دکتر محمّد رمضانپور؛ تلاشگر عرصه تربیت نیروی متخصص و متعهّد

اخبار ترشیز
Typography

چهره‏ های ‏تاثیرگذار کاشمر (2)

رضا فدافن

به نظر شما چه فردی در دیارمان چهره تأثیرگذار است؟ از این شماره قصد داریم برابر وسعمان سری به چهره‏ های تأثیرگذار شهرستان بزنیم. فعلاً برای ما شهرستان کاشمر مدّ نظر است. در اولین فرصت به چهره ‏های تأثیرگذار سایر جاهای خطه زرخیز ترشیز عزیز خواهیم پرداخت.

حتی در باره ترشیزی‏ های تأثیرگذار در سطح استان و کشور هم خواهیم نوشت. به اندازه قرن پانزدهم هجری شمسی برای این مهم وقت داریم، البته اگر زنده باشیم. ملاک ما برای نوشتن در باره این چهره‏ها انجام یک کار، کارستان است. در این راه کاری به سیاست‏ زدگی دیارمان نداریم. یک لیست تهیه کردیم و برابر آن پیش خواهیم رفت.

برای دومین شماره به سراغ دکترمحمد رمضانپور می‏ رویم. قرارمان برای ساعت چهار عصر است. رأس ساعت در دفتر نشریه حاضر می‏ شود. کیفی مملو از کتاب به‏ دست دارد. می‏ گوید تا کنون بالغ بر سی عنوان کتاب منتشر کرده است. در آستانه شصت سالگی همچنان پویا و بالنده دغدغه پژوهش و تألیف دارد. دانشجوی نیمه اول دهه شصت بدل به اندیشمندی مطرح در حوزه علوم انسانی شده است. این روزها در کنار تحقیق، تألیف و  مطالعه، راهنمایی پایان‏نامه‏ های مقطع کارشناسی ارشد و رساله‏ های دانشجویان مقطع دکترای الهیات و معارف اسلامی و تاریخ و تمدن اسلامی را  بر عهده دارد.

با شوق تعدادی از کتاب‏هایش را نشان می‏دهد. هنوز چای اول را ننوشیده ‏ایم که عکس ‏هایی از دوران جبهه و روزهای دانشجویی و راه ‏اندازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشمر را روی میز می‏گذارد. بی‏ تعارف هر دو ذوق‏ زده هستیم. نگارنده افتخار همکاری با ایشان در واحد کاشمر را داشته است و از نزدیک می ‏داند که محمد رمضانپور در خلال سال‏های 1369 تا سال 1378 چه زحماتی برای راه ‏اندازی و گسترش واحد کاشمر به عنوان نگین‏ تابناک توسعه در ترشیز، متحمّل شده است. یادمان نرود وجود یک مرکز آموزش عالی در کاشمر و ترشیز برای بسیاری از ما یک آرزو بود. آرزویی که به همّت وی محقق شد.

حاصل فعالیت دکتر رمضانپور صرفاً یک دانشگاه با شش هزار و چهار صد متر مربع زیر بنا نبود. صرفاً ایجاد اشتغال برای صد کارمند و 45 عضو هیئت علمی تمام وقت و قریب 400 عضو هیئت علمی حق ‏التدریس نبود. صرفاً تربیت قریب بیست هزار دانش ‏آموخته در گذر سی و چند سال نبود. رمضانپور در مسیر خدماتش چراغ اقتصاد در کاشمر را پرنورتر کرد. کافی است کاشمر دهه شصت را با کاشمر دهه‏ های بعد مقایسه کنیم. نفس وجود اوّلین مرکز آموزش عالی باعث تأثیرگذاری در ابعاد مختلف اقتصادی منطقه شد. بسیاری از مشاغل رونق گرفتند. گردش مالی عظیمی در بانک‏های شهرستان ایجاد شد. این گردش مالی هنوز هم در جریان است. صنعت حمل و نقل کاشمر دستخوش تغییر شد. وجود دانشجویان غیر بومی باعث مطرح شدن نام دیارمان در استان و اقصی نقاط کشور شد. یادمان نرود که روزگاری بالغ بر پانصد دانشجو از استان‏های شمالی در کاشمر مشغول به تحصیل بودند. خدمتی شایان ذکر که رمضانپور در این دانشگاه انجام داد این بود که همواره حامی دانشجویان بی­بضاعت بود به گونه­ ای که نگذاشت هیچ دانشجویی به خاطر مشکلات مالی از تحصیل محروم بماند. تربیت نیروی انسانی متخصص و متعهد یک خدمت بزرگ به کاشمر و ترشیز و استان و کشور بود.

محمد رمضانپور ورودی سال 1361 دانشگاه امام صادق(ع) در رشته معارف اسلامی و تبلیغ بود. زمانی که به وی پیشنهاد شد تا به کاشمر برود و دانشگاه آزاد اسلامی را در این شهر افتتاح کند، کارشناس دفتر برنامه‏ ریزی و هماهنگی تبلیغات خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تهران بود. برای آینده نقشه‏ها داشت که از طرف فرماندار وقت کاشمر با وی تماس گرفته شد تا بانی آغاز فعالیّت اوّلین دانشگاه خطّه ترشیز شود.

 او در بیست و هشت سالگی مسئولیت راه ‏اندازی و گسترش دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشمر را پذیرفت و به عشق توسعه دیارش، زندگی در تهران را رها کرد و راهی زادگاهش شد. لابد به یاد دارید، در اردیبهشت سال 1361 در پی پیشنهاد مرحوم آیت ‏الله رفسنجانی و موافقت امام راحل(ره) شاهد راه ‏اندازی اولین واحد دانشگاه آزاد اسلامی در تهران و متعاقب آن در ده شهر کشور بودیم. واحد مشهد در آذر همان سال پذیرش دانشجو داشت. در اندک زمانی راه ‏اندازی این دانشگاه در نقاط مختلف کشور به یک درخواست تبدیل شده بود.

در خطّه زرخیز ترشیز نیز در نیمه اوّل دهه شصت شاهد طرح ایده راه‏اندازی واحد کاشمر بودیم. مطالبه ایجاد دانشگاه در کاشمر برای اوّلین بار در دوره نمایندگی شادروان حجت ‏الاسلام عربی، مطرح شد. اقداماتی هم شد. حتی نقل است که قرار بود مبلغ هفت میلیون ریال جمع ‏آوری شود. گویا چهار میلیون ریال هم از محل کمک‏های مردمی تأمین شد. گویا برخی از مدیران وقت را اعتقاد بر آن بود که کاشمر نیازی به دانشگاه ندارد. در آن دوران یک کاشمری مسئولیت دانشگاه آزاد اسلامی مشهد را بر عهده داشت.

عبدالمجید حلمی تعلق خاطری خاص به زادگاهش داشت و دوست داشت کاشمر از اولین ‏های استان در راه ‏اندازی این دانشگاه باشد. کاشمر همزمان با تربت حیدریه برای راه ‏اندازی دانشگاه اقدام کرده بود. تربت حیدریه در بهار 1364 پذیرش دانشجو داشت. جوانان کاشمری بسیاری برای تحصیل راهی تربت حیدریه می‏ شدند. این آرزو برای کاشمر در سال 1369 محقق شد. احمد بلوکیان در مجلس سوم برای بار دوم پیگیر راه ‏اندازی این دانشگاه در دیار ترشیز شد. این بار امام جمعه و فرماندار وقت مجدّانه وی را یاری کردند. مثلث شادروان حجت‏الاسلام شهمیری و شادروان صادقیان و بلوکیان توانست با مدد عبدالمجید حلمی، کار را پیش ببرند.

در پاییز سال 1369 همه موانع اداری برای آغاز فعالیّت اوّلین دانشگاه در ترشیز بر طرف شده بود و هیأت مؤسس دنبال معرفی یک نیروی کارآمد،  کاربلد و ارزشی برای راه ‏اندازی این دانشگاه بود. افراد مختلفی مطرح بودند. رمضانپور هنگام یادآوری آن روزها کمی مکث می‏کند. «شادروان سبزواری یکی از فرهنگیان کاشمر، در جریان قرار می‏ گیرد، به آقای رازقندی دادستان وقت کاشمر، بنده را پیشنهاد می‏کند. نیازمند نیرویی بودند که بومی منطقه باشد و دارای مدرک فوق لیسانس هم باشد.» نام رمضانپور در مشهد و تهران مطرح می‏ شود. رزومه جالب وی در دانشگاه امام صادق(ع) و تعهّد او برای مسئولان شهرستان و استان و سازمان مرکزی دانشگاه جذاب و جالب است.

«تهران بودم و از همه جا بی‏خبر بودم که از کاشمر با من تماس گرفتند. باورم این بود که حضور در کاشمر هم بسان حضور در جبهه است. خدمت به کاشمر برایم خدمت به کشور بود. موافقت کردم. به قدری امور سریع انجام شد که هنوز هم متعجّبم. زنگ زده بودند به منزل مادرم، تا مشخصات مرا سؤال کنند. مرحوم مادرم که سیّده بود، مرا میرزا محمّد خطاب می‏کرد. فرد سؤال­کننده هم نام مرا برابر گفته مادرم ثبت کرد. در حکمی که در پاییز 1369 برایم صادر شد نامم میرزا محمّد رمضانپور ثبت شده است. تا به خود آمدم در ساختمان استیجاری مرحوم حاجی رحیمی در خیابان شهید مدرس، ایستاده بودم و در تدارک اخذ مجوز برای پذیرش دانشجو بودم».

رمضانپور خودش را برای یک جهاد مهیّا کرده بود. او ایثارگر و جانباز دفاع مقدس است، در آن زمان، هیأت مؤسس فقط یک ساختمان استیجاری در خیابان مدرس در اختیارش گذاشته بود. پر انگیزه بود. شروع به ایجاد ارتباطات برای تهیّه مقدّمات ایجاد اوّلین دانشگاه در ترشیز کرد. همه سعی در کمک کردن داشتند. « امام جمعه کمال همکاری را داشت. خدا رحمت کنه ایشان را در بحث جذب کمک‏های مردمی ما را یاری کرد. مرحوم صادقیان با تمام توان یار دانشگاه بود. یک رنوی مصادره‏ای در اختیارم بود. ماشینی که مدام نیاز به تعمیر داشت. با این وسیله بین کاشمر و مشهد و تهران در تردد بودیم تا مجوزها و امکانات را تهیه کنیم.»

مجوز تأسیس دانشگاه در بیست و پنج فروردین 1369 صادر شده بود. مجوز تأسیس رشته هم در زمستان همان سال اخذ شد. «دنبال ایجاد رشته‏های خاص و کاربردی و مطرح در آن روزگار بودم. هنوز ساختمانی نداشتیم. مجوز پذیرش دانشجو در مقطع کاردانی آموزش ابتدایی که اخذ شد، کمبود جا برای برگزاری کلاس داشتیم. قرار بود از بهمن 1369 پذیرای چهل و چهار دانشجو باشیم. آموزش و پرورش نیز حمایت کرد. اوّلین قراردادهای تأمین استاد و کارمند را منعقد کردیم. اوّلین ملزومات اداری تهیه شد. آن زمان به طنز می‏گفتند دانشگاه آزاد اسلامی کاشمر دنبال اجاره کردن طبقه دوم همه ساختمان‏های دو طبقه است». رمضانپور همزمان به دنبال تهیه زمین برای احداث دانشگاه بود.

دانشگاه در سال 1370 توانست مجوز پذیرش دانشجو در رشته‏های مهندسی عمران، مهندسی علوم دامی، پرستاری و زبان و ادبیات عرب را اخذ کند. کاشمر به یک باره پذیرای جمعیتی تقریباً هزار نفر از نقاط مختلف استان و کشور بود. اکثر دانشجویان، خوابگاه و سلف سرویس و فضای آموزشی می‏خواستند. حداقل هشت ساختمان در اجاره دانشگاه بود. «اصرارم بر اختصاص پنجاه هکتار زمین آن هم در بهترین نقطه شهر و ترجیحاً در شمال شهر در جوار منطقه سیاحتی زیارتی سید مرتضی (ع) بود. متأسفانه فقط با پانزده هکتار موافقت کردند. بلافاصله از مشهد و تهران نقشه را تهیه کردم و کار ساخت شروع شد».

رمضانپور بهترین‏ها را برای به اتمام رساندن این پروژه شش هزار و چهارصد متری دعوت کرد.« نهایت دقت را داشتیم که کمک‏های مردمی و شهریه را به درستی مصرف کنیم. از مهندس حسینی یزدی و مهندس علی اسماعیل‏پور به عنوان مهندس ناظر کمک گرفتیم. این دو بعدها شهرداران کاشمر شدند. پروژه را با یک سوم اعتبار سایر نقاط کشور به اتمام رساندیم. وقتی کارشناسان فنی مشهد و تهران از میزان اعتبار تخصیص یافته در قیاس با سایر جاها با خبر شده بودند، متعجب شدند. کار میلیاردی سایر جاها در کاشمر با بهترین مصالح و بهترین اسلوب ، با کمتر از 350 میلیون تومان به نتیجه رسیده بود.»

این پروژه سال 1376 به بهره‏برداری رسید. تک رشته آموزش ابتدایی آن هم در مقطع کاردانی بدل به قریب چهل رشته در سال 1378 شدند. رمضانپور در این سال بعد از قریب ده سال مدیریت، به ادامه تحصیل پرداخت. البته هفده سال با واحد کاشمر همکاری داشت. حتی مدتی معاون پژوهشی این دانشگاه بود. ریاست دانشگاه پیام نور مراکز کاشمر و مشهد و نیز معاونت آموزشی استان خراسان رضوی در پیام نور را تجربه کرد. و هم اینک عضو رسمی قطعی هیأت علمی دانشگاه پیام نور خراسان رضوی است. ولی خدمت او به کاشمر و ترشیز در کسوت دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشمر همچنان در تلألو است.

از وی درباره خاطرات تلخ و شیرین دوران مسئولیتش در این واحد دانشگاهی پرسیدم. بی هر مکثی گفت خاطره تلخ ندارم. « همه خاطراتم شیرین هستند. برایم این کار یک جهاد بود. یک خدمت بود. باور داشتم که دارم انجام وظیفه می‏کنم. در گذر از موانع و مشکلات صبور بودم و اهل توکل. درخشش کاشمر و دانشگاه‏هایش برایم آرزوست.» امید دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشمر قدردان این چهره خدوم باشد. در خلال صحبت یکی دوبار پرسیدم تقدیری هم از شما شده است یا خیر؟ لبخندی زد و گفت: «تقدیر برای من رضایت خداست. رضایت مردم خوب کاشمر و ترشیز است. خوشحالم دانشگاهی هست و کارمند و استادی هست و افرادی درس می‏خوانند و کاشمر سربلند است».

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.