کاغذ است. کسی که آن کاغذ را تهیه کرده و کسانی که آن را نصب کردند و کسانی که آن را خوانده‏اند، به چه میزان به آن عمل می‏کنند؟

در یک مرکز آموزش عالی تعدادی دانشجو بی‏ماسک قصد پیگیری برنامه‏های آموزشی خود را دارند. بعض کارمندان هم بی‏ماسک هستند. یک پلاستیک حائل این دو گروه هست. برای تبادل کاغذ و فرم‏ها مدام این پلاستیک بالا و پایین می‏شود! ویروس کووید نوزده در این حالت چه رفتاری دارد؟ نکند این غفلت باعث گسترش بیشتر این ویروس و تلفات بیشتر بشود؟ گاهی زود دیر می‏شود و این همه در حالی است که چند پوستر متضمن داشتن ماسک بر دیوارها خودنمایی می‏کند.

 کاش یادمان نرود پیشگیری بهتر از درمان است. اصرار بر لزوم اطلاع‏رسانی از همین منظر باید مورد توجه قرار بگیرد. روحانی‏های کاشمر می‏توانند بیشتر از قبل به مردم رعایت قوانین و توجه به پیشگیری را متذکر بشوند. شایسته است هنرمندان هم همتی عالی چونان گذشته از خود برای مقابله با این بیماری و فرهنگ‏سازی برای مبارزه با آن، نشان بدهند. این بحث فرهنگسازی بسیار مهم است. خادمان مردم در شورای اسلامی شهر کاشمر در ماه‏های آخر حضورشان در ویلای خیابان خرمشهر، هم یقین بر همین باور هستند.

قوانین مهم است. یقیناً کسبه محترم به عنوان حبیبان خدا، دقت نظری مثال زدنی برای فرهنگ‏سازی در مسیر مبارزه با کرونا داشته و دارند. خانواده‏ها حواسشان به حفظ گرمای کانون زندگانی‏شان بیش از همیشه هست. با این همه، همه باید همیار فعالان در امر مبارزه با کرونا باشیم و فرزندان خود و والدین و اقارب و خویشان و اقوام و آشنایان و دوستان را به طور مکرر با خطرات بی‏توجهی به کرونا آشنا کنیم.  بزرگان هر خاندان یقیناً به بحث تذکر برای رعایت دستورالعمل‏های بهداشتی مبارزه با کرونا توجه ویژه دارند.

بزرگان هر محله و مسئولان هر صنف و افراد مطرح در هر رشته ورزشی به طور قطع به اطرافیان خود موضوع توجه خاص به پروتکل‏های مبارزه با کرونا را گوشزد کرده و خواهند کرد. همین توجه خاص در راستای فرهنگ‏سازی برای دقت نظر در رعایت دستورالعمل‏های بهداشتی در امر مبارزه با کرونا یقیناً در روستاهای بالاولایت و پایین ولایت کاشمر جاری است. حواسمان باشد که یک غفلت عمری پشیمانی را به دنبال دارد. عزیزانمان را دوست داریم، لذا برای تداوم سلامتی ایشان بیش از پیش تلاش خواهیم کرد.

امید فرهنگ‏سازی را برای ممانعت از عادی پنداری کرونا، جدی بگیریم و از بقاع متبرکه تا بازار، از مدرسه تا دانشگاه، از شهر تا روستا و از همه جا تا همه جا به ترویج آن همت بگماریم. روزی روزگاری نسل‏های آتی امروز ما را به قضاوت خواهند نشست. باید در مقابل  خودمان و ایشان سربلند باشیم. امید بیش از پیش قدردان کادر درمان و مدافعان سلامت باشیم. رعایت پروتکل‏ها و دستورالعمل‏ها را باید جدی بگیریم. از این منظر باید خواستار وحدت رویه در بحث مبارزه با کرونا باشیم.

اگر طبق یک نرم‏افزار ماسک و مستند به آمار شبکه بهداشت و درمان، وضعیت کرونا در کاشمر قرمز اعلام می‏شود، دیگر نباید نهادی وضعیت را طوری دیگر بسنجد. طنز تلخ حکایت مدیرانی است که سال گذشته بی‏اعتنا به اعلام وضعیت کرونا توسط مسئولین شهرستان، چشم و گوش به اعلام وضعیت کاشمر از سوی فرادستانشان در مشهد و تهران داشتند، اینان وقتی فرادستانشان برای حالت قرمز کرونا بخشنامه صادر کردند، چشم و گوش به یک مرجع در کاشمر داشته، بی‏اعتنا به رنگ اعلام شده در نرم افزار ماسک و اخبار رسانه‏ها بودند.

کرونا خطرناک است. این یک شعار نیست. دوستی می‏گفت فرزندی از والدینش درخواست ثروت کرده است! تعجب نکنید خیلی ساده از والدینش خواسته تا مال و مکنتی به او بدهند. این فرزند ثروتمند است و با این همه چشم در مال پدر و مادر پیرش داشت. در این رابطه بارها با خانواده‏اش بحث داشته است. یک دعوای خانوادگی را رقم زده بود. بنده خدا درخواست ارث در زمان حیات والدینش داشت. چندین واسطه برای این مهم نزد خانواده فرستاده بود. به قول ما کاشمری‏ها باعث کلی برزخی شده بود!

بنده خدا از سر عصبانیت آرزوی مرگ والدینش را داشت! او دغدغه افزایش مال و منالش را داشت. تصور می‏کرد مرگ سیستمی نوبتی دارد و افراد برابر سن و سالشان اسیر مرگ می‏شوند. به باور او هنوز وقت مرگش نشده بود و قرار بود مرگ بسیاری از اطرافیانش را ببیند. اما امان از حضرت مرگ که کوچک و بزرگ نمی‏شناسد. این فرد ثروتمند مشتاق ثروت والدین، بر اثر ابتلا به کووید 19 جام مرگ را سرکشید. کسی که منتظر مرگ بزرگترهایش بود تا سهمی از ثروت آنان ببرد خود اسیر مرگ شد و ثروتش برابر قانون ارث تقسیم شد.!

خبر برگزاری عروسی در این ایام کرونا زیاد به گوشمان می‏رسد. تلخ‏ترینش در یکی از روستاهای پایین ولایت بخش مرکزی رخ داد. عجیب آن که عروسی در دو مدرسه برگزار شده بود. در خبرها آمد که برخی توبیخ شدند. آیا این کافی است؟ آیا نیاز نیست برخی به خاطر این موضوع دردناک استعفاء بدهند؟ فرجام توبیخ‏ها به کجا رسید؟ امید باور مسئولان این باشد که دانستن حق مردم است. امید به طور شفاف میزان قصور هر مقام و مسئول به دور از حب و بغض‏های سیاسی بیان شود.

کافی است در این قبیل موارد اقتداری نشان داده شود تا درس عبرتی باشد برای همه بی‏خبران. عادی تصور شدن کرونا به حدی برایمان مهم است که در این شماره دو بار به آن اشاره کردیم. امید به سوی واکسن‏های ایرانی به ثمر برسند و خط تولیدشان به راه بیفتد و مردم واکسینه بشوند. امید در صورت نیاز واکسن هم برابر نظر کارشناسان وارد شود. امید بخش خصوصی هم در بحث واردات واکسن خوب و نیک عمل کند.  در خبرها خواندیم که در آبادان و علی آباد کتول نام برخی مسئولان در لیست پاکبانان منتظر دریافت واکسن قرار داشت.

شنیدن و خواندن این قبیل اخبار دهشتناک است. چرا باید یک مقام مسئول اینچنین کاری بکند؟ مگر حضرات دم از دین و خدا و مراعات حال افراد و عدالت نمی‏زنند؟ خوشحالیم که از این قبیل اخبار در کاشمر شنیده نمی‏شود. یقین حواس مسئولان به این قبیل موارد هست. در پایان دوباره بر رعایت قوانین از سوی اقشار مختلف تاکید می‏شود و امیدواریم مسئولان میان مردم باشند و با دقت موج چهارم کرونا را مدیریت بکنند. برای کادر درمان بهترین‏ها را آرزومندیم. امید در فرداها از امروزمان به نیکی یاد کنیم آمین.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.