حروف ابجد و گذری به کوی و برزن‏های منتهی به انتخابات 96

اخبار کاشمر
Typography

گذری بر استقرار کاندیداهای احتمالی در تیررس دوربین‏های اتاق‏های فکر

این روزها در گذر و نظری که بر مطالب شبکه‏های اجتماعی دارید، گوشه چشمی هم به تصاویر مربوط به حضور برخی از مسئولان در جاهای مختلف داشته باشید.

گوشه چشمی به تصاویر افتتاحیه‏ها و کلنگ‏زنی‏ها و روبان قیچی کردن‏ها داشته باشید. چهره‏های آشنایی را خواهید دید که در برخی از تصاویر تکرار شده‏اند. چند چهره غیر تکراری هم خواهید دید که باز هم در چندین تصویر تکرار شده‏اند. این تکرارها را به یاد داشته باشید. اینان یحتمل کاندیدای انتخابات شوراها هستند. به لبخندهایشان دقت بفرمایید. زاویه نگاه جالبی دارند. سعی می‏کنند در تیررس نگاه دوربین باشند و عجیب آن که دوربین هم لحظات نابی از هم‏نشینی آنان با برخی از مسئولان را شکار می‏کند. این همه یقیناً اتفاقی است ولی این احتمال وجود دارد که این تصاویر حسابگرایانه و از سر هوشمندی در برخی از فضاهای اینترنتی بارگذاری شده‏اند.

همانطور که مستحضر هستید برخی از کاندیداها التفات ویژه‏ای به عوالم اینترنت و شبکه‏های مجازی دارند و سخت بر آنند به لطایف‏الحیل خود را مطرح نمایند. ویترین اینترنت برای اینان جاذبه زیادی دارد. دوستداران اینان هم برایشان سنگ تمام می‏گذارند و با القاب و عناوین شدید و غلیظ از آنان یاد می‏کنند. مثلاً در همین تلگرام و کانال‏های ریز و درشتش شاهد انواع تعابیر خاص در باره کاندیداهای احتمالی هستیم. در برخی از این کانال‏ها افراد هم مشرب به مدیریت و ادمین‏های کانال با عنوان فرهیخته معرفی می‏شوند. واضح و مبرهن است که اینان از آداب تبلیغات در فضای مجازی اینترنت با خبر هستندو اتاق فکر حامی اینان یقین به اینان خط و ربط کار در اینترنت را متذکر شده‏اند. اینان دنبال فرصت برای مطرح شدن هستند. به اتاق فکر حامی این سنخ تبلیغات توصیه می‏شود کاندیداهای مورد نظرشان را به اعلام نظر در موارد مختلف بومی و استانی و ملی دعوت کنند.

ب) کاندیداهای شوراها از حضور در کمپین‏ها تا لبخند در خیریه‏ها:

دوستی می‏گفت؛ « برخی از کاندیداهای احتمالی اخیراً حضوری پررنگ در امور خیریه دارند. برخی دست به خیر شدند. اینان با لبخندهای خاص خود در برخی از نقاط شهر بیشتر دیده می‏شوند» یاد عباس جدیدی عضو شورای شهر تهران افتادم که سلفی‏ها و نوع کارت کشیدنش برای امور خیریه جلوه خاصی در رسانه‏ها داشته است. در همه جا موارد مشابه‏ای دیده می‏شود. انگار در درون هر یک از ما یک عباس جدیدی ضعیف یا قوی وجود دارد. شاید این عباس جدیدی در اندرون کاندیداهای احتمالی حضوری پررنگتر از سایرین داشته باشد. باز هم خدا خیرشان دهاد که در این ایام منتهی به انتخابات دست به خیر شدند. تلاش برای مطرح شدن و در نهایت جای گرفتن در افکار عمومی و دلبستن به جلب آراء درانتخابات اردیبهشت 1396 روز به روز در بین جماعت خواهان برنده شدن  عیانتر می‏شود. یقین مسئولان خیریه‏های دیارمان از این فضا نهایت بهره را خواهند برد. نوش جانشان.

البته در دیار ما کار خیر حالات مختلف دارد. برخی از کاندیداهای احتمالی حضور در خیریه‏ها را به رقبای احتمالی خود واگذار کردند و سعی نمودند در عرصه‏های دیگر به خصوص در حوزه فرهنگ و مسایل اجتماعی حضوری پررنگ از خود به نمایش بگذارند. اگر اینان را در حال کمک به این مسجد یا آن هیئت مذهبی یا این کار عام‏المنفعه و یا آن مقوله اجتماعی و حتی حمایت از محیط زیست دیدید تعجب نکنید. اینان حتی گوشه چشمی به انواع کمپین‏ها دارند. اخیراً بهاره رهنما بازیگر نام آشنای سینما و تلویزیون به تقلید از کمپین«سه شنبه‏های بدون خودرو» پیشنهاد تشکیل کمپین«سه شنبه‏های بدون موبایل» را مطرح کرده است. کاندیداهای احتمالی انتخابات شوراها می‏توانند  در دیارمان مروج این کمپین باشند. این مهم خیلی با کلاس است. نیاز به هزینه زیادی هم ندارد. کافی است حامیان شما نقش شما را در این کمپین به طور خاص جلوه دهند.

ج) طیف‏های سیاسی کاشمر در تدارک برای عرض اندامی مقتدرانه:

بیش از این در این ستون تاکید شد که اصلاحات کاشمر به طور نظام‏مند به فتح دوباره ویلای خیابان خرمشهر می‏اندیشد و به همان اندازه در تدارک فتح شوراها در ریوش و آبادی‏های شهرستان است. همین باور هم در میان اصلاحاتیان سایر شهرستان‏های ترشیز موج می‏زند. حسب ظواهر می‏توان احتمال داد اینان حداقل در شهر کاشمر و هر آنجایی که دکتر بهروز بنیادی دارای رای بالا بوده است، به هدفشان خواهند رسید. با این همه شنیده‏های حاکی از بروز اختلاف سلایق در این طیف دارد. بیش از این شنیده می‏شد این طیف بر حسب تجربیاتش با دو لیست مرئی و یحتمل لیست‏های نامرئی وارد گردونه رقابت‏ها خواهد شد. دو شاخه سنتی و مدرن این طیف هنوز در ماه عسل پیروزی هستند ولی کم کم سعی دارند باور خود را درکلیت تشکیلات حاکم کنند. با این همه پیش بینی می‏شود این اختلاف سلایق فعلاً ظهوری معنادار نداشته باشد.

در میان اصولگرایان کاشمر همچنان تلاش برای یک وحدت مشهود است. انواع جلسات در حال برگزار شدن است. متاسفانه بزرگترین اشتباه این طیف تکیه زدن بر نام و نشان کاندیداهای انتخابات مجلس است. زعمای این طیف فراموش کردند این کاندیداها هیچکدام در منطقه نیستند. برخی اینان را الزاماً اصولگرا نمی‏دانند و حضورشان در اسفند 1395 را بازی به نفع رقیب ارزیابی می‏کنند و باعث تعجب است در این اردوگاه اینقدر به آنان بها داده می‏شود. وحدت حول نام‏ها آن هم نام‏های غایب زنظر یک اشتباه تاکتیکی است. این طیف انگار از آسیب‏شناسی شکست خود در اسفند 95 واهمه دارد. مادامی که این واهمه وجود دارد باید همچنان شکست را مزه مزه کنند. با باور فعلی  در این طیف باید حدس زد یاران دکتر کوهسرخی به طور کامل شورای شهر ریوش و آبادی‏های کوهسرخ را فتح خواهند کرد. باید حدس زد همین اتفاق به نفع جلالی در خلیل‏آباد رقم بخورد!

و لابد در بردسکن هم یاران دکتر اسماعیل‏نیا 50 درصد شوراها را فتح نماید!!اصولگرایان باید بدانند گاهی زود دیر می‏شود. امید به خود آیند و از گذشته پند بگیرند. طنز تلخ جاری در این طیف حضور قدرتمند مهاجران از طیف دیگر در راس تشکیلات ژلاتینی موجود است. دوستی تعریف می‏کرد؛« در یک انتخابات در ادوار گذشته بنا بدلایلی به سمت جریان مقابل اصولگرایان رفتم. تصور می‏کردم تیم اصلاحات مرا حلوا حلوا خواهند کرد و بر صدر مجالسشان خواهند نشاند، ولی زهی خیال باطل، مرا همه جا نشان دادند ولی مانع حضورم در حلقه‏های پیرامون نفر اول این جریان شدند» این دوست هنوز هم در تیم اصلاحات است و اذعان دارد مانع حضورش در حلقه دوازدهم پیرامون بزرگان این طیف نشده است. آن وقت در جمع اصولگرایان شاهد حضور مهاجران از آن طیف در هسته مرکزی تصمیم‏گیری‏ها هستیم. نگاهی به اسامی حاضران دیروز و غایبان امروز و غایبان دیروز و حاضران امروز مبیین این مدعاست.

د) انتخابات ریاست جمهوری؛ گزینه‏های روی میز اصلاحات و تداوم عشق به رنگ بنفش:

همه می‏دانیم نحله‏های مختلف اصلاحات در باب انتخابات ریاست جمهوری در اردیبهشت 1396 باورهای خاص خود را دارند. برآیند کلی حمایت از دکتر روحانی است. گویا اصلاحات به تعبیر ابراهیم اصغرزاده همچنان نیازمند یک رِحم اجاره‏ای است و یک چهره معتدل اصولگرا باید این نقش را ایفا کند. ارتحال آیت‏الله هاشمی رفسنجانی برای جبهه اصلاحات یک شوک محسوب می‏شود. عالیجناب سرخ‏پوش برخی از تندروهای اصلاحات در گذر زمان تبدیل به پدری مهربان شد. اصلاحات روزگاری نه به هاشمی رفسنجانی را تبدیل به هویت خود کرده بود و اینک در نبود این ستون موثر انقلاب اسلامی به دنبال ستونی برای تکیه زدن است. انگار برای این مهم گزینه مطلوبی را سراغ ندارند. برخی از اصلاحاتیان در پی قرار گرفتن در سایه سار ناطق نوری هستند. برخی هم تاکید دارند باید به طور مستقیم در ارتباط با رهبر فرزانه انقلاب اسلامی باشند.

حتی شنیده می‏شود رئیس جمهور اسبق در صدد است با همراهی برخی از یارانش به طور مکتوب از فتنه 1388 تبری جسته و ارتباط خود را با صدر نظام  پررنگتر نمایند. در این میان مدافعان تداوم حمایت از رئیس جمهور فعلی ایده‏های دارند. برخی خواهان وجود تعدادی کاندیدای یدک در کنار وی برای انتخابات پیش رو هستند. اینان احتمال سنجی‏های مختلفی مدنظر دارند. برخی تاکید دارند این کاندیداها نقش ضربه‏گیر را دارند و ضمن انشقاق در آرای جبهه اصولگرا خواهند توانست در مناظره‏های احتمالی و در مهندسی افکار عمومی دکتر روحانی را یاری و اصطلاحاً به وی پاس گل بدهند!  از علی مطهری و مسعود پزشکیان دو نایب رئیس مجلس برای این مهم یاد می‏شود. دکتر عارف هم در این میانه هم ساز خود را می‏زند و به آینده امیدوار است. برخی اصرار دارند وی را در خلعت معاون رئیس جمهور و یا ریاست مجلس ببینند

حزب اعتدال و توسعه هم در این میان در حال سروسامان دادن به وضعیت خود برای حمایت پررنگ از رئیس جمهور در انتخابات بهار سال دیگر است. معاون اجرایی رئیس جمهور به زودی استعفایش را تقدیم رئیس جمهور خواهد کرد تا در کسوت رئیس ستاد وی ایفای نقش نماید. این حزب از نیروهای کارآمدی در حوزه ارتباطات و تبلیغات نظیر دکتر صادق و حسام‏الدین آشنا بهره می‏برند و بلدند چگونه از مقولاتی چون کنسرت و کنسرو چگونه برای مهندسی افکار عمومی بهره ببرند. اینان در سوزاندن مهره‏های رقیب تبحر خاصی دارند. وقایع مربوط به املاک نجومی و پلاسکو از این منظر قابل ارزیابی است. این دو واقعه ضربه شستی به قالیباف بود. جبهه اصلاحات هم تمام قد از این رویه حمایت کرده و خواهد کرد. یقین این روزها اسامی زیادی را به عنوان کاندیدای این جبهه خواهید شنید که یا حضورشان را تکذیب خواهند کرد و یا بنفع دکتر روحانی با تبلیغات فراوان به کناری خواهند رفت.

ه) انتخابات ریاست جمهوری و تراکم جبهه‏های مختلف در اردوگاه اصولگرایان:

با ظهور جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی یا جمنا برخی امیدوار بودند این مجموعه به وحدت نظری خواهد رسید و در یک اتفاق نظر  با درس گرفتن از گذشته با یک کاندیدای نهایی وارد رقابت با دکتر روحانی خواهند شد. این امیدواری این روزها رنگ و بوی روزهای اول را ندارد. هنوز جبهه پایداری از جمنا حمایت نکرده است. جبهه ایستادگی به این وحدت رسیده ولی همزمان شاهد تولد جبهه پیشرفت، رفاه و عدالت با حضور 16 تشکل از احزاب سیاسی ایران با دبیر کلی شهاب الدین صدر هستیم. تراکم انواع جبهه در اردوگاه اصولگرایان باعث طرح انواع نام‏ها به عنوان کاندیداهای نحله‏های مختلف این اردوگاه شده است. جلیلی، قالیباف، بذرپاش و حتی رئیسی از جمله این کاندیداها هستند. بزرگان این اردوگاه سعی دارند با لابی و رایزنی و بیان وقایع گذشته زعمای هر جبهه را به سوی وحدت رهنمون سازند.

در این میان نگاه محمدرضا باهنر که باور برخی خود نیز یک کاندیدای احتمالی است جالب است؛« لیست اصولگرایانی که در مظان کاندیداتوری هستند و یا اعلام آمادگی کرده‌اند، تکمیل شده است؛ عده دیگری هم در کنار زمین در حال گرم کردن خود هستند؛ ما احساس کردیم اگر بخواهیم با تک تک این افراد مذاکره کنیم، حداکثر ۱۰ الی ۱۵ نفرشان تمکین می‌کنند و مابقی راه خود را در پیش می‌گیرند. اتفاق مبارک و خوشایندی که در اعمال و رفتار سیاسی رای‌دهندگان انتخاباتی در ایران ظهور و بروز یافته و نمونه آشکارش در انتخابات اخیر مجلس در حوزه انتخابیه تهران نمایان شد، رای دادن بر مبنای لیست و تایید مراجع سیاسی است؛ شما در انتخابات مجلس دهم در تهران دیدید که بسیاری از چهره‌های سرشناس رای نیاوردند و در مقابل بسیاری از افرادی که حتی کسبه محل شان هم آنها را نمی‌شناختند، وارد مجلس شدند.

 که از نظر من اتفاقا امر پسندیده‏ای هم هست چرا که رای دهنده باید جریان سیاسی را شناسایی کند و لزوماً شناخت کاندیداها چندان اهمیتی ندارد. دوستان ما باید متوجه باشند که انتخابات ریاست جمهوری پیش‌رو، تنها دو کاندیدای شاخص خواهد داشت و کسانیکه می‌خواهند زیرآبی بروند، با یک افت سنگین مواجه خواهند شد؛ اینکه کسی تصور کند با ۵ الی ۶ میلیون رای می‌تواند مزاحمت ایجاد کند و سبد رای فلان جریان را بشکند، چنین چیزی نیست و چنین کاندیدایی نهایتاً می‌تواند ۵۰۰ هزار الی ۶۰۰ هزار رای کاندیدای یک جریان را خراب کند. من این گوشزد را می‌دهم؛ البته نه تنها به آقای جلیلی بلکه به همه اشخاص اصولگرا این هشدار را می دهم که اگر فردی با این جریان و سازوکار همراه نشود، به قول معروف بیلش بسیار کم گِل برخواهد داشت»! متاسفانه تلخی گزنده اما مملو از حقیقت و واقعیت تحلیل باهنر به مذاق برخی خوش نیامده است.

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.