غول چند سر و پلید تورم

اخبار ترشیز
Typography

دکتر حسن اعمی بنده قرایی
همه ما در زندگی روزمره خود با این پدیده مواجه شده‌ایم که نیاز به یک کالا را احساس کنیم ولی توانایی قدرت خرید آن را نداشته باشیم . دست به پس انداز میزنیم تا پول لازم را برای خرید آن فراهم کنیم دوباره برای خرید آن اقدام میکنیم ولی متاسفانه مشاهده می کنیم قیمت آن افزایش یافته و باز هم نمی‌توانیم به کالای مورد نظر دست پیدا کنیم .

با یک حساب سر انگشتی اگر فرض کنیم در یک اداره دولتی استخدام شده‌ایم و ماهیانه بعد از کسر مالیات و غیره و ذالک ۱۰ میلیون تومان درآمد داریم و فرض کنیم پنج میلیون تومان آن فقط پس انداز شده و برای خرید مسکن در نظر گرفته شود در همین کاشمر خودمان در بهترین حالت یک نصف قطعه ساخته شده و دارای پایان کار حداقل ۲ میلیارد تومان ارزش گذاری میشود باپس اندازماهیانه ۵ میلیون تومان و با فرض ثبات قیمت ها در طی ۴۰۰ ماه آینده به عبارت دیگر ۳۴ سال بعد ما می توانیم صاحب مسکن شویم یک زوج سی ساله در سن ۶۴ سالگی با فرض محال ثبات قیمت مسکن خانه دار خواهند شد.

هر روزه مجبوریم روی یکی از چیزهای داخل لیست خریدمان خط بکشیم .خیلی از چیزهایی که قبلا می خوردیم ، خیلی از چیزهایی که قبلاً می پوشیدیم ، خیلی از مسافرت هایی که قبلاً می رفتیم ، همه اینها در زندگی ما شبیه به آرزو شده است.  ظاهراً هر سال سفره های خانوارها کوچک و کوچکتر می شود . یک روز با پدیده حذف آجیل مواجه هستیم ، یک روز میوه،  یک روز گوشت ، یک روز مرغ و در آخر هم چیزی جز سفره های پر از خالی باقی نمی ماند . ظاهراً باید از گوشت قرمز به سمت گوشت مرغ و از گوشت مرغ به سمت تخم مرغ و از تخم مرغ به سمت سویا قناعت پیشه کنیم. هر سال فکر می‌کنیم که این دوره بدترین دوره و سال است اما هر سال دریغ از پارسال .  روند  نابودکننده سقوط اقتصادی کشور و تورم های لجام گسیخته ، زندگی ، امید و آینده را برای بیشتر مردم از بین برده است . هر آنچه گفته شد همگی از آثار پدیده شوم تورم است . اما تورم به واقع چیست ؟ تورم به وضعیتی گفته می‌شود که در آن سطح عمومی قیمت‌ها مداوم و بدون وقفه افزایش یابد . معمولاً افزایش بی رویه غیرقابل بازگشت هم خواهد بود. از نظر میلتون فریدمن اقتصاددان مشهور، تورم کاهش مستمر قدرت خرید واقعی مردم است . در این بین آنچه نشان دهنده تورم از لحاظ عددی هست نرخ تورم است . معمولاً برای محاسبه نرخ تورم از شاخص قیمت استفاده می شود . برای محاسبه شاخص قیمت معمولاً یک سبد از کالاها را در نظر می‌گیرند و میانگین تغییر قیمت این کالاها را نسبت به قیمت سال پایه به عنوان شاخص قیمت لحاظ می کنند . حال اگر کالاهایی که در سبد مصرفی لحاظ شده اند کالاهای ضروری و مورد استفاده آحاد جامعه باشد مسلماً عددی هم که به عنوان شاخص قیمت از این سبد استخراج می شود و در کنار آن نرخ تورمی که توسط این شاخص قیمت محاسبه خواهد شد یک نرخ تورم واقعی خواهد بود. اما در سبد مصرفی مصرف کننده اگر برای خوش باشی و دلخوش کردن خودمان در کنار کالاهای ضروری مثل نان ، گوشت و شکر که هر ساله افزایش قیمت بالایی را دارند کالاهایی مثل مارچوبه ، سنگ پا یا لیف حمام را قرار دهیم که هیچ افزایش قیمتی را ندارندنرخ تورم غیر واقعی اعلام خواهد شد . شاید به همین دلیل است که در برخی کشورها قیمت گوشت دو برابر می شودولی نرخ تورم بیست درصد اعلام می شود .

در همین کشورخودمان ایران مثلا در سال 91نرخ تورم 28درصد اعلام شده است . در همان سال شاخص قیمت نان و غلات 145درصد ،گوشت قرمز و سفید 152 درصد و لبنیات 140 درصد افزایش قیمت داشته اند .

در سال 92که نرخ تورم طی گفته بانک مرکزی 32 درصد بوده است .گوشت قرمز و سفید 203 درصد رشد داشته است .در همان سال قیمت شکر و شیرینی رکورد خیره کننده 301 درصد را ثبت کرده است .ولی آمار تورم رسمی 32 درصد .

اما سوال اصلی این است که منشا تورم چیست ؟

قیمت ها به خودی خود همین طور تصمیم می گیرند که بالا بروند ؟آیا راست میگن که لعنت بر گرانفروش ؟و یکی از عوامل اصلی تورم گرانفروشی افراد است ؟

علم اقتصاد تمام این توجیهات دولت ساخته را رد می کند . تقریبا تمام اقتصاددانان تورم را یک پدیده پولی می دانند . تورم توسط سیاست های پولی ایجاد می شود و کنترل سیاست های پولی هم در اختیار دولت است . از طرفی یکی از مهمترین فاکتورهای تاثیر گزار بر تورم نقدینگی هست که آن هم از قضای روزگار در اختیار دولت است .

در کشورهای مختلف حق چاپ پول و اسکناس در اختیار کیست ؟ مسلما دولت . هر کس به جز دولت اقدام به انتشار اسکناس کند به عنوان جاعل بازداشت می شود .

ظاهرا روسای جمهور کشورها هروقت پول نداشته اند به رییس کل بانک مرکزی دستور چاپ اسکناس را می داده اند . هر وقت هر دولتی هر چقدر دلش خواست اسکناس چاپ کرد بدین معنی است که ارزش اسکناس در اختیار ما پایین می آید.

مشکل بزرگی که اقتصاد ایران در این چند سال اخیر با آن مواجه بوده است این بوده که همواره نرخ رشد نقدینگی از نرخ رشد اقتصادی بیشتر بوده است . در حال حاضر میزان نقدینگی موجود در کشور بالغ بر چهار هزار و ششصد هزار هزار میلیارد تومان است . به عبارتی به ازای هر ایرانی حدود 60 میلیون تومان نقدینگی در کشور وجود دارد که یکی از عوامل اصلی تورم است .با توجه به نرخ رشد بالای نقدینگی بین سالهای 97 تا 99 به نظر می رسد پرکارترین و فعالترین بخش اقتصادی در دولت روحانی همان کارگران فعال در بخش چاپ اسکناس بانک مرکزی بوده اند . به گونه ای که اگر تمام ارکان اقتصادی کشور از فعالیت می ایستاد و فقط همان کارگران کار می کردند مشکلی برای اقتصاد بوجود نمی آمد .

با این تفاسیر مردم حق دارند ازتورم نگران باشند ، چرا که با افزایش قیمت ها ، قدرت خرید آنها کاهش پیدا می کند. و این احساس به آنها دست می دهد که همواره از همه چیزو همه کس عقب می مانند. از همسایه خود ، از کارفرمای خود ، از رفاه مورد نظر خود،  از قیمت ها و نیز از آنچه او می خواهد. مهمترین اثر اجتماعی تورم و در پی آن تورم شدید فقر است . معنی اینکه شما نمی توانید سفره‌ ای را تدارک ببینید که ۵ سال پیش به  راحتی این کار را می‌کردید یعنی اینکه شما فقیر تر شده اید  ؛ هر چند که شاید حقوق شما از نظر اسمی چند برابر شده باشد.  حال با تمام این تفاسیر برای فرار از گرفتار شدن در دام این دیو پلید چند سر باید دولت ها هم همت کنند و ضمن  قبول اشتباهات گذشته در چاپ بی رویه اسکناس ، ولخرجی های بیهوده درآمدهای نفتی و عدم اعمال قانون برای احتکار کنندگان ، تمام این موارد و مشکلات را رفع کنند تا با ثبات اقتصادی قیمت ها مردم با اطمینان خاطر بیشتری سفره های اقتصادی شان و معیشتشان را تدارک ببیند.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.