مجلس پنجم

اخبار ترشیز
Typography

انتخابات پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی زمانی برگزار شد که ستاره ی اقبال دولت سازندگی رو به افول بود و از عمر 8 ساله ی آن ، کمتر از 15 ماه مانده بود ، برخی از دولتمردان در پی جستن راهی بودند

که بعد از پایان عمر دولت ، چگونه در کنار سردار سازندگی ، همچنان سهمی در قدرت داشته باشند و مجلس پنجم بهترین فرصت برای مطالبه ی سهم بود ، آن زمان به طور کلی قدرت در اختیار جناح راست بود ، اما چپ و راست منفعل از سیاست های دولت بودند ، مجلس چهارم با اکثریت راست ، رویه اش چپ بود ، ایده های اقتصادی چپ تصویب می شد هر چند به مذاق تکنوکرات ها و فن سالاران خوش نمی آمد ، جریان رسانه ای یک سویه و در اختیار دولت بود ، توسعه بر عدالت مقدم بود ، بازار مصلحت اندیشی و میانه روی گرم بود ، همگرایی اقلیت چپ و اکثریت راست برای برگزاری انتخابات بدون حاشیه فراهم بود . نهضت آزادی و ملی گراها و لیبرال مآبان در آستانه ی انتخابات مجلس دوم ، مجمع روحانیون مبارز و جریان چپ در آستانه ی انتخابات مجلس سوم – پس از رد صلاحیت گسترده – گوشه ی غربت برگزیده وبا انتخابات قهر کرده بودند و تصمیم حضور در انتخابات پنجمین دوره مجلس را نداشتند .عموم مردم ، هرچند تجربه ی 22بار حضور در پای صندوق های رأی را در کوله بار خویش اندوخته بودند اما به مقوله ی انتخابات نگاهی پاک و راستین داشتند در حالی که گروه هایی که در این مدت کار تشکیلاتی انجام داده بودند صاحب تجربیاتی شده بودند که می توانستند با تمسک به آن تا حدودی احساسات مردم را به نحو دلخواه دگرگون سازند . آرامش اوضاع کمک کرد تا جناح راست از برخی مسایل حساس غافل بماند . جناح راست ، غافل از ترفندهای جدید ، بدون عبرت گرفتن از انشعاب مجمع روحانیون مبارز در گذشته در برابر این دولتمردانی که بیشترین دغدغه ی آن ها ، ماندن در قدرت بود حاضر نشد در لیست خود سهمی اندک به اندازه ی پنج نفر برای حامیان دولت در نظر بگیرد .

این بی توجهی به مذاق جمعی از این دولتمردان و وابستگانشان که ارادتی خاص به هاشمی رفسنجانی داشتند خوش نیامد .

مشخص نیست چرا جناح راست در آن سال ها میزان قدرت این گروه را ناچیز گرفت ؟

آیا غرورش اجازه نمی داد یا پای بندی به مواضع اعتقادی اش که نتوانست با سعه ی صدر بیشتری از انشعاب و تفرقه ی یارانش جلوگیری کند ، در پرده ی ابهام است . شاید فراموش کرده بودند که همکاری صمیمانه و شعارهای جذاب و دلنشین همین طیف بود که بعد از مجلس سوم باعث تقویت جریان راست و خانه نشینی جریان چپ گردید . این بی توجهی باعث شد تا این گروه پس از قبظ و بس های فراوان با نام «جمعی از کارگزاران سازندگی » اعلام موجودیت کند .

 

این اتفاق به منزله ی آفتابی بود که یخ جریان چپ را کم کم باز کرد ، برخی این انشعاب را پایان ماه عسل جریان راست تلقی کردند و این پیش بینی تحقق یافت ، اگرچه اکثریت مجلس پنجم در اختیار جناح راست قرار گرفت اما 15 ماه بعد یعنی در 2 خرداد 76 جناح راست با از دست دادن کرسی ریاست جمهوری دوره ی هفتم و چرخش قدرت به سمت جناح چپ ، آثار این تندروی ها و انحصار طلبی ها را به عینه مشاهده کرد .

گروه کارگزاران آن قدر صحنه ی انتخابات را گرم کرد که گروه های مخالف یعنی گروه های معروف به چپ مثل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و نهضت آزادی و حتی به تعبیری جبهه ی ملی که معمولا در انتخابات حضور پیدا نمی کردند در انتخابات اخیر حاضر شدند که بیایند  . کارگزاران سازندگی را با صفت های بسیاری تحلیل کردند ، تجمع لیبرال های جدید ، راست مدرن ، عمل گرایان ، حزبی برای همه ی فصول .

اواخر سال 74 علاوه بر کارگزاران سازندگی یک گروه دیگر هم با نام جمعیت دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی در مخالفت با انحصار جریان راست اعلام موجودیت کرد . آمدن این دو جریان به صحنه ی انتخابات به مجمع روحانیون مبارز که انزوای داوطلبانه ای را برگزیده بودند و غایب انتخابات مجلس پنجم بود و طبق تصمیم ، اوایل بهمن 74 اعلام کرده بود در انتخابات مجلس نامزد معرفی نخواهد کرد جان تازه ای بخشید .

 

 در نهایت انتخابات مجلس پنجم به صورت سه قطبی با حضور جناح راست با محوریت جامعه روحانیت مبارز ، جمعیت کارگزاران سازندگی ، جمعیت دفاع از ارزش ها برگزار شد  . جناح راست با وجود در اختیار گرفتن اکثریت مجلس شاهد اقلیتی قدرتمند با حضور عبداله نوری و دیگر نمایندگان وابسته به کارگزاران بود . این اقلیت به قدری در مجلس پنجم قدرت داشت که علی اکبر ناطق نوری با اختلاف 11 رأی بیشتر از عبداله نوری توانست به ریاست مجلس پنجم برسد .

اما در دیار ترشیز فضایی برعکس فضای کلی کشور حاکم بود ، به طور کلی روند کارهای عمرانی با توجه به این که خباز از گروه اقلیت مجلس بود مانند سال های آخر مجلس سوم که بلوکیان نماینده بود پیش نمی رفت ، کارخانه نساجی ، انجام امورش به کندی پیش می رفت ، بیمارستان 96 تختخوابی حضرت ابوالفضل با خرید آهن و برپا کردن اسکلتی نه چندان کامل ،به کندی در حال برافراشتن قامت بود . اگر در دوره سوم دانشگاه آزاد و پیام نور ، به کاشمر آورده شد ، در دو ره ی چهارم  جهاد دانشگاهی تاسیس گردید .

در آن سال ها امنیت مردم در منطقه به خاطر حضور اشرار و افاغنه سلب شده بود اما نحوه ی رقابت کاندیداها به گونه ای رقم خورد که در قیل و قال جنجال های تبلیغاتی ، ذهن مردم از این واقعیت که چرا رأی می دهند دور شده بود ، در آن زمان حرکات و اقدامات حساب شده ای ، در سطحی گسترده اتفاق افتاد که هنوز هم مشخص نیست آن اتفاقات یک نوع خودزنی برای مظلوم نمایی بوده است و یا توسط یک تیم حرفه ای صورت گرفته که تاکنون ماهیت آن مخفی مانده است ، شکستن شیشه های 60 مغازه در یک شب که عکس یک کاندیدای خاص را داشتند و ترمیم آن و پرداخت هزینه ی شیشه توسط حامیان شناخته شده ی وی ، شکستن شیشه های ماشین مردم ، تلفن زدن های اهانت آمیز به خانه های مردم ، پخش ده هزار شب نامه با خطی مثل خط جن و خرچنگ قورباغه ای ، نوشتن نامه با کد 720 که به قول آن کاندیدا کد معاویه بود در حالی که کد خودش 110 به نام حضرت علی (ع) بود این ها همه اقداماتی حساب شده بود که اذهان مردم را در آن دوران از اصل قضیه منحرف می نمود .

چهره های سرشناس در این دوره علاوه بر خباز و بلوکیان دو چهره ی جدید به نام های سید حسن رسولی و غفور حلمی به صحنه آمده بودند .

در حقیقت جناح راست و جناح چپ در این دوره هر کدام 2 نامزد داشتند پشت صحنه ی خباز جریان چپ بود با چراغ خاموش ، بدون این که لیدرها و ایدئولوگ های اصلی این گروه ، خودشان را در منظر افکار عمومی نشان بدهند ، برخی آن ها را با نام یک گروه 8 نفره می شناختند که پشت صحنه ی ستاد خباز به وی خط می دهند و برنامه ریزی می کنند ، خباز در مجلس چهارم نشان داد که کسانی که پیرامون وی جمع شدند و از بین این همه دلباختگان کرسی مجلس وی را برگزیدند ، اشتباه نکرده اند . این بار با کوله باری از تجربه و دست پر به عرصه رقابت آمده بود ضمن این که شایستگی ها و توانمندی هایش عامل مهمی در انسجام و اعتقاد حامیان و هوادارانش به خویش و راهش ایجاد کرده بود . و یاد گرفته بود چگونه رقبایش را حساب شده - از یک کنار- محترمانه تحقیر کند . وی در مسجد جامع در آخرین سخنرانی خود ، با زیر سئوال قرار دادن رقبایش از عملکرد خویش دفاع نمود و هر کدام از رقیبانش را به گونه ای زیر سئوال برد و بر نکات مهمی تاکید نمود اعم از اینکه با دولت هماهنگ است و دولت به منزله فرزند مجلس است ، خودش را نماینده مستقل معرفی کرد و با استناد به این که مردم خودشان فهمیده اند ، بالغند ، با شعورند و قیم نمی خواهند، گفت : چه معنا دارد مشهد برای ما تکلیف معین کند ، به نظر بنده نماینده نباید بدهکار هیچ کس باشد چون اگرنماینده ای را یک گروهی به مجلس بفرستد باید از حقوق آن گروه دفاع کند و اگر دفاع نکند بعدا طردش می کنند .

 

سید حسن رسولی یکی دیگر از کسانی بود که در این دوره با ادبیات راست مدرن به صحنه آمده  بود و خودش را منتسب به گروه کارگزاران می دانست ، با یک ماشین شاسی بلند در آن زمان ، شالی سبز بر گردن انداخته بود و می گفت چون من سید هستم و این مجلس هم پنجمین مجلس هست لذا خمس آن در این دوره به من می رسد ، روزی که در مسجد جامع سخن می گفت بالای سرش ، شومیزی نصب شده بود با این شعار که : « صل علی محمد ، فرزند زهرا آمد » و یادم نمی رود ، بد نیست نسل جدید بداند روزی هم که محمدرضا خباز سخنرانی می کرد در پاسخ این شعار ، بالای سر وی شعاری به چشم می خورد که نوشته شده بود « صل علی محمد ، داماد زهرا آمد » ، سید حسن رسولی نیز سخنوری ماهر بود که اگر رقیبی چون خباز نداشت با همان هوادارانی که در آن زمان از وی پشتیبانی نمودند احتمال موفقیتش بسیار بود .

 و اما برای جریان راست حکایت همچنان باقی بود . اصولگرایان دو کاندیدای هم تراز و قدرتمند داشتند ، غفور حلمی با سفارش بزرگان جریان راست از مشهد آمده بود ، نگارنده و بسیاری از دوستانم که در دور قبل برای محسن شوکت فدایی کار می کردیم در این دوره با غفور حلمی بیعت کرده بودیم . اصالت کوهسرخی بودن وی ، آرای مردم  این بخش را در حسابش ذخیره می نمود اما استخوان بندی جریان راست در آن دوره ، پشت سر احمد بلوکیان قرار گرفت ، نظر بزرگان جناح راست در تهران با احمد بلوکیان بود . بلوکیان با همان روحیه مقاوم و همیشگی خویش ، خودش را با کسب 80 درصد آرا در مجلس می دانست و این انتقاد را ، که حضور بلوکیان و حلمی با یکدیگر در صحنه به معنای بردوش بردن خباز به مجلس است هیچکدام قبول نمی کردند .

برای اولین بار در دیار ترشیز پس از گذشت 12 سال از عمر مجلس ، دو اتفاق تازه افتاد یکی این که محمدرضا خباز برای دومین بار رای آورد و دیگر این که انتخابات به صورت یک مرحله ای برگزار شد . در این دوره 6 کاندیدا با یکدیگر به رقابت پرداختند که از مجموع آرای مأخوذه 130031 هر کدام صاحب بخشی از آرای مردم شدند .

  • محمد رضا خباز  نماینده مجلس سوم                           63295 رأی
  • غفور حلمی طرقی معاون اداری مالی دانشگاه رضوی        25633 رأی
  • احمد بلوکیان  مدیر کل امور مجلس وزارت ارشاد         21292 رأی
  • سید حسن رسولی  مشاور معاون سیاسی وزارت کشور        17894 رأی
  • حسین شامکوئیان  کارمند اداره کشاورزی                      1834 رأی
  • علی اصغر یزدانی کارمند آب و فاضلاب مشهد                  83  رای

و این گونه پرونده ی مجلس پنجم با ناکامی جریان راست در کاشمر بسته شد هر چند اکثر مسئولان اجرایی در منطقه وابسته به جریان راست بودند ، خیلی وقت ها بازیگران عرصه سیاست تصور می کنند که کنشگر و فعالند اما در عمل در سناریوی دیگران و مطابق طراحی آن ها ایفای نقش می کنند . بنابراین اگر چه «اشخاص» و «رجال سیاسی» متغیری مهم در فرآیند سیاست هستند اما در کنار آن نمی توان از موضوع «شخصیت» و «روحیه» به سادگی گذشت همچنان که از فرآیند «شرطی شدن» سیاست آن جا که رو به پیچیدگی می گذارد ، دیگر صرفا چینش اشخاص و بازی نام ها و نامزد ها نیست ، بلکه بعضا تبدیل به فرآیندی می شود که در آن «شخصیت » رجال به شیوه های پنهان دستخوش تأثیر گذاری و دستکاری قرار می گیرد ، برخی سیاستمداران در چنین فرآیندی ، البته از آن جا که از اسارت خود – شهوت نام و جاه ، ضعف و نفس و خود بزرگ بینی – رسته اند ، منفعل نمی شوند ، اما اگر نقطه ی ضعفی در این عرصه داشته باشند ، هر چه قدر هم که زیرک باشند ، به خدمت در می آیند و مدیریت می شوند حال آن که خیال می کنند در حال مدیریت دیگران هستند .

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.