چهره ‏های ‏تاثیرگذار کاشمر (1)

اخبار ترشیز
Typography

رضا فدافن
کاویانی، بلندپروازی در اندیشه توسعه کاشمر
به نظر شما چه فردی در دیارمان چهره تاثیرگذار است؟ از این شماره قصد داریم برابر وسعمان سری به چهره ‏های تاثیرگذار شهرستان بزنیم. فعلاً برای ما شهرستان کاشمر مد نظر است. در اولین فرصت به چهره ‏های تاثیرگذار سایر جاهای خطه زرخیز ترشیز عزیز خواهیم پرداخت.

حتی در باره ترشیزی‏ های تاثیرگذار در سطح استان و کشور هم خواهیم نوشت. به اندازه قرن پانزدهم هجری شمسی برای این مهم وقت داریم البته اگر زنده باشیم. ملاک ما برای نوشتن در باره این چهره ‏ها انجام یک کار، کارستان است. در این راه کاری به سیاست‏ زدگی دیارمان نداریم. یک لیست تهیه کردیم و برابر آن پیش خواهیم رفت.
برای اولین شماره به سراغ محمد رضا کاویانی می‏رویم. قرار است ساعت سه عصر در فرودگاه به ملاقاتش برویم. حس خوبی دارد که شهرستانت دارای فرودگاه باشد. این حس وقتی خوشتر است که بدانی تنها فرودگاه خصوصی کشور در کاشمر است. و باز چه زیباست این حس که بدانی کمتر مشابه ‏ای در خاورمیانه برای این کار می ‏توان، یافت. کاویانی یک چهره تاثیرگذار در قرن چهاردهم هجری شمسی در کاشمر است، به یک دلیل ساده، وی یک تنه توانست شهرستان کاشمر را دارای فرودگاه بکند. کمی این باور را در ذهن مرور بکنید. در کنار این مرور به یاد بیاورید که بسیاری دم از تاسیس فرودگاه زدند و کاری نکردند.
لابد در مسیر کاشمر به سه‏راه‏شادمهر، در اراضی شهرستان مه‏ ولات، تابلویی را دیده ‏اید که متضمن نام و نشان یک فرودگاه منطقه‏ ای است. در بعض ادوار این تابلو برای برخی از کاندیداهای انتخاباتی سوژه شده بود تا از خود بگویند و رقبا را نقد بکنند. شاید آن فرودگاه منطقه ‏ای ردیف بودجه هم داشته باشد و هنوز هم قرار باشد برایش مطالعاتی انجام بشود. ولی این شرکت کاویان پرواز شرق است که توانست فرودگاه فوق سبک را تاسیس کند. فرودگاهی که در کمتر از ده سال در صنعت هواپیمایی کشور نامی مطرح شده است. کیلومتر سه محور کاشمر به پلیس راه قلعه بالا که می‏ رسیم منتظر دیدن یک میدان و فلکه برای چرخیدن به سمت فرودگاه هستیم.
ولی خبری از میدان نیست؟ چرا؟ به سمت فرودگاه می‏ پیچیم. راه آسفالت می‏شود یک راه شنی، از کنار پروژه ناتمام زندان رد می ‏شویم. کمتر از سه کیلومتر که برویم به سایت فرودگاه خواهیم رسید. چند ساختمان استوانه‏ای نظرمان را به خود جلب می‏کند. قرار بوده این ساختمان‏ها چند سوئیت برای خلبانان و مهمانان و کادر پرواز و عوامل فرودگاه باشد. برج مراقبت هم به ما لبخند می‏زند. مجموعه فرودگاه از جاده‏ای که آمدیم بالاتر است. انگار تختگاهی موازی ارتفاعات هفت شاخ است. کاپیتان محمدرضا کاویانی به استقبال‏مان می‏آید. باید نام و نشانمان را در گیت ورودی ثبت کنیم.
همه جا به دوربین‏ های مربوط به سازمان هواپیمایی مجهز است. حس می‏کنی فرد و افرادی در مشهد و تهران در حال رصد کردن تو هستند. با راهنمایی کاپیتان به سمت باند بزرگ فرودگاه می‏رویم. بعد از آذر ماه و فرود آمدن هواپیمایی حامل رئیس قوه مقننه در این فرودگاه، شاهد بودیم که نام این فرودگاه دوباره سر زبان‏ها افتاد. آمدن مقامات عالیه استان و کشور به منطقه معمولاً با خودرو و ماشین‏های تشریفاتی و گاهی هلیکوپتر بود. در حافظه کاشمر یکی دو فرودگاه با باند خاکی نقش بسته است. ولی این فرودگاه با دوراندیشی کاپیتان به گونه ‏ای احداث شده که هواپیماهای هفتاد نفره فوکر هم در آن فرود می‏آیند.
کاپیتان با غرور از تلاشش برای ایجاد این فرودگاه می‏گوید. می‏گوید در دهه هشتاد در سفری به نمک‏آبرود با فردی دارای هواپیمای فوق سبک دو نفره آشنا شده است. اولین پروازش را با آن هواپیما تجربه کرد. در آن پرواز کنار دست خلبان نشست و پرواز را به خاطر سپرد. این بلندپرواز کاشمر عاشق پرواز شد. برای رسیدن به عشقش تلاش کرد. و اینجا شاهد طنز تلخی هستیم که هنوز هم تلخی خاص خودش را هر از گاه نشان می‏دهد. کمتر کسی از مسئولان عشق او را جدی گرفتند. قیمت‏ها را امروز می‏دانید. و می‏دانید این قیمت‏ها ده سال قبل چقدر بود. مثلاً می‏دانید هزینه احداث یک باند فرود در دهه هشتاد چقدر بود و در نیمه اول دهه نود چقدر شد؟
برای اخذ مجوزها باید از هفت‏خوان‏های ریز و درشت در سطح شهرستان و استان و کشور رد شد. همه می‏دانیم برای رد شدن از این موانع کفش آهنین لازم است و صبر ایوب. کاویانی صبور بود. یک رویا داشت. برای تحقق این رویا ثروتش را هزینه کرد. خانه فروخت. املاکش را فروخت. به تلخی از نوع برخورد برخی گفت. از شهرستان تا استان و تهران انواع برخوردها را شاهد بود. طنز تلخ آن بود که تهران‏نشینان او را باور کردند. بعضی از مشهدنشینان با شک به کارهایش و درخواست‏هایش می‏نگریستند. قیمت‏ها در حال افزایش بود. خیلی چیزها در حال گران شدن بود و کاپیتان مدام در حال توضیح دادند بود.

vaziri, [۰۳/۰۶/۲۰۲۲ ۰۹:۰۱ ق.ظ]
و تلخی آن بود که برخی از مسئولان استانی ترشیزی‏الاصل بودند و بحث توجه بخش خصوصی به احداث فرودگاه را جدی نمی‏گرفتند. اما کاپیتان یک باور داشت؛ «خدا به من ثروت داده بود. به مرحله‏ای از زندگی رسیده بودم که بعد از نیم قرن زندگی، می‏خواستم خدمتی به شهر و زادگاهم به طور خاص و به کشورم به طور عام بکنم. خدمتی که عشقم هم محسوب می‏شد. بعضی جاها داد زدم که هی فلانی، نفس وجود یک فرودگاه در کاشمر کمک مهمی به مدیریت بحران در حوادث غیرمترقبه است. کمک به اقتصاد کاشمر و شهرستان‏های اطراف است، وی تاکید می کند ما در کشور جمهوری اسلامی زندگی می کنیم که برای ما امنیت به وجود آورده تلاشم این بوده که در کاشمر مکانی ساخته شود که در صورت ضرورت، قابلیت استفاده جهت حفظ امنیت را هم داشته باشیم. »
با هزینه شخصی بر فرض وجود حمایت جدی می‏توانست دو باند برای فرودگاه احداث کند. می‏توانست انواع سازه‏های یک فرودگاه مسافربری و باربری را احداث بکند. ولی انواع اما و اگرهای اداری راه را برای او پر مانع می‏کرد، ولی او عاشق بود. با هر بدبختی بود فرودگاه را افتتاح کرد. برای مردم کاشمر صدای پرواز هر از گاهی او بر فراز ترشیز، بدل به صدایی آشنا شده بود. تعریف می‏کند که دوست داشتم اورژانس هوایی در فرودگاه مستقر بشود. قول داده بودم همه چیز برای استقرار این اورژانس رایگان باشد. امری که در بعض جاها تا پنجاه میلیون تومان در ماه فقط کرایه دارد.
می‏گوید از مسئولان شهرستان برای خرید یک فروند جایروکوپتر دعوت کردم. از مسئولان اورژانس هوایی هم آمدند. در باره اهمیت این مهم و وجود آن در گناباد و سبزوار و نیشابور و هزینه‏ها و نیازها گفتیم. مسئولان هم میوه‏هایشان را صرف کردند. دو سه مسئول هم با هزینه شخصی کاپیتان با هواپیما پروازی کردند. با هشتصد میلیون تومان می‏شد اورژانس هوایی را در این فرودگاه مستقر کرد بی هر نیازی به شهرستان‏های اطراف. در این حالت اگر فردی در کوهستان یا کویر گم می‏شد دیگر نیازی به آمدن هلی‏کوپتر اورژانس از دیگر جاها نبود. اگر تصادفی می‏شد، حمل مصدومین راحتتر بود و با سرعت بیشتری انجام می‏شد.
گویا قدر این فرودگاه را نهادهای نظامی و انتظامی بیشتر می‏دانند. یادمان نرود کاشمر بر شانه‏های اژدهای خفته درونه جا خوش کرده است. این گسل بزرگ اگر ناز و کرشمه‏ای بکند و شدتی بالای شش ریشتر داشته باشد، کمک‏رسانی و امداد به زلزله‏زدگان کاری سخت است. این فرودگاه با وضعیت فعلی این مهم را ساده‏تر کرده است. در پاییز سال 1397 شاهد بودم که کاویانی به مسئول یکی از مراکز دانشگاهی گفت بیایید در این فرودگاه سرمایه‏گذاری کنید تا باند دوم احداث بشود. در این صورت شاهد پروازهای داخلی و خارجی از کاشمر به مقاصد مختلف خواهیم بود.
آن زمان کاپیتان حاضر بود یک سوم فرودگاه را وقف اهالی بکند، یک سوم در مالکیت خودش باشد و یک سوم در اختیار آن دانشگاه باشد. متاسفانه مسئولان چندان که شاید و باید موضوع فرودگاه را جدی نگرفتند. در آن زمان به گفته کاپیتان می‏شد چهار صبح انگور عسگری کاشمر را از باغ چید و بسته‏بندی کرد و تا ساعت ده صبح به بازارهای مختلف داخل و خارج کشور رساند. در آن روزگار می‏شد این انگور را کیلویی 27 هزار تومان در کشورهای حوزه خلیج فارس عرضه کرد. تاثیر این فرودگاه بر صنعت گردشگری و بهبود وضعیت صنایع کاشمر و شهرستان‏های اطراف عیان است.
شاید برایتان جالب باشد که فرود آمدن هواپیمای حامل دکتر قالیباف رئیس مجلس در روز مجلس و سالروز شهادت شهید مدرس برای کاپیتان قریب شصت میلیون تومان هزینه داشت. با این همه خوشحال است که این مهم محقق شد. ذهن کاپیتان مملو از ایده برای ارتقای کمیت و کیفیت خدمات فرودگاه است، ولی افسوس که هزینه‏ها هم کمرشکن است. فرودگاه از بیمه تا نگهداری، از تعمیرات تا حقوق کادر پرواز و خیلی چیزهای دیگر نیازمند بودجه است. و کاپیتان با خود عهد داشت بخشی از آن را تامین کند که بیشتر از آن را هم تامین کرد. این روزهای پایانی قرن چهاردهم این مرد تاثیرگذار در توسعه کاشمر نگران آینده است.
شاید ندانید که کاشمر در جهان دارای دو هویت است. یکی نام کاشمر و دیگری کد جهانی این فرودگاه، با عنوان OIMQ. این فرودگاه این روزها نیازمند توجه خاص مسئولان است. در ورود به قرن جدید کاشمر بیش از پیش نیازمند فرودگاه است. کاویانی بخش اعظم راه را رفته است. الان مجوز فرودگاه کم عرض صادر شده است. انواع تقدیرنامه‏ها برای این مجموعه صادر شده است. متقاضیان فراگیری خلبانی به این مجموعه رفت و آمد داشتند. دانشگاه آزاد اسلامی به اعتبار این فرودگاه مدرسه عالی هوانوردی تاسیس کرده است.یادمان باشد این فرودگاه تمام توان فرودگاه شهید هاشمی‏نژاد شهد را در قامتی کوچکتر دارا می‏باشد.

vaziri, [۰۳/۰۶/۲۰۲۲ ۰۹:۰۱ ق.ظ]
بد نیست بدانید که بسیاری از سرمایه‏گذاران دیارمان در هر طرح اقتصادی و پروژه به دنبال سود و درآمد هستند ولی کاپیتان به دنبال درآمدزایی برای خود نبود و نیست. ایشان به دنبال یک کار عام‏المنفعه برای دیارش بود. نیت خیر کاپیتان، کمک به بالندگی کاشمر و ترشیز و کشور است. دغدغه کمک به مردم در بحران‏های احتمالی از زلزله تا سیل دارد. وجود این فرودگاه ضریب امنیت در دیارمان را بالا برده است. یادمان نرفته که روزگاری اشرار و قاچاقچیان در ارتفاعات دیارمان تُرکتازی می‏کردند. این فرودگاه در افزایش توان حفاظت از کاشمر و استان و کشور موثر است امید قدردان خدمات این چهره تاثیرگذار که از جمله خیرین و نیک‏اندیشان کاشمر است، باشیم.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.