مردم از ناکارآمدی اصلاح طلبان خسته شده‌اند

اخبار ترشیز
Typography

سید علیرضا نبوی ثالث 

تو درون چاه رفتستی ز کاخ
چه گنه دارد جهان های فراخ
مولوی
۲۴ سال از تاریخ تولد مولودی به نام اصلاح طلبی در سپهر سیاسی کشور می‌گذرد، پس از به قدرت رسیدن سید محمد خاتمی در دوم خرداد ۷۶ با آن همه شعار های پر زرق و برق، مردم انتظار داشتند وی با تشکیل کابینه‌ای شایسته، سکان اداره جامعه را به دست چهره‌های کارآمد،

هوشمند و متخصص بسپارد تا این متخصصان غیر سیاسی و غیر جناحی با تلاش مضاعف به لحاظ داشتن اخلاق حرفه ای با پرهیز از تمایلات سیاسی، در پی شناخت معضلات و مشکلات مردم برآمده و با روشی هوشمندانه، مسیری را انتخاب کنند که در نهایت منجر به حل مشکلات متعددی که گریبانشان را گرفته است گردد.
سیدمحمدخاتمی در همان ابتدای کار از یک طرف بر سر دوراهی تسلیم شدن به فشارهای سیاسی و سهم خواهی های آشکار و نهان برخی احزاب قرار داشت و از طرف دیگر نگران این بود که چنانچه موفق به پاسخگویی به مطالبات واقعی مردم نشود توسعه سیاسی و روند اصلاحات با مخاطرات جدی روبرو گردد. در آن ایام فشارها بر دولت خاتمی آنقدر زیاد بود که عاقبت هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگو با روزنامه همشهری شماره ۲۰۲۲ به صراحت اذعان کرد که در اولین ملاقاتی که با سران«خط امامی ها» داشتم گفتم : « مردم به اعتدال رای دادند، رای به افراط ندادند، شماها سعی نکنید آقای خاتمی را به مسیر خلاف اعتدال بکشانید. » اما متاسفانه غلبه تفکر افراط گرایان سنتی، خشکه مقدس هایی که فقط در صورت بسته ماندن فضا، قدرت تحمیل خود را بر جامعه دارند، بر اعتدال گرایان در دولت خاتمی، باعث شد تا وزیر کشور عبدالله نوری، علی رغم آن همه شعار فراجناحی دادن، فراجناحی عمل کردن قبل از انتخابات، به محض رسیدن به قدرت، برخلاف میل خاتمی دست به تصفیه جناحی و گروهی، از صدر تا ذیل وزارت کشور و تنزل آن تا حد یک حزب سیاسی بزند، این یک سویه عمل کردن‌ها باعث شد مردم با رویگردانی از اصلاحات به مرور زمان، به درستی جواب رفتارهایشان را در انتخابات دوره های بعدی یعنی انتخابات مجلس هفتم و دوره دوم شوراهای اسلامی شهر و روستا به خوبی بدهند، اصلاح طلبان پس از دوم خرداد ۷۶ تمامی مصادر قدرت در قوه مجریه را در قبضه قدرت خود گرفتند پس از دوسال، اکثریت کرسی های مجلس ششم و شورای شهر، به خصوص شورای شهر تهران را به آن اضافه نمودند اما به جای مصرف چنین سرمایه مردمی در جهت رشد و توسعه یک کشور و خدمت به مردم، خواسته یا ناخواسته به تحلیل و تفسیر غلط و انحرافی از رای مردم پرداختند که نتیجه ای جز غرور و اتلاف منابع و از دست دادن فرصت های کشور نداشت در آن دوران حزب مشارکت که به تعبیری روابط عمومی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی محسوب می‌شد به اتفاق مجاهدین انقلاب، فکرمی‌کردند این دو تشکیلات وکیل بلاعزل مردم هستند و انگار باید، علاوه بر مردم، سایر احزاب و تشکل های اصلاح طلب، حتماً هر نوع آرایش گروهی شان را پیوسته منطبق بر دستورات پدرخوانده‌های خودخوانده ی آنها تنظیم کنند مردم پس از اینکه متوجه شدند اصلاح طلبان بی برنامه هستند و به دنبال سهم خواهی و باندبازی سیاسی هستند و محل خدمت را تبدیل به کلوپ قدرت کرده‌اند و به جای حفظ منافع عمومی به دنبال منافع خودشان هستند به درستی دست رد بر سینه آن ها زدند.
مردم در طول زمان نشان داده‌اند که خواهان اصلاحات هستند اما از اصلاح طلبان ناراضی اند، مردم همیشه در انتخابات نشان داده‌اند از غوغاسالاری و هیاهو و سیاسی کاری نگرانند و معمولاً به افرادی رای می‌دهند که به جای اینکه به مردم شعار و حرف سیاسی تحویل دهند، دنبال کار و عمران و آبادی اند .

یکی از مشکلات همیشگی اصلاح طلبان بی برنامگی است، اصلاح طلبان آشکارا برنامه خاصی برای دستیابی به اهداف خود ندارند، حکومت کردن بیش از هر چیز به یک برنامه نیاز دارد و برنامه نیازمند تعیین برخی اهداف اصلی و شیرازه ای است اصلاح طلبان دارای یک برنامه منظم و منسجم که بتوان از روزنه های آن، آینده ای دست کم نه چندان دور را مشاهده کرد، ندارند، بیشتر کارهایشان را الله بختکی و از روی احساسات و هیجانات زودگذر انجام می دهند، به جای داشتن اهداف کوتاه مدت و دراز مدت و تدوین استراتژی های دوربرد و کوتاه برد، افتخارشان این است که هرگاه اراده کنند می توانند افسار اسب احساسات و هیجانات را کشیده و سوار بر مرکب سیاست زدگی، اراده و فکر مردم را مثل خمیر بازی در دست بگیرند و به هر شکل که بخواهند درآورند، اصلاح طلبان فقط بلدند با استفاده از تئوری توطئه همیشه از رقیب یک لولو درست کنند و تمام مشکلات را به او نسبت دهند، این حرکت را در اصطلاح علم سیاست « دمونیزیشن» می گویند یعنی ابلیس تراشی، ابلیسی به نام جناح رقیب درست می کنند، حتی اگر هیچ مانع بلامنازعی برای انجام کار سد راهشان نباشد، اصلاح طلبان هنوزهم پس از ۸ سال در قدرت بودن، دولت نهم و دهم را عامل ضعف و ناکارآمدی خودشان معرفی می کنند و یادشان رفته است که اصلاح طلبی برای تغییر بود نه توجیه، اگر امروز نزدیکترین دوستانشان از جنس پروانه سلحشوری به آنها هشدار می‌دهد که « اصلاح طلبان به رای مردم خیانت کردند» نباید عصبانی شوند. واقعاً از عجایب روزگار است که این روزها خاتمی و همفکرانش و اصلاح طلبان فکر می کنند لیست های امیدی که وارد مجلس دهم شدند و یا هشت سال دوران ریاست جمهوری حسن روحانی و عملکرد دولت تدبیر و امید ربطی به آن ها ندارد.
قوه مجریه در مجموع ۱۶ سال در اختیار خاتمی و روحانی یعنی اصلاح طلبان قرار داشته است در پایان هر دو دوره اگر دقت کنید متوجه خواهید شد که اصلاح طلبان با ریزش هوادارانشان و رویگردانی مردم از رفتارشان مواجه شده‌اند، به این دلیل که در عمل به آرمان های دموکراسی خواهی پای بند نبودند. دموکراسی یک روش حکمرانی است، کسانی که از این طریق به قدرت می رسند باید به چند نکته ی مهم توجه کنند، دموکراسی باید امکان خودکامگی آنان را پایین آورد ، باید در دورانی که بر مسند قدرت تکیه زده اند، به گونه‌ای عمل کنند که برای انتخابات بعدی زمینه های مشارکت مردم را بالا ببرند ، اصلاح طلبان اگر برنامه ای داشتند، اگر کارآمد بودند، مجبور نبودند در سال ۹۲ کاندیدای اصلی خود « اسحاق جهانگیری» را در یک اقدام تاکتیکی مجبور کنند به نفع حسن روحانی کنار برود و امروز پس از ۸ سال مجبور نبودند تلاش کنند به مردم ثابت کنند ، حسن روحانی اصلاح طلب نیست .

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.