رقابت‏ های سیاسی و شعار وحدت با یک پیشنهاد

اخبار ترشیز
Typography

حمیدرضا بی تقصیر 

رقیب یک دشمن نیست

در عالم سیاست هر جریان سیاسی برای بالندگی نیازمند یک رقیب است. این رقیب دشمن نیست. جریانی است که با کلی مشترکات دارای اختلاف سلیقه هم هستند. در کشور آنقدر حزب داریم که خانه احزاب تشکیل شده است. همه به قانون اساسی وفادارند و در زیر پرچم جمهوری اسلامی برای اعتلای ایران سینه می‏ زنند.

در کل دو جریان سیاسی در کشور حضور دارند و احزاب حسب گرایش به این دو جریان طبقه‏ بندی می‏ شوند. دو جریان موسوم به راست و چپ اینک دارای عنوان اصولگرا و اصلاح ‏طلب هستند.

 این تقسیم در میان تمام اقشار هم مشهود است. در میان روحانی ‏ها شاهد دو مجموعه جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز هستیم. با دو واژه جامعه و مجمع انواع تشکل و حزب و محفل در میان اقشار مختلف تشکیل شده است. برخی مایلند خود را جریان سوم بدانند ولی در عمل به یکی از این دو جریان نزدیک هستند. البته هستند کسانی که هر از گاه با یکی از این دو جریان ماه عسل دارند و مدام در حال مهاجرت از این جریان به آن جریان هستند.

آسیب‏ شناسی کاشمر از منظر مسایل سیاسی در قرن چهاردهم هجری شمسی یک ضرورت است. آقایان و خانم‏ های قدر قدرت دو جریان سیاسی فعال در کاشمر، وجود رقابت در میان شما در این اقلیم اجتناب‏ ناپذیر است. این خصلت این دیار است و از گذشته هم بوده است. رقابت حیدری و نعمتی در کاشمر خلاصه در رقابت خباز و بلوکیان نیست. در دوره پهلوی هم این قبیل رقابت‏ ها بوده است. در تاریخ هم غوری داشته باشیم به مواردی در ادوار مختلف خواهیم رسید.

در اشعار شهاب ترشیزی شاهد مسایلی این چنینی در دربار خاندان میش ‏مست، حاکمان ترشیز در عهد قجر هستیم. کسی با وجود رقابت مخالف نیست. ایراد در تاثیرگذاری این رقابت در توسعه و پیشرفت کاشمر است. در بعضی از شهرستان‏ها رقابت فرم خاصی دارد. من نوعی با شما رقیبم. قصد دارم مدرسه‏ای به یاد امواتم بسازم. شما در رقابت با بنده چه می‏ کنید؟ در بعض شهرستان‏های خارج از ترشیز شاهدیم که فرد رقیب اقدام به کمک به رقیبش می ‏کند تا آن مدرسه با وضعیتی بهتر ساخته بشود.

تعجب نکنید. کافی است سلسله مطالعاتی داشته باشید. حتی در نوعی از رقابت شاهد ساخت مدرسه‏ ای بهتر از سوی رقیب هستیم. رقابت به جای تخریب دارای نوعی رفاقت در حوزه توسعه دیارشان هست. آیا ما هم همین گونه هستیم؟ روزگاری یکی از نمایندگان ادوار می‏گفت، سرمایه‏ گذاری را دعوت کرده بودم تا حرکتی برای اشتغال زایی بکند. آمد و تحقیقی کرد و قولی داد و ناگاه زد زیر قولش. وقتی علت را پرسیدم گفت دیار شما سیاست‏ زده است. گویا برخی او را از سرمایه ‏گذاری در دوره آن نماینده منصرف کرده بودند.

کاش بزرگان جریان‏ های سیاسی کاشمر به خود بیایند و رقابت را معنایی نو بکنند و در راستای توسعه و پیشرفت کاشمر رقابت بکنند. هر یک از ما خاطره و شنیده و دیده‏ ای در باره نوع رقابت‏های سیاسی دیارمان داریم. همیشه افرادی از کاشمر دارای پست‏های مدیریتی کلان و تاثیرگذار در سطح استان و کشور بوده‏اند، نفس وجود این قبیل افراد می‏ توانست در توسعه منطقه موثر باشد ، البته این مهم مشروط به وجود یک اراده برای ارتباط با ایشان و کمک گرفتن از آنها برای توسعه منطقه است.

تاسف ‏آور است که از این بضاعت هیچوقت بهره نگرفتیم. شعارش را دادیم ولی در عمل کاری کارستان نشد. در سه قوه در سطح استان و کشور شاهد حضور افراد مختلفی از دیارمان هستیم. می ‏توانستیم بسان بسیاری از مناطق استان و کشور از فرزندان دیارمان مدد بگیریم که نگرفتیم. اگر این مدد گرفتن‏ها بود در کاشمر شاهد کلکسیون پروژه ‏های ناتمام از زندان تا دوبانده کردن راه ‏ها نبودیم. شاهد رونق معادن بودیم. کشاورزی سنتی نداشتیم. شهرک‏ های صنعتی آباد بودند. در یک کلام اشتغالزایی می‏ شد.

امان از تکرار مکرر شعار وحدت

کاشمر برای توسعه انواع توانمندی و بضاعت دارد. انواع مدیران خوب و کاربلد از کاشمر به سایر جاهای استان و کشور رفته‏ اند. مشکل عمده توسعه نیافتگی این خطه همین سیاست‏ زدگی است. درد مشخص است. درمان هم مشخص است. ولی عجیب شاهد تداوم درد هستیم. به همین وضعیت ششمین شورای اسلامی دیارمان و انتخاب شهردار نگاه کنید. این درد خودش را نشان می ‏دهد. به جابجایی نماینده ‏ها و حال و هوای هر اداره نگاهی بیاندازید. عرض کردم می‏ توان انواع شاهد مثال‏ ها را عرضه کرد. با این همه یک مثال مطرح می‏ شود.

در شماره 287 با نماینده فعلی مصاحبه‏ ای با تیتر «نیک‏ بین منادی وحدت برای پیشرفت ترشیز بزرگ» داشتم. ایشان حرف‏ های قشنگی را مطرح کردند. اصولاً نماینده ‏های ادوار دیارمان قشنگ حرف می‏ زدند و می ‏زنند. در اردیبهشت 1399 نگارنده بر این امید بود که منتخب مردم کاری کارستان برای وحدت منطقه در مسیر پیشرفت خواهد کرد. یقین در این حوزه تلاش‏های کرده‏ اند و خواهند کرد و لابد موانع و مسایلی بوده که این وحدت هنوز در حد شعار باقی مانده است. امید این موانع بر طرف و شاهد عملی شدن وحدت بشویم.

در مصاحبه مذکور اشارات جالبی به بهره ‏مندی از دیدگاه‏های نخبگان منطقه شد. گفتند که قصد دارند مجمعی متشکل از نمایندگان ادوار و کاندیدهای هر دوره از انتخابات مجلس تشکیل بدهند. نگارنده از فرجام این دو ایده بی‏خبر است. امید روزی روزگاری از فرجام این ایده‏ها و نتایج آن مطلع بشویم. غرض آن که نماینده فعلی هم منادی وحدت بود. و لابد هست. امید در این مهم موفق بشوند. نماینده می‏تواند رکن رکینی برای وحدت همه طیف‏ها باشد. امید هیچ نماینده‏ای دچار ریزش طرفداران نشود و مدام شاهد رویش طرفدار باشد.

یک پیشنهاد به اصولگرایان

طنز غریبی هم در فضای سیاسی دیارمان مشهود است. وقتی اصلاحات در قدرت است جریان اصولگرایان به یک وحدت منسجم و تشکیلاتی نایل نمی‏ شوند، ولی وقتی اصولگریان در قدرت هستند  شاهدیم که اصلاحاتیان انسجام تشکیلاتی بیشتری می‏یابند. به همین خاطر در باغ سیاست کاشمر و ترشیز بیشتر حضور دارند. حسن ‏زاده و شادروان عربی و خباز و بنیادی بر کرسی حوزه انتخابیه کاشمر در مجالس اول، دوم، چهارم، پنجم، ششم، هشتم و دهم تکیه دادند. در انتخابات شوراها هم شاهد انسجام آنان هستیم.

به همین وضعیت شورای ششم بنگرید. الان به ظاهر سه نفر از لیست اصولگریان در کنار خزاعی و یوسف‏پور و با لحاظ کردن جایگاه اعمی، دارای  اکثریت هستند. صادقی تنها اصلاح‏طلب شوراست و در عمل مقتدرترین آنهاست. چرا که در کنار هر جمع سه نفره قرار بگیرد آن جمع اکثریت است. احوال سایر ادوار شورا را هم می‏دانید. این هم نمایشی دیگر از سیاست‏زدگی و نوع کارکرد رقابت سیاسی است. شورای ششم هنوز موفق به انتخاب شهردار نشده است. کاشمر در 1301 دارای بلدیه نبود و در سال 1400 هم دارای شهردار نیست!

به اصولگرایان پیشنهاد می‏شود واقعگراتر از همیشه باشند. یک آسیب‏ شناسی بکنند. رای جریان اصولگرایی در هر دوره انتخابات ریاست‏ جمهوری مشخص است. ولی در هر دوره انتخابات شوراها و مجلس شاهد یک پدیده تکراری به نام تفرق هستیم. نمی‏دانم نماینده فعلی تلاشی برای ایجاد وحدت در میان اصولگرایان کرده است یا خیر؟ برخی معتقدند وی نحله خاصی از طیف اصولگرایان را پوشش می‏دهد. در هر حال بزرگان اصولگرا باید از گذشته پند بگیرند. آسیب‏ شناسی ادوار کار سختی نیست.

آزموده را آزمودن خطاست. طرحی نو باید در بیاندازند و با احترام به تمام نحله‏های موجود در جریان اصولگرایی باید به وحدت اندیشید. این وحدت نباید وحدت با نحله من و تفکر من و منیت باشد. جریان اصلاحات چهار برگ برنده دارد. یک پاتوق مذهبی به نام تکیه شهداء دارد. بزرگان این جریان حداقل در ماه محرم در کاشمر حاضرند. دارای انواع موسسات فرهنگی و سازمان‏های مردم نهاد هستند. حرمت نشریات وابسته به خود را دارند و از آنها با لطایف‏الحیل و با جرأت حمایت می‏کنند.

امید اصولگرایان خوبی‏های رقیب را خوبتر از آنها اجرا بکنند. بیان یک طنز دیگر در باب اهمیت کار تشکیلاتی خالی از لطف نیست. دوستی اصولگرا تعریف می‏کرد یکی از دوستانش از بلوکیان زده شده بود و راهی ستاد خباز شده بود. این واقعه برایمان تلخ بود. گفتیم لابد بسان مهاجران جریان خباز به سمت جریان بلوکیان، قدر دیده و جایگاهی رفیع در ستاد دارد. شبی دیدمش و پرسیدم چه سمتی در ستاد داری؟ توضیح داد مهاجران ایشان که به سمت شما می‏آیند در حلقه اول تا پنجم جای دارند، ولی ما در حلقه آخر هم نیستیم!

می‏گفت علت را از یکی از اعضای ستاد پرسیدم که چرا مرا محرم‏تر نمی‏دانید؟ پاسخش داده بودند که باید روزگاری بگذرد تا ببینیم باز مهاجرت نمی‏کنی! آقایان اصولگرا پذیرش مهاجر از تیم رقیب خوب است. کاری حسنه است. ولی بدل کردن آن مهاجر به برنامه‏ریز کمی تا قسمتی از منظر تشکیلات محل سوال است. امید جریان اصولگرا برای انتخابات‏های پیش رو کاری کارستان از منظر تشکیلاتی بکنند. کادرسازی یک ضرورت است. به انتخابات آتی شوراها اندیشیدن کار سختی نیست. به فکر مجلس بعدی باشید. باقی بقایتان.

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.